نوشته‌های برچسب‌خورده با پرسپولیس

پرسپولیس بازهم ناامید : بدون جادوگر نمی شود برد

هفت تیر 7tir.com :  هفته بيست و هشتم ليگ برتر با کسب اولين امتياز فرشاد پيوس شروع شد. ديروز پرسپوليس و برق شيراز در شرايطي در ورزشگاه حافظيه به تساوي يک- يک رسيدند که اگر در فوتبال پديده يي به نام «پنالتي» وجود نداشت اين دو تيم تا امروز هم توان گل زدن به همديگر را نداشتند. بازي برق شيراز – پرسپوليس، يکي از کسل کننده ترين بازي هاي اين فصل ليگ بود. درست است که کيفيت پايين زمين حافظيه روي عملکرد هر دو تيم تاثير گذاشته بود ولي فراموش نشود بازي چند روز پيش مقاومت – استقلال هم روي اين زمين برگزار شده بود. بازي ديروز تنها دو صحنه قابل ذکر داشت. در دقيقه 27، البرز حاجي پور يک پنالتي براي پرسپوليس گرفت که مازيار زارع آن را به گل تبديل کرد و در اواخر نيمه اول اين اتفاق به سود ميزبان تکرار شد. البته پرسپوليسي ها به اين پنالتي کاملاً معترض بودند. به هر ترتيب اين بار نوبت زارع برقي ها، يعني ستار بود که پنالتي را تبديل به گل کند تا بازي به تساوي کشيده شود. در نيمه دوم «آب از آب تکان نخورد» و فقط در دقيقه 88 هنرور بازيکن برق از داور کارت قرمز گرفت. پرسپوليس با اين تساوي 48 امتيازي شد و در مکان سوم جدول باقي ماند. اين در حالي بود که شاگردان وينگادا براي رسيدن به صدر جدول کاملاً به اين سه امتياز نياز داشتند. اين مربي پرتغالي ديروز به خوبي متوجه شد تيمش بدون علي کريمي به يک تيم دست وپابسته تبديل مي شود. در واقع اين علي کريمي فوق ستاره پرسپوليس بود که در بازي هاي قبلي با نمايش تحسين برانگيزش باعث شده بود قرمزها فاصله شان را با صدر جدول کم کنند و پرسپوليس بدون کريمي قادر نبود حتي يک موقعيت گل روي دروازه حريف ته جدولي اش خلق کند. به هر حال پرسپوليس اگر مي خواهد به قهرماني فکر کند بايد خيلي بهتر از ديروزش بازي کند و نتيجه بگيرد.در آن سو فرشاد پيوس مهاجم سابق پرسپوليس موفق شد پس از چهار شکست متوالي بالاخره اولين امتياز را کسب کند و به ادامه ليگ و فرار از منطقه سقوط اميدوار شود. برق با 23 امتياز همچنان در رتبه شانزدهم باقي ماند.

پيوس؛ از نحسي خارج شديم

نلو وينگادا سرمربي پرسپوليس نتيجه به دست آمده را عادلانه دانست و درباره بازي گفت؛ «در حالي که هر دو تيم فوتبال برابري را ارائه دادند و ما توانستيم به گل برسيم، متاسفانه در سه دقيقه وقت اضافه نيمه اول بازيکنان ما نتوانستند بازي را کنترل کنند و به همين دليل گل تساوي را دريافت کرديم و دو امتياز حساس را در نيمه اول از دست داديم.»وي در مورد دور شدن پرسپوليس از شانس قهرماني نيز توضيح داد؛ «مطمئناً تا جايي که ما روي کاغذ شانس داشته باشيم، براي قهرماني تلاش خواهيم کرد. ولي آن چيزي که مهم است و بايد قبول کنيم، اين است که ما با اين تساوي شرايط مان براي قهرماني بسيار سخت تر شد.»وينگادا در مورد حرکت کند بازيکنانش در نيمه دوم و سنگين بودن بعضي از آنها در اين بازي گفت؛ «بازيکنان ما در هشت روز گذشته سه بازي سنگين را انجام داده اند و همين باعث خستگي و دور بودن بازيکنان مان از شرايط آرماني شد.»وي در مورد تيم برق نيز توضيح داد؛ «تيم برق امروز در خط دفاعي واقعاً بسيار عالي ظاهر شد و در حالي که ما به خاطر شرايط بد زمين رو به توپ هاي هوايي آورده بوديم، آنها به خوبي بازيکنان ما را کنترل کردند.»سرمربي تيم پرسپوليس در مورد دليل غيبت علي کريمي در اين بازي گفت؛ کريمي در اين ديدار به دليل مصدوميت نتوانست ما را همراهي کند. وينگادا در پايان در مورد اينکه چه تيمي شانس قهرماني را دارد، اين گونه اظهارنظر کرد؛ «با توجه به بازي هاي پاياني ليگ من بيشتر حواس خود را به تيم خود معطوف کرده ام اما با توجه به شرايطي که تيم استقلال دارد و صدرنشيني اين تيم، بي شک از شانس بيشتري نسبت به ساير تيم ها برخوردار است.»در آن سو فرشاد پيوس سرمربي برق شيراز بر اين نکته تاکيد کرد که تيمش با اين تساوي ارزشمند از بحران خارج شد؛ «در 9 مسابقه گذشته هيچ امتيازي برابر حريفان کسب نکرديم اما امروز يک امتياز از پرسپوليس گرفتيم تا از نحسي خارج شويم. بازي سختي را برگزار کرديم. هر دو تيم براي کسب سه امتياز به ميدان آمده بودند به همين دليل نسبت به بازي هاي قبلي سيستم و تاکتيک مان را تغيير داديم.»

قلعه نويي : کدام بحران

استقلال تهران پس از شکست سنگين هفته گذشته اش برابر مقاومت سپاسي براي اينکه آن باخت ناباورانه و تساوي تلخ مقابل پرسپوليس را فراموش کند بايد امروز در خانه به پيروزي برسد. رويارويي با پاس همدان فرصت مناسبي در اختيار قلعه نويي قرار داده تا تيمش را از اين بحران کوتاه مدت نجات دهد به ويژه اينکه با تساوي ديروز پرسپوليس، آبي ها مطمئن شده اند که قرمزها حالا حالاها صدرنشيني آنها را تهديد نخواهند کرد. البته درست است که استقلال از جانب پرسپوليس چندان احساس خطر نمي کند اما ذوب آهن را نبايد فراموش کرد؛ تيمي که در سه امتيازي استقلال قرار دارد و با توجه به اينکه بازي برگشت استقلال- ذوب آهن در اصفهان برگزار مي شود، يک مدعي درجه يک قهرماني به شمار مي رود. استقلال براي اينکه همچنان با ذوب آهن فاصله داشته باشد و بحران را فراموش کند روي سه امتياز بازي با پاس همدان حساب ويژه يي باز کرده است. البته قلعه نويي معتقد است هيچ بحراني پيرامون تيم او وجود ندارد؛ «متوجه نمي شوم از چه شرايطي صحبت مي شود. مگر ما صدرنشين نيستيم؟ بهتر است سوال شود استقلال فصل گذشته در اين زمان چندم بود که تصور مي کنم در جايگاه نهم يا دهم بود. معتقدم باخت برابر مقاومت حباب غرور بازيکنان استقلال را شکست و آنها متوجه شدند نبايد هيچ حريفي را دست کم بگيرند.» مربي آبي ها درباره بازي امروز تيمش گفت؛ «کاملاً مشخص است تمامي تيم ها باانگيزه ديدار مقابل استقلال و همچنين روحيه مضاعف بازي با تيم صدرنشين به مصاف استقلال مي آيند اما به اميد خدا تلاش مي کنيم با شکست دادن پاس شرايط خود را در صدرجدول تثبيت کنيم.»در آن سو وينکو بگوويچ سرمربي پاس همدان بر اين نکته تاکيد دارد تيمش فريب شکست استقلال مقابل مقاومت را نخواهد خورد؛ «تيم هاي بزرگ دنيا مانند رئال مادريد، بارسلونا و منچستريونايتد در جريان مسابقات ليگ چنين نتايجي را تجربه مي کنند بنابراين ما نبايد فريب شکست استقلال را بخوريم و بايد بازي خود را انجام دهيم. اميدوارم بتوانيم با يک بازي مطلوب و تماشاگرپسند دست پر از آزادي خارج شويم.»استقلال هم اکنون با 53 امتياز در صدر جدول قرار دارد و حتي شکست در بازي امروز هم در رتبه آنها تغييري به وجود نمي آورد. پاس هم با 31 امتياز در رتبه سيزدهم ديده مي شود.

نوشتن دیدگاه

اصرار عجيب قطبي براي خريد مدافع برزيلي

هر چند فصل قبل و با اصرار افشين قطبي براي جذب خورخه آراندا و ماته دراگه چوويچ چيزي عايد پرسپوليس نشد اما امسال هم قطبي دست بردار نيست و هر طور که شده مي خواهد يک مدافع ناشناس برزيلي را وارد پرسپوليس کند. وقتي در ميانه فصل گذشته و در فصل نقل و انتقالات قطبي روي خريد آراندا و دراگه چوويچ زوم کرد خيلي ها فکر مي کردند بار فني اين دو باعث شده که با وجود محدوديت هاي مالي باشگاه، اين دو پرسپوليسي شوند اما وقتي نيم فصل دوم شروع شد معلوم بود که پرسپوليس براي قهرماني نمي تواند روي اين دو بازيکن کوچک ترين حسابي باز کند. وضعيت دراگه چوويچ آنقدر بد بود که در فصل نقل و انتقالات ليگ هشتم در تست پزشکي و فني باشگاه پگاه گيلان رد شد و هيچ کس هم در حال حاضر از آراندا خبري ندارد. در چنين وضعي قطبي در اين فصل هم از باشگاه خواسته هر جور شده مدافع برزيلي ناشناس را براي پرسپوليس بخرند. حتي سرمربي پرسپوليس قبل از قطعي شدن حضورش در پرسپوليس گفت وگوهايي هم با اين بازيکن برزيلي انجام داده و گويا جذب اين بازيکن يکي از پيش شرط هاي قطبي براي امضاي قرارداد با پرسپوليس بوده است. البته از نظر قطبي کار حضور مدافع برزيلي در پرسپوليس تمام شده. با اين حال وقتي قطبي در آخرين مصاحبه اش قبل از سفر به دوبي نامي از اين بازيکن نبرد و تنها از لفظ «مدافع برزيلي» استفاده کرد وضعيت پيچيده تر شد؛ «اين مدافع برزيلي يکي از بهترين و با کيفيت ترين بازيکنان برزيل است. او در تيم هاي بزرگي چون سانتوس بازي کرده و حتي به عنوان کاپيتان، اين تيم را در صعود از ليگي به ليگي بالاتر همراهي کرده. او در تيم ملي زير 18 ساله هاي برزيل هم چهره خوبي داشته است. او قابليت بازي با هر دو پا را دارد اما من بيشتر قصد دارم به عنوان مدافع چپ او را به کار گيرم. قرارداد اين بازيکن برزيلي با باشگاه پرسپوليس به امضا رسيده و قرار است طي روزهاي آينده سائوپائولو را به مقصد دوبي ترک کند و به تيم اضافه شود.» فقر اطلاعات در حرف هاي قطبي چيزي است که وضعيت اين بازيکن و چگونگي حضورش در پرسپوليس را نامشخص تر مي کند. در حالي قطبي با اطمينان از کيفيت بالا و نقش اين بازيکن در صعود سانتوس به ليگي بالاتر صحبت مي کند که سال ها است اين تيم مطرح در رقابت هاي دسته يک برزيل حضور دارد. ضمن اينکه همين ندانستن نام اين بازيکن هم بزرگ ترين دليل است تا نسبت به کيفيت بالا و همچنين اغراق قطبي درباره اين بازيکن شک کنيم. به هر حال اگر همان طور که قطبي گفته قرارداد اين بازيکن امضا شده باشد بايد منتظر عملکرد بازيکن خارجي پرسپوليس باشيم.

نوشتن دیدگاه

تعجب اماراتي ها از اردوي پرسپوليس در دبي

خبر برگزاري اردوي تيم فوتبال پرسپوليس در شهر دبي باعث تعجب اکثر خبرنگاران ورزشي در امارات شده است.

به گزارش ايسنا از دبي، در حالي که بدليل شرايط بد آب و هوايي به خاطر گرماي زياد همراه با رطوبت، تمام تيم‌هاي دسته اول و دسته دومي اماراتي اردوي خود را در کشورهاي اروپايي برگزار کرده و يا در آينده نزديک برگزار خواهند کرد، اردوي آمادگي تيم پرسپوليس در اين فصل از سال در شهر دبي تعجب اکثر خبرنگاران ورزشي امارات را در پي داشته است.

اين در حالي است که اکثر تيم‌هاي ملي و باشگاهي جهان در فصل زمستان اين شهر بندري را براي اردوي آمادگي خود انتخاب مي‌کنند و گرماي بالاي 40 درجه و ميزان بالاي شرجي و رطوبت در فصل تابستان اردوي تيم پرسپوليس باعث تعجب خبرنگاران شده است.

نوشتن دیدگاه

دئول هفت تیر کشها

«من بهترينم. بهترين مربي دنيا؛ آقاي خاص…چلسي را قهرمان مي کنم.»اين را مورينيو گفت.«يک هفت تير کش جوان آمده اينجا اما يادش رفته اينجا من کلانترم.» اين جواب فرگوسن بود. هفت تيرکش جوان دو فصل قهرمان شد اما در فصل سوم قافيه را به کلانتر باخت. باخت و برکنار شد و از انگليس رفت. تضاد، به ذات، جذاب است. از دل تضاد، چيز تازه بيرون مي آيد و تازه ها براي هر چشمي جذابيت دارند. فرگوسن و مورينيو به ظاهر تضاد زيادي دارند چه اينکه فرگي رقيبش را هفت تيرکش مي داند و خودش را کلانتر. اين تضاد گيرا اما نماي کار است. داخل ذهن شان شباهت هاي پررنگي زندگي مي کند. اول از همه اينکه متنفرند از شکست و معتادند به پيروزي. مورينيو؛ «عاشق گلفم اما هرگز گلف بازي نمي کنم چون مي بازم.» اين عبارت سه جمله يي وحشتناک، عمق تنفر آقاي خاص از شکست را نشان مي دهد. تضاد به ذات جذاب است چون دو قطب غيرهمنام چنان به طرف هم کشش دارند که در قلب ماجرا شباهت هاي جالب پيدا مي شود و طرفين تضاد را مثل برادران دوقلو مي سازد.

2-افشين قطبي و امير قلعه نويي. تضادها آنقدر ريشه يي است که از همين حالا جدل شفاهي و قلمي روزنامه نگاران را به اوج رسانده است. قطبي ديگر آن چهره غيرقابل نفوذ رسانه يي که پس از قهرماني سينمايي پرسپوليس پيدا کرده بود را ندارد. اما چرا چنين چهره يي پيدا کرد؟ به همان دليل که در برخي انتخابات، آري گفتن به يک نفر و يک طيف، نه گفتن به طيفي ديگر است. افشين قطبي در ميان ورزشي نويسان و

سينمايي نويسان و بازيگران و کارگردان ها و مادران ميانسال و پدران خسته زير بار قسط مانده محبوب شد. محبوب شد چون به کلهم نگفت «کل يوم». چون فرق آناليزور و آناليز را مي دانست، مي داند. چون طعنه و کنايه و پوزخند حرص آور به کسي نزد و؛ چون وقتي در تيمي ضعيف بازي مي کنيد، اگر به شدت متوسط و معمولي هم باشيد؛ باز ستاره ايد. بقيه ضعيفند و شما که متوسطيد؛ ستاره مي شويد. افشين قطبي به تمام دلايل آفتاب خورده يا در سايه مانده، محبوب شد تا «نه» مردم به آنچه تعبير لمپنيسم گرفته؛ شنيده شود.

3-افشين قطبي و امير قلعه نويي. تضادها ريشه يي است اما در دل تناقض هاي ديدني، نزديکي فلسفه آنها قابل لمس است. هر دو از شکست متنفرند. شهوت پيروزي دارند و طبق ذات فوتبال که محل برآوردن برتري جويي است، کار مي کنند. اگرچه قطبي لحظاتي پس از لمس پيروزي، با واژه هاي توده پسند و ادبيات تهاجمي، دل همه را مي برد و قلعه نويي پس از برد و باخت با تعابير ماورايي و بهانه هاي سطحي، انرژي منفي توليد مي کند؛ اما ته تهش شباهت، ديدني است؛ «عشق به برد، تنفر از باخت.» اواخر نيم فصل اول ليگ هفتم در يک شب پاييزي، يکي از مهره هاي موثر پرسپوليس کانال تلويزيون را عوض مي کند، يک دفعه سرش را نود درجه به چپ مي چرخاند و با بهتي عجيب به شما مي گويد؛ «جدي، جدي آنقدر اين قطبي گفته بايد ببريم، بايد قهرمان بشويم که وقتي هم بد هستيم و حقمان نيست بازي را ببريم؛ مي بريم.» بعد سرش را نود درجه به راست مي چرخاند و به تلويزيون زل مي زند. علي پروين با همين خواست قدرت و اراده غالب، در اوج ندانستن هم اواخر دهه 70 جام ها را درو مي کرد. پس داستان سخت و پيچيده قطبي و قلعه نويي هم آخرش ساده مي شود؛ دو مربي از دو طيف متفاوت، به هم رسيده اند. استراتژي شان يکي است؛ به شدت پيروزي را بو مي کشند. تاکتيک ها اما تضاد اساسي دارند.

4-قطبي محبوب باريک بين ها و متوسط ها و پاييني ها شده اما هنوز قلعه نويي ميزبان است. ادبيات قلعه نويي هنوز ادبيات غالب فوتبال ايران است و رفتارش همچنان هماني است که بر جامعه فوتبال ايران حکومت مي کند. مثال هايي که مي زند، ارتباط هايي که ميان موفقيتش با بعضي مسائل برقرار مي کند و مقدمه و موخره هايش، همه بوي ميزباني مي دهد. ميزباني يک اصل مهم است در رقابت اما يک گل قطبي، دو گل حساب نمي شود.

5-اگر پيش يا پس از بازي از قلعه نويي خوشتان نيايد، عوضش در جريان مسابقه اعتمادي غريب و تعريف نشدني داريد به او. اين حس البته در صورتي سراغتان مي آيد که هوادار تيم امير باشيد. او هر چقدر مقابل دوربين گاف مي دهد و براي چشم و گوش شما توليد انرژي منفي مي کند؛ در طول 90 دقيقه قدرت اطميناني به هوادارش مي دهد که انگار شانه هايش تحمل وزن چند هزار نفر را دارد. اگر در نقطه مقابل قلعه نويي باشيد؛ پيش و پس از بازي لبخند مي زنيد و شايد «بهش» بخنديد اما در جريان مسابقه ميزبان ترس مي شويد. در مورد قطبي داستان تا حدودي «برعکس» است. او به شدت خوش بين است و خوش بيني اش را به مغز رسانه و هوادار تزريق مي کند اما در جريان بازي، با خشکي قلب شير مواجه مي شويد. اين خشکي هميشگي نيست اما در طول فصل بارها سراغ تيم قطبي مي آيد. فقط منتظريد قطبي از زبانش استفاده کند تا آرام شويد و تکيه کنيد به شانه هايش. قلعه نويي بازيگر سکته ها و سکوت هاست؛ زماني که در سايه ايستاده و ديالوگي ندارد. بيانش گاهي اعصاب همه را به هم مي ريزد اما در سايه کارش را مي کند. قطبي با ديالوگ محشر است اما ديالوگش که تمام شد؛ کمرنگ مي شود.

6- قلعه نويي و قطبي تضادهاي روشن دارند و فصول مشترک مشخص. از دل تضاد چيز تازه بيرون مي آيد و هر چيز تازه در هر پديده، به خود پديده کمک مي کند. قلعه نويي کلانتر شهر نيست اما قطبي هفت تيرکش تازه از راه رسيده يي است که يک بار تا يک قدمي تصاحب حکم کلانتر هم پيش رفت و در حافظيه براي گرفتن نيمکت تيم ملي دور افتخار زد. هفت تيرکش کارش را بلد است. هنوز اما ميزبان نشده؛ ميهمان است. قلعه نويي اگر کلانتر نيست، حداقل ميزبان است. ولع داريم دوئل هفت تيرکش و ميزبان شروع شود. چه فوتبال هايي ببينيم، چه مصاحبه هايي بشنويم، چه يادداشت هايي بخوانيم.

7- سرش را نود درجه مي چرخاند و به شما مي گويد؛ «آنقدر امير(افشين) گفت از همه بهتريد و قهرمانيد که جدي، جدي باورمان شد…»

نوشتن دیدگاه

سلام آقای قطبی

ناگهان همه چيز خوب شد؛ سبز سبز. همه با هم دوست شدند. سوال؛ از 10 خرداد 1387 تا روز دهم تير همين سال که فاصله اش مي شود 31 روز، چه اتفاق محيرالعقولي در پرسپوليس رخ داد که قطبي راضي به برگشتن شد؟ در اين 31 روز، امکانات زيرساختي پرسپوليس درست شد که قطبي برگشت؟ کمپ اختصاصي و کاملي که قطبي از کاشاني خواسته بود، حاضر شد؟ از 10 خرداد تا 10 تير چه اتفاقات سري و نديدني و زيرپوستي رخ داد که قطبي آمدني شد؟ يعني مشکل قطبي فقط استيلي بود؟ پاسخ اين سوالات مشخص است. پاسخ ربطي به پرسش ندارد. بدون يادآوري اينکه قطبي کمپ خواسته بود و امکانات درست و حسابي خواسته بود و استيلي را نخواسته بود و پول زياد خواسته بود، مي توان پاسخ سوال اول مطلب را داد. پاسخ اين است؛ «کمرنگ کردن جدايي مديرعامل موفق پرسپوليس، تنها با تصميمات پوپوليستي ممکن بود. اگر کاشاني استعفا داده نمي شد، قطبي هر روز شماره باشگاه پرسپوليس را روي تلفن همراه خود مي ديد؟ اگر کاشاني با استعفايش، «برکنار» نمي شد، سازمان تربيت بدني اجازه مي داد باشگاه پرسپوليس براي راضي کردن يوروم به بازگشت قطبي، پيشنهاد 300 ميليوني به يوروم بدهد؟ 300 ميليون براي مديريت امور بين الملل و سايت باشگاه. واقعاً قيمت اداره سايت و روابط بين الملل پرسپوليس در يک فصل، 300 ميليون است؟» براي پاسخ دادن به پرسش اصلي، بايد دوباره سوال کنيم و از علامت سوال کمک بگيريم. علامت هايي که جنبه خبري دارد و لحن پرسشي آن هيچ کس را درگير نمي کند. کاشاني از پرسپوليس مي رود، علي آبادي مصطفوي را جانشينش مي کند، بعد هدايتي مالک استيل اذين را به هيات مديره معرفي مي کند و مصطفوي هدايتي را به دوبي مي فرستد تا «بله» را از قطبي بگيرد. معادله اصلاً مجهولي ندارد. محمد علي آبادي براي پاک کردن خاطره کاشاني از آرشيو ذهن پرسپوليس، بهترين تصميم ممکن را گرفت و کوتاه ترين مسير به سمت «آرامش» را انتخاب کرد. نامه هفته گذشته علي آبادي به رئيس جمهوري که درخواست «مهار ولخرجي باشگاه هاي صنعتي» در آن طرح شده بود، حمايت سازمان از دو قدرت سنتي پايتخت را نشان مي دهد. اشتهاي زياد پرسپوليس و استقلال در بازار نقل و انتقالات اما «موضوع» نامه رئيس سازمان به رئيس جمهوري را عجيب مي سازد. عجيب است چون ولخرجي پرسپوليس و استقلال چند برابر باشگاه هاي صنعتي است. ديروز از فرخزادي مدير روابط عمومي پرسپوليس پرسيده شد؛«ابراهيم توره را چطور جذب کرديد؟» پاسخ فرخزادي خيلي جالب است؛ «اين يک راز است که شايد بعدها از آن باخبر شويد.» پرسپوليس براي يک فصل 450 ميليون به توره مي دهد، پيشنهاد 350 ميليوني به عمادرضا داده و تا همين امروز سقف سهميه ليگ برتري خود را پر کرده است. استقلال هم هشت مهره درشت جذب کرده اما هنوز آنقدر گرسنه است که دو بازيکن تازه خود را موقتي به ليگ آزادگان منتقل مي کند تا با چند بازيکن ليگ برتري ديگر ببندد. اگر سيري ناپذيري پرسپوليس و استقلال به مفهوم مظلوميت آنها و ولخرجي باشگاه هاي صنعتي است، بايد از زماني بترسيم که باشگاه هاي صنعتي بکشند کنار و ميدان را مطلقاً به دو باشگاه تحت نظر سازمان بدهند. مظلوميت پرسپوليس و استقلال دل همه را کباب کرده و نامه علي آبادي به احمدي نژاد با اين پيش زمينه خبري يادآوري کننده، خواندني مي شود؛ «خانم يوروم پيشنهاد 300 ميليوني از مصطفوي گرفته تا امور بين الملل و سايت پرسپوليس را بچرخاند.» اين پست در پرسپوليس و هر باشگاه ايراني ديگري، در شرايط عادي هزينه يي بيش از 30 ميليون براي هر فصل برنمي دارد. استقلال و پرسپوليس آنقدر مظلوم و نحيف و نزار شده اند که بيش از 50 درصد ترکيب فصل گذشته شان را در تابستان عوض مي کنند و با گران ترين مربيان هم مي بندند. در فضاي کلي فوتبال ايران، هيچ انتقادي به برونگرايي رفتاري و قدرت نمايي مالي پرسپوليس و استقلال وارد نيست اما واکنش هاي «معکوس» سازمان به اين موضوع، حساسيت جامعه رسانه را به اوج مي رساند. افشين قطبي که اواسط خرداد با بغضي سنگين در فرودگاه امام، براي آخرين بار به چهره دوستانش زل زده بود، امروز يا فردا با لبخندي غليظ وارد تهران مي شود و مقابل عکاسان و خبرنگاران مي ايستد. شايد اينجا يک نفر پيدا شود که از او بپرسد؛ «از 10 خرداد 1387 تا روز دهم تير همين سال که فاصله اش مي شود 31 روز، چه اتفاق محيرالعقولي در پرسپوليس رخ داد که شما راضي به برگشتن شديد؟ در اين 31 روز، امکانات زيرساختي پرسپوليس درست شد ؟ کمپ اختصاصي و کاملي که از کاشاني خواسته بوديد، حاضر شد؟ از 10 خرداد تا 10 تير چه اتفاقات سري و نديدني و زيرپوستي افتاد که برگشتيد؟ يعني مشکل شما فقط استيلي بود؟» ميکروفن که به سمت قطبي مي رود، با لبخند، دهان باز مي کند و مي گويد؛ «براي کمک به سرزمين مادري و هواداران پرسپوليس برگشتم.» در همين لحظات داريوش مصطفوي هم کنار قطبي، در يک قاب ايستاده و محمد علي آبادي از تلويزيون صحنه پيروزي تازه اش را تماشا مي کند.

نوشتن دیدگاه

با عدم موافقت وزارت خارجه با صفر به آمریکا ، پرسپوليس يک ميليون دلار جريمه مي شود

تيم فوتبال پرسپوليس، بخاطر عدم حضور در چند بازي دوستانه در آمريکا و کانادا، بايد يک ميليون دلار جريمه ‏بپردازد. علت عدم سفر تيم پرسپوليس، مخالفت شوراي برون مرزي سازمان تربيت بدني است که پس از جلسه اي ‏با حضور نمايندگان وزارت خارجه، انجام اين سفر را رد کرده است.‏

دو سال قبل مديران وقت پرسپوليس با شركت آلفا توافق کردند در كانادا چند بازي دوستانه انجام دهند اما مشكلات ‏مالي پرسپوليس مانع سفر به كانادا شد تا اينکه شركت آلفا به فيفا شكايت كرد.‏

‏ فيفا هم راي به جريمه يك ميليون دلاري پرسپوليس داد اما مذاكرات مسوولان اين باشگاه با شرکت آلفا به اين ‏نتيجه رسيد که پرسپوليس به جاي پرداخت جريمه يك ميليون دلاري، تابستان 87 به كانادا برود. در آن شرايط ‏مديران اين باشگاه هرگز گمان نمي کردند موانع سياسي، مانع از سفر آنها شود.‏
‏ ‏
اکنون در حالي که شرکت آلفا منتظر حضور بازيگران باشگاه پرسپوليس در آمريکا و کانادا بود، شوراي برون ‏مرزي تربيت بدني با حضور پرسپوليس در اين کشورها مخالفت کرد.‏

روزنامه اعتماد مي نويسد: «حتي سازمان براي تصميم گيري در اين مورد پاي وزارت خارجه را هم به وسط ‏کشيد اما گويا سازمان و وزارت خارجه با اين سفر موافقت نکرده اند. البته سخنگوي وزارت خارجه هم اين خبر ‏را تاييد کرده و با اين شرايط بايد اتفاقي عجيب بيفتد که پرسپوليسي ها به امريکا و کانادا سفر کنند.»‏

به اين ترتيب نه تنها مشتاقان فوتبال در آمريکا و کانادا نوميد شده اند، بلکه باشگاه پرسپوليس هم با يک جريمه ‏هنگفت روبروست که در اوضاع نابسامان مالي فعلي، قدرت پرداخت ان را ندارد و آينده اين باشگاه را زير سوال ‏مي برد.‏

مديران اين باشگاه که در انتظار کسب درآمد خوبي از اين ديدارها بودند، حالا با معضل بزرگي براي تامين يک ‏ميليون دلار روبرو هستند.‏

پيشتر حبيب كاشاني مدير باشگاه پرسپوليس نامه اي براي تربيت بدني ارسال و ضرورت سفر پرسپوليس به ‏امريكا و كانادا را تشريح كرده بود، اما اين نامه هم کارساز واقع نشد.‏

جلسه روز سه شنبه مدير باشگاه پرسپوليس با محمد علي آبادي، رئيس سازمان تربيت بدني هم ظاهراً به نتيجه اي ‏نرسيد که پس از آن ديگر مسئولين اين باشگاه هم استعفا کردند.‏

شنيده ها حاکي است مسوولان باشگاه هنوز اميدوارند با جلب رضايت شوراي برون مرزي سازمان تربيت بدني و ‏وزارت خارجه از پرداخت بدهي يک ميليون دلاري به اين شرکت کانادايي خلاص شوند.‏

از سويي وکلاي تيم پرسپوليس در تلاش اند که از هم اکنون مدارک خود را براي فيفا ارائه کنند تا پرداخت اين ‏مبلغ معاف شوند.‏

توافق اوليه پرسپوليس و شركت آلفا، در زمان مديريت حجت الله خطيب حاصل شد و حبيب كاشاني كه معتقد است ‏در پرونده رافائل و شركت كوپيان، به خاطر كم كاري انصاري فرد متضرر شد، با پرونده اي به جا مانده از زمان ‏مديريت خطيب مواجه شد.‏

حال با استعفاي کاشاني، احتمالاً وظيفه پيگيري اين پروژه به فرد ديگري سپرده مي شود.

نوشتن دیدگاه

تاريخ نگاري 22 ساله از سرمربي تازه پرسپوليس

1- خرداد 1365 علي پروين با فصل تازه يي از زندگي اش مواجه مي شود. بازي پرسپوليس – پاس است. يک جوان 17 ساله با پيراهن سبز وسط زمين مي دود و علي پروين را با تکل هايش کلافه کرده است. پروين که در سال هاي پاياني بازيگري، چنين جسارتي را نديده؛ آنقدر شاکي است که پس از بازي به طرف مهدي مناجاتي مي رود و به سرمربي پاس مي گويد؛ «اين بازيکنت هيچي نمي شود.» بازي صفر – صفر تمام شده و پروين آنقدر عصباني است که در رختکن هم داد و بيداد مي کند و واژه هايي نثار هافبک جوان پاس مي کند. جوان 17 ساله حميد استيلي است.

2- تير 1371. دفتر علي پروين؛ سورتمه. جوانکي که قرار بود هيچي نشود، آنقدر پيشرفت کرده که علي پروين احضارش کند. محمد خاکپور هم همراه استيلي است. علي پروين نکته يي را به دو فوتباليست جوان ياد مي دهد؛ «از اين به بعد هرجا رفتيد، پولتان را همان اول کار نقد بگيريد. خب قرارداد شما دو ميليون و دويست است. اين دويست تومان نقد…بفرما اين هم پيراهن پرسپوليس که دو ميليون مي ارزد.» آشنايي ويژه يي است. نه خاکپور حرفي مي زند، نه استيلي معترض مي شود.

3- شهريور 1372. علي پروين رفتني است. تيم ملي را به جام جهاني نرسانده و «بايد» از پرسپوليس هم برود. جوانکي که با تکل هايش، پروين را به فکر خداحافظي انداخته بود؛ حالا با او همراه مي شود و وفاداري اش را ثابت مي کند. مقصد؛ بهمن.

4- ارديبهشت 1377. تيم ملي 7 گل از رم خورده و بوي کودتا مي آيد. ايويچ تلفني برکنار مي شود و اردوي تيم ملي شرايط عجيبي پيدا کرده است.چند روز بعد رضا شاهرودي به شدت مصدوم مي شود. او به جام جهاني نمي رسد. با استيلي برخورد کرد و مصدوم شد.

5- 31 خرداد 1377.يک لحظه تاريخي؛ توپ به تور دروازه کيسي کلر رسيده و حميد استيلي اشک مي ريزد. بازيکنان ايران دورش جمع مي شوند تا گريه اش تمام شود اما اشک ها خودشان تصميم مي گيرند. دست استيلي نيست. گل قرن را زده است.

6- آبان 1377. بازي پرسپوليس – ملوان است. هفته ششم ليگ آزادگان. علي پروين چند هفته يي است به پرسپوليس برگشته و حالا لحظه يي است که مرد شماره 7 به عنوان بازيکن تعويضي وارد زمين مي شود. حميد استيلي است که يقه پيراهن را به سبک اريک کانتونا بالا زده و صداي تشويق هواداران را مي شنود. نادر محمدخاني هم با او برگشته است. پيراهن شماره 7 پاداش وفاداري به پروين است.

7- آبان 1379.تيم ملي در جام ملت هاي 2000 شرايط وخيمي دارد. پيش از بازي با لبنان حميد استيلي بازوبند کاپيتاني را به علي دايي داد و از حق خودش گذشت. پس از چند روز از لبنان خبر مي رسد يک باند قوي با حضور چند بازيکن باتجربه تشکيل شده که استقلالي ها را نيمکت نشين کرده و علي کريمي را هم از ترکيب اصلي دور کرده است. تيم ملي به کره مي بازد و شايعات به اوج مي رسد.

8- 9 دي 1379. قيچي زيباي علي کريمي دروازه استقلال را باز مي کند. ناصر ابراهيمي کنار زمين دارد معلق مي زند. چند دقيقه بعد حميد استيلي و محمد نوازي گره خوردند و مشت و لگدهايي است که رد و بدل مي شود. نيکبخت يک گوشه ايستاده و اشک مي ريزد. خيلي زود مشخص مي شود مشت و لگدها ريشه در اتفاقات جام ملت ها داشته و استقلالي ها را به اوج عصبانيت رسانده است. چند روز بعد حکم محروميت شش ماهه حميد استيلي امضا مي شود.

9- 23 خرداد 1382. مي گويند بقاي علي پروين در پرسپوليس، بسته به نتيجه اين بازي است. منصور پورحيدري و استقلال دو بر يک به پرسپوليس مي بازند. حميد استيلي بهترين بازيکن زمين، خودش را آماده رفتن به جشن عروسي بهروز رهبري فرد مي کند.

10- تير 1382.پيروزي در داربي هم به پروين کمک نکرد.او رفتني است و استيلي هم يکي از اعضاي گروه 7 است که با پروين مانده است.اينجا اما نقطه عطفي است که پروين و استيلي را از هم جدا مي کند چون استيلي مثل يازده سال قبل، با استاد نمي ماند و به جمع غمخوار و علي دايي مي پيوندد.

11- مرداد 1383. پروين برگشته است اما استيلي رفتني نيست. او يکي از دستياران پروين و سوبل است. طولي نمي کشد که پروين پشيمان مي شود.

12- بهمن 1384. آري هان جانشين پروين مي شود اما باز هم استيلي ماندني است. چند ماه بعد آري هان، استيلي را اخراج مي کند. چرا؟

13- مرداد 1385.استيلي باز هم هست. اين بار دستيار مصطفي دنيزلي. چند ماه بعد دنيزلي هم همان کاري را مي کند که آري هان کرده بود؛ اخراج استيلي.

14- مرداد 1386.استيلي که قرار بود سرمربي پرسپوليس باشد؛ از کاشاني مي خواهد قطبي را به عنوان سرمربي جذب کند و خودش کنار او کار کند.

15- 28 ارديبهشت 1387.جام قهرماني در دست استيلي و قطبي است. دستيار چند ساله، مي خواهد از سايه بيرون بيايد.حالا وقتش است…

16- 21 خرداد 1387. استيلي در آستانه دريافت حکم سرمربيگري پرسپوليس است. حالا مجبور است از سايه بيرون بيايد و به جاي تکل زدن، گل بزند. آفتاب تندي است. شايد عينک دودي بزند.

نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.