Posts Tagged لز

دختران همجنسگرا

دخترانه به سبک لزبین ها

يک مساله رياضی حل كرد تا سنش را گفت. از دو شروع كرد. ضرب و تقسيم كرد و جمع زد تا آخر رسید به 23 سال.

“عاشق خانوم‌های خوشگلم. توی خیابون یا کافه، مدام هیزی می‌کنم. از دیدن زیبایی زن‌ها سیر نمی‌شم.”

فهیمه (که به اختصار همه به نام فهیم صدایش می کنند)، سبزه روی و سیاه چشم، با هر کلمه که می گوید، پیچ و تابی می‌خورد. چشم خمار می‌کند و گاهی همراه دود سیگار، از دور برای دختری در میزهای دیگر کافه، بوسه‌ای می‌فرستد.

“اولین بار که عاشق شدم، 16 سالم بود. مهشید، دکترم بود. محو زیباییش شدم. دوست نداشتم ازش جدا بشم. آخر هم از ترس این که نکنه نصیب کس دیگه‌ای بشه، بهش پیشنهاد دادم. اون موقع اون 26 سال داشت.”

تمایلات همجنس گرایانه عمری به درازای تاریخ بشر دارد

دکتر علی ناظری‌آستانه: “گرایشات هم جنس‌گرایانه از ابتدای خلقت بشر وجود داشته و اکنون محققان امریکایی در تلاشند اثبات کنند همجنس گرایی ریشه ژنتیکی دارد. در واقع، ساختار مغز انسان به گونه‌ای است که تمایلات همجنس‌گرایانه دارد.”

این استاد دانشگاه و روانشناس، معتقد است:” تمایلات همجنس‌گرایانه در ناخودآگاه و شخصیت درونی فرد وجود دارد و افکار اجتماعی و محیط نمی‌تواند فرد را مجبور به انتخاب کند. تنها می‌توان گفت که شرایط رشد و بزرگ شدن فرد نیز در آن موثر است. تمایلات همجنس‌گرایانه در همه افراد وجود دارد و بسیاری آن را تجربه کرده‌اند. به خصوص در 10 تا 15 سالگی”.

دخترانه از جنس لزبین ها

فهیم، تابی به گردنش می‌دهد: “بچه که بودم، دلم می خواست پسر باشم. اما من فراتر از یک مرد هستم. الان، هم دوست پسر دارم و هم دوست دختر؛ اما زن‌ها همیشه حس بهتری به من می‌دن.” چشمک و خنده را چاشنی جمله آخرش می‌کند، خنده‌ای بلند.

دقیق و جز به جز، معیارهایش در مورد یک زن زیبا را می‌گوید. از قد و دور کمر تا آرایش چشم و لب. از حسادتش وقتی دختری زیبا را می‌بیند که در کنار یک مرد است. “همیشه وقتی چشمم یکی رو می‌گیره، از این که متعلق به یه مرده و من از اون محروم، اعصابم خورد می‌شه.”

دکتر مهدی صابری، رییس هیات معاینات روانپزشکی پزشکی قانونی، همجنس‌گرایی را ناشی از یک نوع اختلال می‌داند. ” اختلال در آموزش‌هایی که از طریق خانواده یا اجتماع به فرد منتقل می‌شود، الگوسازی غلط دوره کودکی و مشکلات عمیق روانی دوران کودکی از جمله دلایل گرایش به هم‌جنس است. وی، در پایان عوامل ژنتیکی و بیولوژیک را هم در مواردی موثر می‌داند.
دوست پسر فهیم کنارش نشسته و گوش می‌کند. “حالا که مهشید را اعتراف کردی، مریم، مهتاب و بقیه رو هم تعریف کن.”

باهم تعارف ندارند. یکی از لذت‌های زندگی فهیم، تعریف جزییات تمام روابطش برای دوستان پسرش است. ” وقتی از دوست دخترام براشون می گم، حسودیشون می شه. از حس فوق‌العاده‌ای که یک زن به من می‌ده، حسودیشون می‌شه.”

بزرگ‌ترین و به قول خودش قشنگ‌ترین بخش دنیای دخترانه فهیم، ازدواج و مادر شدن است؛ اما به گونه‌ای متفاوت از دختران دیگر. “بعد از ازدواجم هم دوست دخترم رو حفظ می کنم. اگر شوهرم آدم روشنفکری باشه، حتماً از احساسم نسبت به زن‌ها بهش می‌گم؛ اگر هم حساس بود، نمی‌گم. ارتباطم رو ادامه می‌دم. چون نمی‌فهمه. خوب من عاشق زن‌ها هستم و رفت و آمد با زن‌ها هم که ایرادی نداره.”

فهیم، وقتی از بقیه دخترها متفاوت می‌شود که می‌گوید:” بعد از ازدواجم از این که شوهرم با دوست دخترم ارتباط داشته باشه، استقبال می‌کنم؛ اما اگر بفهمم دوست دخترم با دختر دیگه‌ای ارتباط داره، سرش رو می‌برم.”

به گفته دکتر ناظری، “تمایلات همجنس‌گرایانه در همه افراد وجود دارد.” این نظریه‌ای است که 100 سال پیش فروید ارایه کرد که مخالفت‌های زیادی با آن شد؛ اما ظرف دو دهه اخیر محققان یک بار دیگر تحقیقات خود را بر روی این موضوع آغاز کردند.

دکتر ناظری:” ظرف دو دهه اخیر با افزایش تعداد همجنسگرایان که به دنبال برخی جنبش‌های اجتماعی و گاهی سیاسی بود، محققان یک بار دیگر تحقیقات خود را آغاز کردند. اکنون دیگر هیچ یک از کتاب‌های روانشناسی از همجنس‌گرایان با عنوان بیمار نام نمی‌برند. همان طور که تمایلات دگرجنس‌خواهانه مربوط به ساختار بیولوژی است، گرایشات همجنس‌خواهانه نیز مربوط به بیولوژی فرد است و بروز آن بستگی به ساختار اجتماعی دارد که تا چه حد به فرد اجازه بروز دهد.”

تمایلات همجنسگرایانه در محیط‌های یک دست و محدود بیشتر بروز می‌کند

براساس نظر دکتر صابری، تمایلات همجنس‌گرایانه در محیط‌های یک دست که دارای محدودیت‌های زیادی هستند، بیشتر دیده می‌شود؛ چرا که راه دیگری برای ارضای نیازها نیست. “وقتی خونه و دانشگات جایی باشه دور از خانواده، یعنی آزادی؛ اما جرات می‌خواد توی شهر کوچیک که همه به کار هم کار دارند، دوست پسرت رو دعوت کنی یا بری پیشش. چند دقیقه بعد، از پلیس گرفته تا حراست دانشگاه همه خبر شدن.”

این تجربه پریسای دانشجو از روزهای اول خودش و چند هم کلاسی‌اش است. اتفاقی که موجب شد روش اتاق‌های دانشجویی با تخت‌های دو نفره را تجربه کنند. “ما از ترس پلیس و حراست همجنس‌گرا شدیم. تو دانشگاه کم هم نیستیم؛ اما یکی از دوستام از ترس جهنم. آدم مذهبییه. میگه ارتباط با نامحرم حرامه. با دخترها رابطه داره.”
دکترناظری:” تنها افرادی را می‌توان لزبین دانست که در شرایط آزاد دست به انتخاب می‌زنند و نه براساس محدودیت‌های اجتماعی. این افراد ممکن با تغییر شرایط به سوی گرایشات اصلی خود بروند.”

سکس کلینیک‌ها؛ همجنس‌گرایی را تکذیب نکنند

اگر لزبین‌ها، به دلیل نوع تمایلاتشان و احساس ناراحتی از آن به پزشک مراجعه کنند، در سکس کلینیک‌ها تحت روان درمانی و رفتار درمانی قرار می‌گیرند.

سکس کلینیک‌ها، مکان‌هایی هستند، که بیماران جنسی یا افرادی که احساس می‌کنند در تمایلات جنسی خود دچار مشکل هستند، به آن مراجعه می‌کنند.

دکتر ناظری: “گرایشات همجنس‌گرایانه، انتخاب فرد نیست. به همین دلیل نمی‌توان و نباید انتظار داشت که آن را تغییر دهد؛ البته در جوامعی که امکان بروز آن وجود نداشته باشد و علاوه بر آن که به فرد “انگ” می‌زنند و برایش محدودیت‌های اجتماعی و قانونی ایجاد می‌کنند، فرد دچار مشکل شده و امکان دارد بخواهد با کمک مشاور یا پزشک به نوعی درمان شود.”

دکتر ناظری: “نمی‌توان انتظار درمان یا تغییر گرایش در این افراد را داشت؛ بلکه این افراد باید نسبت به گرایشاتشان بینش پیدا کنند. ساختار بیولوژیک این افراد به این شکل است. پس در ابتدا احساس بیمار بودن باید از بین برود. مرحله بعدی که اجرای آن در ایران با مشکل رو به‌رو است، بیرون آمدن از خود یا (coming out) است. به این افراد گفته می‌شود که خود و گرایشاتتان را اعلام کنید؛ حتی در بدترین شرایط. اجازه ندهید تحقیر یا شهروند درجه دو خطاب شوید. اگر اجازه داده نمی‌شود که زندگی دلخواهتان را داشته باشید، محیط را ترک و مهاجرت کنید. در هیچ شرایطی معتقد به تغییر گرایش جنسی نیستیم؛ چرا که این افراد بیمار نیستند.”

این روانشناس، از شیوع افسردگی در این افراد می‌گوید:” انتخاب زندگی پنهان به دلیل محدودیت‌ها، عدم مقبولیت اجتماعی، نداشتن امتیازها و آزدی‌های اجتماعی از جمله دلایلی است که موجب شده این افراد بیش از بقیه در معرض افسردگی قرار بگیرند. البته در جوامع غربی نیز در بین این افراد افسردگی وجود دارد؛ چرا که علی‌رغم این که برخی امتیازهای قانونی را گرفته‌اند، هنوز در بین برخی از گروه‌های اجتماعی مقبولیت ندارند.”

رابطه جنسی با هم‌جنس، نقطه مشترک دنیای لزبین‌ها

اصلی‌ترین مساله‌ای که دنیای لزبین‌ها را تشکیل می‌دهد، تفاوت نوع ارتباطات جنسی آنها است. ارتباطاتی که، به نظر نگین، در آن خشونت مردانه جایی ندارد و پر از احساسات مشترک زنانه است. هر چند که معمولا یکی از دو طرف مردانه‌تر رفتار می‌کند.

نگین، 28 ساله دو بار ازدواج کرده؛ اما به قول خودش “هیچ مردی قدر چشم‌های آبی‌اش را ندانسته؛ غیر از پارتنرش مهتاب؛ البته به قول خودش او هم کم از شوهرانش و ارتباط با آن‌ها بیزار نبوده و اکنون به خود واقعی‌اش رسیده است.”

نگین، جدایی از شوهرانش و شناخت گرایشات همجنس‌گرایانه‌اش را یکی از نقاط روشن زندگی‌اش می داند. زندگی که اکنون تنها شامل خودش و دوست دخترش است. “دیگه از پسرها خوشم نمی‌یاد و پارتنرم فقط باید با خودم رابطه داشته باشه.”

اما خیلی از لزبین‌ها دوست پسر دارند. چون معتقدند اگر محدود به زن باشند، در واقع خود را سرکوب می کنند. برخی از پسرها هم دنیای این افراد را جالب و جذاب می‌دانند و آنان را بی‌پروا تر از بقیه دختران می‌دانند.

دخترانه از جنس لزبین ها

در مقابل، سعید معتقد است که این ارتباط‌ها، ساختاری را که طبیعت برای دو جنس در نظر گرفته، دچار اختلال می‌کند و در بسیاری موارد ادا و اصول روشنفکری یا آزادی است.

به نظر نگین، دنیای لزبین‌ها به مراتب از دختران دیگر زیباتر و منطقی‌تر است؛ چرا که حس زیبایی شناختی بیشتری دارند. به همین دلیل هم هست که به زنان گرایش بیشتری دارند. ترسی هم از بیان احساسشان ندارند. “لزبین‌ها از بقیه خوشبین‌ترند. چون اصل آفرینش، یعنی لذت از زیبایی رو درک کردن.”

دختر چشم آبی، باز هم می‌گوید:”دخترها خیلی حساس و احساساتی هستند. وقتی هم رابطه‌هاشون با هم بیشتر می‌شه، وابستگی‌شون به هم خیلی بیشتر از وابستگی به یه پسره و جدایی براشون خیلی سخت‌تره.”

نگین، دختر قدبلندی را نشان می‌دهد که یک دستش سیگار است و با دست دیگرش موهای مش شده دختری را مرتب می‌کند. پوستی تیره دارد با چشم‌هایی کاملا هیز. هر پک سیگاری که می‌زند، دودش را فوت می‌کند در صورت دختر مو بور.

“داره بهش پیشنهاد می ده. این یه روشه. واقعاً هم طرف خیلی خوشگله. ” این آخرین حرف نگین بود که با حسرت گفت.

دنیای همه همجنسگراها یک جور نیست و گاهی تغییر می‌کند.

  • سافو یکی از شاعران بزرگ یونان 5 قرن پیش از میلاد مسیح در جزیره لزبوس Lesbos زندگی می‌کرده و در اشعارش حتی خصوصی‌ترین احساساتش را بیان می‌کرده. او دارای گرایشات هم‌جنس‌گرایانه بوده و به همین دلیل امروز زنان لزبین را براساس جزیره محل زندگی سافو، به این نام می‌خوانند.
  • تمام ادیان سامی (اسلام، مسیحیت، یهود) با همجنس‌گرایی به طور علنی مخالفند؛ اما برخی مسیحیان در این زمینه نظرات متفاوت و ضد و نقیضی دارند. چنان که برخی کلیساها عقد آنان را می‌بندد و برخی آنان را مطرود می‌دانند
  • در قانون مجازات اسلامی، به همجنس‌گرايی زنان با عنوان مساحقه اشاره شده که مطابق با قوانین اسلامی، مجازات آن صد ضربه تازیانه است و در صورت سه بار تکرار، حکم آن اعدام خواهد بود. مساحقه با شهادت دو مرد عادل اثبات می‌شود.

“تا 17 سالگی مدرسه دخترانه می‌رفتم.” این اولین جمله حمید بود بعد از این که نشست.” صدام نسبت به بقیه دخترا کلفت‌تر بود. و دستام هم. دست هایی که تمام دخترای مدرسه دستشون رو با اون اندازه می‌زدند و آخر باز هم زمخت‌ترین بود. اون موقع زهرا بودم.”

دنیای دخترانه حمید که یک تراجنسی بوده، چهار سال پیش تمام شده و یک باره تبدیل به دنیایی مردانه شده. هیچ رد و نشانی از چهره دخترانه ندارد. مگر این که صورت خوش ترکیبش را به حساب آن 17 سال بگذاریم.
“عاشق دخترها بودم.هیچ دوست پسری نداشتم و از اون‌ها بیزار بودم. اون موقع فکر می‌کردم لزبین هستم. زن همسایه هم فکر کرد بهترین دوست و محافظ برای دخترش در مقابل پسرها من هستم. دخترش رو سپرد به من. من هم هیچ وقت امانت دار خوبی نبودم.”

تمام دنیای دخترانه‌ای که حمید الان به یاد دارد، عشق پسر بودن است.

“من چون تجربه دختر بودن رو دارم، نگاهم نسبت به دنیا و آدم‌ها یه جور دیگه است. هر چند باید یاد بگیرم چطور پسر باشم. وقتی دوست دخترم باهام قهر کرد و رفت، نباید گریه کنم. چون الان دیگه مردم.”

براساس نظر یک جامعه شناس: در دیگر کشورها لزبین‌ها بیشتر رادیکال فمینیست‌ها هستند و گرایشاتشان مبنای تئوریک دارد که بیشتر برای حذف مرد است. برخلاف ایران.

بهرام ورجاوند، شرایط اجتماعی را یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری گرایشات همجنس‌گرایی می‌داند.” با وجود آن که بسیاری از خط قرمزها در روابط دختران و پسران کم رنگ شده و مرزها شکسته؛ اما این روابط بدون آموزش است و قواعدی ندارد و همراه با مخاطراتی نیز هست.”
دکتر ناظری، نظر دیگری در خصوص ارتباط فمنیسم و لزبینیسم دارد: با توجه به آن که تمایلات همجنس‌گرایانه حتی در زمانی که فمینیسم نبوده، وجود داشته، نمی‌توان گفت که عامل ایجاد آن بوده؛ بلکه جنبش‌های فمینیستی شرایط بروز آن را فراهم کرده و امتیازات و آزادی‌هایی را برای بروز و مقبولیت آن گرفته است.”

(151) دیدگاه

گزارشي از دختران همجنس گرا (لزبين ) در ايران


يك مساله رياضي حل كرد تا سنش را گفت. از دو شروع كرد. ضرب و تقسيم كرد و جمع زد تا آخر رسيد به 23 سال.

“عاشق خانوم‌هاي خوشگلم. توي خيابون يا كافه، مدام هيزي مي‌كنم. از ديدن زيبايي زن‌ها سير نمي‌شم.”

فهيمه (كه به اختصار همه به نام فهيم صدايش مي كنند)، سبزه روي و سياه چشم، با هر كلمه كه مي گويد، پيچ و تابي مي‌خورد. چشم خمار مي‌كند و گاهي همراه دود سيگار، از دور براي دختري در ميزهاي ديگر كافه، بوسه‌اي مي‌فرستد.

“اولين بار كه عاشق شدم، 16 سالم بود. مهشيد، دكترم بود. محو زيباييش شدم. دوست نداشتم ازش جدا بشم. آخر هم از ترس اين كه نكنه نصيب كس ديگه‌اي بشه، بهش پيشنهاد دادم. اون موقع اون 26 سال داشت.”

تمايلات همجنس گرايانه عمري به درازاي تاريخ بشر دارد

دكتر علي ناظري‌آستانه: “گرايشات هم جنس‌گرايانه از ابتداي خلقت بشر وجود داشته و اكنون محققان امريكايي در تلاشند اثبات كنند همجنس گرايي ريشه ژنتيكي دارد. در واقع، ساختار مغز انسان به گونه‌اي است كه تمايلات همجنس‌گرايانه دارد.”

اين استاد دانشگاه و روانشناس، معتقد است:” تمايلات همجنس‌گرايانه در ناخودآگاه و شخصيت دروني فرد وجود دارد و افكار اجتماعي و محيط نمي‌تواند فرد را مجبور به انتخاب كند. تنها مي‌توان گفت كه شرايط رشد و بزرگ شدن فرد نيز در آن موثر است. تمايلات همجنس‌گرايانه در همه افراد وجود دارد و بسياري آن را تجربه كرده‌اند. به خصوص در 10 تا 15 سالگي”.

فهيم، تابي به گردنش مي‌دهد: “بچه كه بودم، دلم مي خواست پسر باشم. اما من فراتر از يك مرد هستم. الان، هم دوست پسر دارم و هم دوست دختر؛ اما زن‌ها هميشه حس بهتري به من مي‌دن.” چشمك و خنده را چاشني جمله آخرش مي‌كند، خنده‌اي بلند.

دقيق و جز به جز، معيارهايش در مورد يك زن زيبا را مي‌گويد. از قد و دور كمر تا آرايش چشم و لب. از حسادتش وقتي دختري زيبا را مي‌بيند كه در كنار يك مرد است. “هميشه وقتي چشمم يكي رو مي‌گيره، از اين كه متعلق به يه مرده و من از اون محروم، اعصابم خورد مي‌شه.”

دكتر مهدي صابري، رييس هيات معاينات روانپزشكي پزشكي قانوني، همجنس‌گرايي را ناشي از يك نوع اختلال مي‌داند. ” اختلال در آموزش‌هايي كه از طريق خانواده يا اجتماع به فرد منتقل مي‌شود، الگوسازي غلط دوره كودكي و مشكلات عميق رواني دوران كودكي از جمله دلايل گرايش به هم‌جنس است. وي، در پايان عوامل ژنتيكي و بيولوژيك را هم در مواردي موثر مي‌داند.

دوست پسر فهيم كنارش نشسته و گوش مي‌كند. “حالا كه مهشيد را اعتراف كردي، مريم، مهتاب و بقيه رو هم تعريف كن.”

باهم تعارف ندارند. يكي از لذت‌هاي زندگي فهيم، تعريف جزييات تمام روابطش براي دوستان پسرش است. ” وقتي از دوست دخترام براشون مي گم، حسوديشون مي شه. از حس فوق‌العاده‌اي كه يك زن به من مي‌ده، حسوديشون مي‌شه.”

بزرگ‌ترين و به قول خودش قشنگ‌ترين بخش دنياي دخترانه فهيم، ازدواج و مادر شدن است؛ اما به گونه‌اي متفاوت از دختران ديگر. “بعد از ازدواجم هم دوست دخترم رو حفظ مي كنم. اگر شوهرم آدم روشنفكري باشه، حتماً از احساسم نسبت به زن‌ها بهش مي‌گم؛ اگر هم حساس بود، نمي‌گم. ارتباطم رو ادامه مي‌دم. چون نمي‌فهمه. خوب من عاشق زن‌ها هستم و رفت و آمد با زن‌ها هم كه ايرادي نداره.”

فهيم، وقتي از بقيه دخترها متفاوت مي‌شود كه مي‌گويد:” بعد از ازدواجم از اين كه شوهرم با دوست دخترم ارتباط داشته باشه، استقبال مي‌كنم؛ اما اگر بفهمم دوست دخترم با دختر ديگه‌اي ارتباط داره، سرش رو مي‌برم.”

به گفته دكتر ناظري، “تمايلات همجنس‌گرايانه در همه افراد وجود دارد.” اين نظريه‌اي است كه 100 سال پيش فرويد ارايه كرد كه مخالفت‌هاي زيادي با آن شد؛ اما ظرف دو دهه اخير محققان يك بار ديگر تحقيقات خود را بر روي اين موضوع آغاز كردند.

دكتر ناظري:” ظرف دو دهه اخير با افزايش تعداد همجنسگرايان كه به دنبال برخي جنبش‌هاي اجتماعي و گاهي سياسي بود، محققان يك بار ديگر تحقيقات خود را آغاز كردند. اكنون ديگر هيچ يك از كتاب‌هاي روانشناسي از همجنس‌گرايان با عنوان بيمار نام نمي‌برند. همان طور كه تمايلات دگرجنس‌خواهانه مربوط به ساختار بيولوژي است، گرايشات همجنس‌خواهانه نيز مربوط به بيولوژي فرد است و بروز آن بستگي به ساختار اجتماعي دارد كه تا چه حد به فرد اجازه بروز دهد.”

تمايلات همجنسگرايانه در محيط‌هاي يك دست و محدود بيشتر بروز مي‌كند

براساس نظر دكتر صابري، تمايلات همجنس‌گرايانه در محيط‌هاي يك دست كه داراي محدوديت‌هاي زيادي هستند، بيشتر ديده مي‌شود؛ چرا كه راه ديگري براي ارضاي نيازها نيست. “وقتي خونه و دانشگات جايي باشه دور از خانواده، يعني آزادي؛ اما جرات مي‌خواد توي شهر كوچيك كه همه به كار هم كار دارند، دوست پسرت رو دعوت كني يا بري پيشش. چند دقيقه بعد، از پليس گرفته تا حراست دانشگاه همه خبر شدن.”

اين تجربه پريساي دانشجو از روزهاي اول خودش و چند هم كلاسي‌اش است. اتفاقي كه موجب شد روش اتاق‌هاي دانشجويي با تخت‌هاي دو نفره را تجربه كنند. “ما از ترس پليس و حراست همجنس‌گرا شديم. تو دانشگاه كم هم نيستيم؛ اما يكي از دوستام از ترس جهنم. آدم مذهبييه. ميگه ارتباط با نامحرم حرامه. با دخترها رابطه داره.”

دكترناظري:” تنها افرادي را مي‌توان لزبين دانست كه در شرايط آزاد دست به انتخاب مي‌زنند و نه براساس محدوديت‌هاي اجتماعي. اين افراد ممكن با تغيير شرايط به سوي گرايشات اصلي خود بروند.”

سكس كلينيك‌ها؛ همجنس‌گرايي را تكذيب نكنند

اگر لزبين‌ها، به دليل نوع تمايلاتشان و احساس ناراحتي از آن به پزشك مراجعه كنند، در سكس كلينيك‌ها تحت روان درماني و رفتار درماني قرار مي‌گيرند.

سكس كلينيك‌ها، مكان‌هايي هستند، كه بيماران جنسي يا افرادي كه احساس مي‌كنند در تمايلات جنسي خود دچار مشكل هستند، به آن مراجعه مي‌كنند.

دكتر ناظري: “گرايشات همجنس‌گرايانه، انتخاب فرد نيست. به همين دليل نمي‌توان و نبايد انتظار داشت كه آن را تغيير دهد؛ البته در جوامعي كه امكان بروز آن وجود نداشته باشد و علاوه بر آن كه به فرد “انگ” مي‌زنند و برايش محدوديت‌هاي اجتماعي و قانوني ايجاد مي‌كنند، فرد دچار مشكل شده و امكان دارد بخواهد با كمك مشاور يا پزشك به نوعي درمان شود.”

دكتر ناظري: “نمي‌توان انتظار درمان يا تغيير گرايش در اين افراد را داشت؛ بلكه اين افراد بايد نسبت به گرايشاتشان بينش پيدا كنند. ساختار بيولوژيك اين افراد به اين شكل است. پس در ابتدا احساس بيمار بودن بايد از بين برود. مرحله بعدي كه اجراي آن در ايران با مشكل رو به‌رو است، بيرون آمدن از خود يا (coming out) است. به اين افراد گفته مي‌شود كه خود و گرايشاتتان را اعلام كنيد؛ حتي در بدترين شرايط. اجازه ندهيد تحقير يا شهروند درجه دو خطاب شويد. اگر اجازه داده نمي‌شود كه زندگي دلخواهتان را داشته باشيد، محيط را ترك و مهاجرت كنيد. در هيچ شرايطي معتقد به تغيير گرايش جنسي نيستيم؛ چرا كه اين افراد بيمار نيستند.”

اين روانشناس، از شيوع افسردگي در اين افراد مي‌گويد:” انتخاب زندگي پنهان به دليل محدوديت‌ها، عدم مقبوليت اجتماعي، نداشتن امتيازها و آزدي‌هاي اجتماعي از جمله دلايلي است كه موجب شده اين افراد بيش از بقيه در معرض افسردگي قرار بگيرند. البته در جوامع غربي نيز در بين اين افراد افسردگي وجود دارد؛ چرا كه علي‌رغم اين كه برخي امتيازهاي قانوني را گرفته‌اند، هنوز در بين برخي از گروه‌هاي اجتماعي مقبوليت ندارند.”
رابطه جنسي با هم‌جنس، نقطه مشترك دنياي لزبين‌ها

دختر لزبین همجنس باز همجنسگرا ایرانیاصلي‌ترين مساله‌اي كه دنياي لزبين‌ها را تشكيل مي‌دهد، تفاوت نوع ارتباطات جنسي آنها است. ارتباطاتي كه، به نظر نگين، در آن خشونت مردانه جايي ندارد و پر از احساسات مشترك زنانه است. هر چند كه معمولا يكي از دو طرف مردانه‌تر رفتار مي‌كند.

نگين، 28 ساله دو بار ازدواج كرده؛ اما به قول خودش “هيچ مردي قدر چشم‌هاي آبي‌اش را ندانسته؛ غير از پارتنرش مهتاب؛ البته به قول خودش او هم كم از شوهرانش و ارتباط با آن‌ها بيزار نبوده و اكنون به خود واقعي‌اش رسيده است.”

نگين، جدايي از شوهرانش و شناخت گرايشات همجنس‌گرايانه‌اش را يكي از نقاط روشن زندگي‌اش مي داند. زندگي كه اكنون تنها شامل خودش و دوست دخترش است. “ديگه از پسرها خوشم نمي‌ياد و پارتنرم فقط بايد با خودم رابطه داشته باشه.”

اما خيلي از لزبين‌ها دوست پسر دارند. چون معتقدند اگر محدود به زن باشند، در واقع خود را سركوب مي كنند. برخي از پسرها هم دنياي اين افراد را جالب و جذاب مي‌دانند و آنان را بي‌پروا تر از بقيه دختران مي‌دانند.

در مقابل، سعيد معتقد است كه اين ارتباط‌ها، ساختاري را كه طبيعت براي دو جنس در نظر گرفته، دچار اختلال مي‌كند و در بسياري موارد ادا و اصول روشنفكري يا آزادي است.

به نظر نگين، دنياي لزبين‌ها به مراتب از دختران ديگر زيباتر و منطقي‌تر است؛ چرا كه حس زيبايي شناختي بيشتري دارند. به همين دليل هم هست كه به زنان گرايش بيشتري دارند. ترسي هم از بيان احساسشان ندارند. “لزبين‌ها از بقيه خوشبين‌ترند. چون اصل آفرينش، يعني لذت از زيبايي رو درك كردن.”

دختر چشم آبي، باز هم مي‌گويد:”دخترها خيلي حساس و احساساتي هستند. وقتي هم رابطه‌هاشون با هم بيشتر مي‌شه، وابستگي‌شون به هم خيلي بيشتر از وابستگي به يه پسره و جدايي براشون خيلي سخت‌تره.”

نگين، دختر قدبلندي را نشان مي‌دهد كه يك دستش سيگار است و با دست ديگرش موهاي مش شده دختري را مرتب مي‌كند. پوستي تيره دارد با چشم‌هايي كاملا هيز. هر پك سيگاري كه مي‌زند، دودش را فوت مي‌كند در صورت دختر مو بور.

“داره بهش پيشنهاد مي ده. اين يه روشه. واقعاً هم طرف خيلي خوشگله. ” اين آخرين حرف نگين بود كه با حسرت گفت.

دنياي همه همجنسگراها يك جور نيست و گاهي تغيير مي‌كند.

  • سافو يكي از شاعران بزرگ يونان 5 قرن پيش از ميلاد مسيح در جزيره لزبوس Lesbos زندگي مي‌كرده و در اشعارش حتي خصوصي‌ترين احساساتش را بيان مي‌كرده. او داراي گرايشات هم‌جنس‌گرايانه بوده و به همين دليل امروز زنان لزبين را براساس جزيره محل زندگي سافو، به اين نام مي‌خوانند.
  • تمام اديان سامي (اسلام، مسيحيت، يهود) با همجنس‌گرايي به طور علني مخالفند؛ اما برخي مسيحيان در اين زمينه نظرات متفاوت و ضد و نقيضي دارند. چنان كه برخي كليساها عقد آنان را مي‌بندد و برخي آنان را مطرود مي‌دانند
  • در قانون مجازات اسلامي، به همجنس‌گرايي زنان با عنوان مساحقه اشاره شده كه مطابق با قوانين اسلامي، مجازات آن صد ضربه تازيانه است و در صورت سه بار تكرار، حكم آن اعدام خواهد بود. مساحقه با شهادت دو مرد عادل اثبات مي‌شود.

“تا 17 سالگي مدرسه دخترانه مي‌رفتم.” اين اولين جمله حميد بود بعد از اين كه نشست.” صدام نسبت به بقيه دخترا كلفت‌تر بود. و دستام هم. دست هايي كه تمام دختراي مدرسه دستشون رو با اون اندازه مي‌زدند و آخر باز هم زمخت‌ترين بود. اون موقع زهرا بودم.”

دنياي دخترانه حميد كه يك تراجنسي بوده، چهار سال پيش تمام شده و يك باره تبديل به دنيايي مردانه شده. هيچ رد و نشاني از چهره دخترانه ندارد. مگر اين كه صورت خوش تركيبش را به حساب آن 17 سال بگذاريم.
“عاشق دخترها بودم.هيچ دوست پسري نداشتم و از اون‌ها بيزار بودم. اون موقع فكر مي‌كردم لزبين هستم. زن همسايه هم فكر كرد بهترين دوست و محافظ براي دخترش در مقابل پسرها من هستم. دخترش رو سپرد به من. من هم هيچ وقت امانت دار خوبي نبودم.”

تمام دنياي دخترانه‌اي كه حميد الان به ياد دارد، عشق پسر بودن است.

“من چون تجربه دختر بودن رو دارم، نگاهم نسبت به دنيا و آدم‌ها يه جور ديگه است. هر چند بايد ياد بگيرم چطور پسر باشم. وقتي دوست دخترم باهام قهر كرد و رفت، نبايد گريه كنم. چون الان ديگه مردم.”


براساس نظر يك جامعه شناس: در ديگر كشورها لزبين‌ها بيشتر راديكال فمينيست‌ها هستند و گرايشاتشان مبناي تئوريك دارد كه بيشتر براي حذف مرد است. برخلاف ايران.

بهرام ورجاوند، شرايط اجتماعي را يكي از مهم‌ترين عوامل شكل‌گيري گرايشات همجنس‌گرايي مي‌داند.” با وجود آن كه بسياري از خط قرمزها در روابط دختران و پسران كم رنگ شده و مرزها شكسته؛ اما اين روابط بدون آموزش است و قواعدي ندارد و همراه با مخاطراتي نيز هست.”
دكتر ناظري، نظر ديگري در خصوص ارتباط فمنيسم و لزبينيسم دارد: با توجه به آن كه تمايلات همجنس‌گرايانه حتي در زماني كه فمينيسم نبوده، وجود داشته، نمي‌توان گفت كه عامل ايجاد آن بوده؛ بلكه جنبش‌هاي فمينيستي شرايط بروز آن را فراهم كرده و امتيازات و آزادي‌هايي را براي بروز و مقبوليت آن گرفته است.”

(6) دیدگاه