نوشتههای برچسبخورده با زن
ژوئیه 5, 2010 در 2:09 ب.ظ. · دستهبندی شده در جمهوری اسلامی, سینما, سیاسی ·برچسبها هنرپیشه, بازیگر, خامنه ای, رهبر, روسپی, روسپی گری, زن, سینما

پری خالدار کاسب بود. سرش هم حسابی شلوغ بود. قلق مرد ها رو می دونست و بلد بود با مشتری چجوری تا کنه. قدش بلند بود و همیشه آدامس می جوید. می گفتن رو بازوش یک خال قشنگ داره. نشمه ها تو شهر نو براش سوسه می اومدن و می گفتن پری دگوری مهره ی مار داره.پری خالدار فاحشه ی قابل احترامی بود چون کارش رو بلد بود. آزارش هم به کسی نرسید. آخر سر هم یک مسلمونی پیدا شد و عقدش کرد و بردش مشهد اب توبه ریخت سرش. شد یک زن نجیب و تر تمیز و سر به راه.چند سال پیش هم عمرش رو داد به شما. هرچی خاک اونه بقای عمر شما باشه.
فاحشگی یک خصلت روحی است. بعضی ها اساساٌ روحشون فاحشه است. فاحشگی یعنی خود فروشی. یعنی پای بند نبودن به مرزهای اخلاقی خودت. مرد و زن هم ندارد. فاحشگی یعنی اعتقاد به اینکه “هر کسی را به یک قیمتی می شود خرید”. روسپی بودن کاری نیست که با بدنت می کنی، کاریست که با روحت می کنی. روسپی بودن یک اجبار هم نیست. یک انتخاب است. خیلیها تا آخر فقر می روند و ترجیح می دهند خلا بشورن و کف زمین پاک کنند یا حتی خودکشی کنند اما هرگز به ذهنشان نمی رسد روسپی شوند.
بعضی ها اما انگار خودفروش به دنیا می آیند. نه برای آنکه آنها اولین زنی هستند که حاضر می شود جلوی دوربین لخت شود و اولین صحنه های عریان سینمای ایران را بازی کند.نه حتی بخاطر اینکه آنها اولین زنی هستند که وقتی انقلاب می شود چادر می پوشند و با گروه هنرمندان برای توبه نزد امام می روند. نه برای آنکه حتی الان برای دست بوسی خدمت مقام معظم شرفیاب شده اند. همه که قرار نیست قهرمان باشند.مردم می ترسند، مردم خرج دارند. مردم هزار عذر دارند . به من چه که بخواهم کسی را قضاوت کنم. اما آنها حداقل می توانند سکوت کنند.شاید مردم هم بتوانند فراموش کنند.اما اگر با افتخار از تب 38 درجه شان هم بگویند و اینکه چطور برای شرفیابی پیش قدم شده اند آن وقت ممکن است مردم با خودشان فکر کنند صد رحمت به پری خالدار.بعضی ها انگار روسپی بودن توی خونشون جریان دارد.
بعضی ها اما انگار خودفروش به دنیا می آیند. نه برای آنکه آنها اولین زنی هستند که حاضر می شود جلوی دوربین لخت شود و اولین صحنه های عریان سینمای ایران را بازی کند.نه حتی بخاطر اینکه آنها اولین زنی هستند که وقتی انقلاب می شود چادر می پوشند و با گروه هنرمندان برای توبه نزد امام می روند. نه برای آنکه حتی الان برای دست بوسی خدمت مقام معظم شرفیاب شده اند. همه که قرار نیست قهرمان باشند.مردم می ترسند، مردم خرج دارند. مردم هزار عذر دارند . به من چه که بخواهم کسی را قضاوت کنم. اما آنها حداقل می توانند سکوت کنند.شاید مردم هم بتوانند فراموش کنند.اما اگر با افتخار از تب 38 درجه شان هم بگویند و اینکه چطور برای شرفیابی پیش قدم شده اند آن وقت ممکن است مردم با خودشان فکر کنند صد رحمت به پری خالدار.بعضی ها انگار روسپی بودن توی خونشون جریان دارد.
پیوند پایدار
اوت 13, 2008 در 4:24 ق.ظ. · دستهبندی شده در مذهبی, امام جمعه, اخبار فارسی, اخبار ایران, اخبار جفنگ, اخبار روز, اسلام, جمهوری اسلامی, زنان و دختران ·برچسبها مهریز, مبارزه با بدحجابی, نماز جمعه, ناموس, یزد, پالان, الاغ, امام جمعه, بی حجاب, بدحجاب, جمهوری اسلامی, حکومت اسلامی, دین, زن, علی برهان
حجه السلام علی برهان امام جمعه مهریزدرجمع عده ای ازمسؤولین شهرستان مهریز که به منظورافتتاح شعبه مؤسسه فرهنگی قرآنی ثقلین شعبه مهریزگرد هم آمده بودند گفت: فعالیت مؤسسه ثقلین، قرآنی وفرهنگی است وافتتاح شعبه این مرکز درمهریز میمون ومبارک است.
وی گفت: افتخارما مهریزی ها مذهبی بودنمان است و در این امر قرص قرص هستیم وشوخی بردار هم نیست و بحق رسول الله خدا نکند که روزی شیاطین بخواهند مهریز بکرودست نخورده راخرابش بکنند.
امام جمعه مهریز افزود: مردم مهریزتحمّل وجود یک خانم مانتویی را در شهرشان ندارند و دانشگاهی که بخواهد خانم مانتویی را راه بدهد نداریم وهم اکنون پوشش لباس و وضع ظاهری که بعضی از خانمها و دختران می چرخند از بی حجابی بدتر است.
حجه الاسلام برهان گفت: حدیثی است که می گوید؛ زمانی می رسد که انسانها خودشان رامی پوشانند ولی باز هم برهنه هستند، بعضی ازعلمای آن زمان می گفتند:این حدیث اشتباه است مگر می شود انسان هم برهنه باشد وهم عریان اما امروزه با آمدن لباسهای جدید وجورابهای شیشه ای این امر ثابت شد که می شود بدن انسان هم پیدا باشد وهم ناپیدا.
وی گفت: شهر مهریز کاستیات وعاریات را نمی پذیرد، مانتویی که منجر شود به بدحجابی رانمی پذیرد چون بدحجابی از بی حجابی بدتراست.
وی گفت: انسان آدم بی حجاب را مانند الاغ لخت وبی پالان یک بار ببیند چشمانش سیر می شود ودیگروسوسه نمی شود و شماها الاغ بی پالان ندیده اید که حتماً دیده اید و درزمان شاه زنان بی حجاب زیاد بودند ولی جلب توجه نمی کردند ولی هم اکنون زنان بد حجاب که مانند الاغ های پالان دار هستند در جامعه فراوانند وخودنمایی میکنند.
امام جمعه مهریز گفت: من نمی خواهم ترویج بی حجابی بکنم فقط می خواهم بگویم که بدحجابی از بی حجابی پلیدتروزشت تراست.
وی افزود: وظیفه ثقلین حفظ حیا، ناموس و دین مردم است که خدا امثال این گونه مؤسسات قرآنی را دراین شهرزیاد کند وخدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند و دختروپسراین شهر مذهبی را درتاریکی سالن سینما به دست هم بدهد وبه دنبال آن نامه ها و تلفن ها رد و بدل بشود.
وی افزود: فعالیت مراکزقرآنی شهر نباید در این زمان همگی دریک مسیر و آن هم ازالفبا شروع وبه عمّ جزء ختم کنند خلاصه شود بلکه کارها و فعالیتهای آنها باید برنامه ریزی شده باشد واجرا شود.
پیوند پایدار
ژوئیه 27, 2008 در 3:25 ب.ظ. · دستهبندی شده در مقاله, هفت تیر, اخبار فارسی, جامعه, سکس, عباس عبدی ·برچسبها فساد, لواط, تجاوز, دوست پسر, دوست دختر, دختر, زن, زنان, سکس, سکسی, عباس عبدی
وقتي كه كلمه «فساد» و مبارزه با آن به گوشمان می خورد، به نوعي دچار حساسيت ميشويم، چرا كه هيچ صدايي رساتر از اين ادعا شنيده نميشود و هيچ داعيهاي كماثرتر و بياثرتر و حتي با اثر منفيتر از اين ادعا دیده نميشود. قضيه چندان هم پيچيده نيست. ما در جامعهاي زندگي ميكنيم كه به لحاظ شاخص و وفور فساد در منطقه، فقط از يَمن و عراق وضعيت بهتري دارد و سال به سال نیز دو اتفاق همزمان رخ ميدهد. از يك سو شاخص فساد در جامعه بدتر ميشود و همزمان از سوي ديگر، پرچمدار و داعيهدار صدور اخلاق و معنويت به جهان هستي ميشويم و خود را قطب اخلاقي عالم امکان و چشمه جوشان فضايل اخلاقي و منبع فيض و صدور معنويت به جهان معرفي ميكنيم!!
قصد من اين نيست كه اثبات كنم تمامي اين داعيهها از سوي مدعيانش، از باب دروغ و كلاهبرداري اجتماعي و اخلاقي است، بلكه در پي آن هستم كه بگويم حتي اگر اين ادعاها را صادقانه بدانيم، به دليل آن كه در ارايه راهحلها نوعي نگاه سادهانگارانه و بيش از حد بسيط حاكم است، نتيجهاي جز افزايش فساد از اين راهحلها حاصل نميشود.
اخيراً بر سياق گذشته، اتهام فساد متوجه جوانان و دانشگاهها شده است و حتي اگر اين مقدمه ناقص و غلط را صحيح بدانيم، نتيجه اتخاذي كه حكم بر ضرورت جدايي دختران و پسران از يكديگر بوده است، همان راهحل غلطي است كه موجب افزايش نابساماني و فساد در جامعه ميشود. فرض كنيم كه روابط ميان دو جنس در دانشگاهها، با سلايق و علايق و ارزشهاي آقاياني كه چنين احكامي را عليه دانشگاه و دانشجو صادر ميكنند، متناسب نباشد و حتي لفظ مفسده را بتوان بر آن اطلاق كرد. اگرچه چنين ادعايي به كلي محل بحث جدي است، اما آن را بر حسب تسامح ميپذيريم. آيا از اين مسأله ميتوان نتيجه گرفت كه عامل و ريشه اين فساد، اختلاط ميان دو جنس است و بايد دانشگاهها و احتمالاً پيش از آن كلاسها و… را به لحاظ جنسيتي تفكيك كرد؟ و اصولاچرا ريشه اين فساد در اين اختلاط است؟ اين نتيجه كاملاً غلط است، حتي اگر كسي مقدمه آنرا درست پندارد. چرا؟
گرچه مطالعه ميداني دقيق و قابل مقايسه هم وجود دارد، اما بر حسب ظاهر هم ميتوان گفت كه اگر اين گزاره و نتيجه صحيح باشد، گرايش به اسلام و ارزشهاي آن پيش از انقلاب و در محيط دانشگاهها، بايد به مرور رو به افول ميبود و اين گرايش در سالهاي اخير بايد بيش از پيش رو به صعود باشد. قطعاً اين گزاره معكوس است. همين حالا هم بيشترين گرايشها به فرهنگ اسلامي در كشورهايي است كه به نسبت، سياستهاي غيرمذهبيتري را اعمال ميكنند. به عنوان نمونه حتي براي رعايت حجاب هزينه هم تحميل ميكنند (مثل تركيه) و از اينها مهمتر این که در كشورهاي غربي كه اين نوع اختلاطها به شديدترين وجه مشهود است، كمترين اثر را در رفتار مسلمانان دارد و حتي چه بسا آثار آن معكوس هم باشد. آنجا بر خلاف ايران، حجاب هزينه دارد، ولي بر خلاف ايران گرايش صادقانه به آن بيشتر است.اخیرا مادر خانواده ای که از بد حادثه در آمریکای شمالی زندگی می کند با دخترشان که در مدرسه آیت الله سیستانی در کانادا درس می خواند برای تعطیلات به ایران آمده بود و در برابر این سوال که آیا حضور در ایران بر رفتارهای مذهبی دختر تاثیر منفی نگذاشته مهر تائید زد و امیدوار بود که زودتر برگردد!! و این حدیث بسیاری از ایرانیانی است که در غرب زندگی می کنند.
نمونه روشن ديگر اين مسأله اعتياد است. بر خلاف همه كشورهاي دنيا، در افغانستان دسترسي به مواد مخدر آزاد است، چرا كه خودشان توليد ميكنند. اما احتمال ميدهم كه كمترين نسبت معتادان را نيز داشته باشند. در حالي كه در ايران براي چند گرم هروئين هم حكم اعدام صادر ميشود و انواع مجازاتهاي ريز و درشت براي فروشنده و مصرفكننده را شاهديم، اما نسبت معتادان به جمعيت، در بالاترين رتبههاست. حدود 20 سال قبل كه براي انجام پژوهش تأثير زندان بر زنداني به زندان شيراز رفته بودم. ديدم كه تعداد افغانيهاي زندان آنقدر بود كه يك بند مخصوص داشتند. با آنها صحبت ميكردم كه چند نفر معتاد در ميان شما هست؟ گفتند فقط يك نفر كه او هم در حال ترك كردن است. علت اعتيادش هم اين بود كه قبلاً به چند نفر از ايرانيها نزديك بود و معتاد شد و حالا هم در حال ترك اعتياد است!!!
البته از اين نكات لزوماً نميتوان نتيجه معكوس گرفت كه هرچه مواد آزادتر و اختلاط جنسي بيشتر شود، جامعه از اين دو جهت سالمتر ميشود. گرچه درباره مواد مخدر چنين گزارهاي تا حدي از سوي برخي افراد تأييد ميشود، زيرا معتقدند نفس قاچاق شدن اين مواد به مصرف بيشتر آن كمك ميكند و اتفاقاً در خصوص اختلاط جنسيتي هم اين نكته بعضاً مشهود بوده است. برخي گروههاي خاص كه به نحو غيرمعمولي از اختلاط با جنس مخالف دور نگه داشته ميشوند، دچار انحرافات خاص خود ميگردند، اما در هر حال نتيجه معكوس را نميتوان از استدال فوق نتيجه گرفت. پس چه نتيجهاي بايد يا ميتوان گرفت؟
بروز و ارتكاب هر فعل يا ترك فعلی، دو ركن دارد. ركن عيني و ركن ذهني. مثلاً ركن عيني اعتياد، دسترسي به مواد مخدر است، اما ركن ذهني آن، علاقه و آمادگي به مصرف اين مواد است. روشن است كه در برخي موارد ميتوان ركن عيني را به كلي نابود كرد و هيچ خللي هم در امور اجتماعي رخ ندهد، مثل مواد مخدر كه اگر يك گرم مواد هم وارد جامعهاي نشود، هيچ مشكلي به وجود نميآيد و طبعاً كسي هم معتاد نميشود. اما در اين حالت فراموش نكنيم كه جامعهاي كه به لحاظ ذهني، مستعد به معتادپروري است، مشكل خاص خود را دارد و اين مشكل را بايد حل كرد و اگر مواد مخدر هم نباشد، به طريق ديگري خود را نشان ميدهد. اما ركن عيني همه رفتارهاي ناخوشايند را نميتوان از اين طريق نابود كرد. مثلاً سرقت، يك رفتار مجرمانه و ناپسند است، اما در همه جوامع امكان سرقت فراهم است و با پيشرفت اجتماعي اين امكان بيشتر هم ميشود، زيرا كه مال و اموال فزونی می یابد. براي جلوگيري از سرقت هم تا حدي ميتوان جوانب حفاظتي را رعايت كرد. اما اين جوانب هرچه بيشتر تقويت شود و نگهبان و پليس هم بيشتر شود و مجازاتها هم تشديد گردد، زندگي به همان نسبت سختتر ميشود، گو اينكه اصل دزدي هم ريشهكن نميشود. اما زندگي آنقدر سخت ميشود كه عطاي اين سختگيريها را بايد به لقاي آن بخشيد.
در اينجا بايد تمركز را بر ركن ذهني و حرمت و غيراخلاقي بودن سرقت نيز متمركز كرد و ميان اين دو موازنهاي برقرار نمود. اين قاعده براي همه رفتارهاي اجتماعي اعم از مطلوب و نامطلوب صادق است. اتفاقاً وقتي كه رفتاري را بد بدانيم، اما به لحاظ ذهني نتوانيم جامعه را با آن مخالف كنيم، در اين صورت هرچه محدوديتهاي ركن عيني را سختگيرانهتر كنيم، آثار نامطلوبتري بر جاي ميگذارد، همچنان كه در رژيم گذشته تأكيد بر نوع خاصي از پوشش و تشويق آن و فشار بر پوشش مخالف، چون همراه با پذيرش ذهني اين رفتار نبود و صرفاً بر سختافزار حكومت و قانون و تشويق و تنبيه استوار بود و جامعه به لحاظ ذهني آنرا دروني نكرده و نپذيرفته بود، آن كوششهاي رژيم منجر به نتايج مخالف ميشد و به قول معروف «از قضا سرانگبين صفرا فزود.»
نكته مهم اين است كه در هر جامعهاي افراد و گروههاي مختلف، عهدهدار بهبود و تحول در يكي از اين دو ركن عيني و ذهني هستند. دولت در مفهوم عام خود عمدتاً متولي تغييرات عيني است. اما صاحبنظران اجتماعي و روحانيون و… متولي تغييرات ذهني و ترويج تبليغ ارزشهاي پسنديده هستند. البته اگر اين گروه زمينه مساعده ذهني را فراهم كنند، حق دارند از دولتها بخواهند كه ركن عيني رفتار مناسب را نيز فراهم كند، اما نميتوانند ضعفهاي خود را نديده گرفته و چپ و راست براي ديگران نسخه بپيچند كه فلان و بهمان كنيد.
جامعه امروزي ما با چنين چالشي مواجه است. آنان كه خود را دائرمدار اخلاق در كل زمين ميدانند و كرسي درس اخلاق را در انحصار خود ميبينند، به جاي آن كه اگر تواني دارند صرفاً در اين راه گام بردارند و ركن ذهني جامعه را با خود همراه كنند و با استفاده از حداكثر توان تبليغاتي که به انحصار در اين توان هم منجر شده، قدمي پيش بردارند، نقش خود را فراموش كردهاند و خواهان تفكيك جنسيتي در دانشگاهها هستند تا اين ضعف خود را با حمايت قدرت بپوشانند، غافل از اين كه اختلاط جنسيتي در جامعه امروز بناچار و بر حسب ضرورت بيش از پيش خواهد شد و راهي براي جلوگيري از آن نيست و اگر كسي خواهان روابط سالمتري ميان دو جنس است، بايد طرح ديگري دراندازد. عليرغم تمام اين تفكيكهاي جنسيتي و نظامهاي پوششي و حجاب، شايد در كمتر جامعهاي چون ايران، زنان تا اين اندازه از حريم امن محروم باشند. به عبارت ديگر محدوديتهاي عيني گسترده نتوانسته است كه اولاً پايدار بماند و ثانياً مؤثر و كارآمد باشد. اما ظاهراً هنوز هم عدهاي در پي اجراي تجربههاي شكستخورده هستند.
پیوند پایدار
ژوئیه 23, 2008 در 3:47 ق.ظ. · دستهبندی شده در اخبار فارسی, اخبار اجتماعی, اخبار خانواده, زنان و دختران, زندگی ·برچسبها مهریه, اختلاف, جدایی, خیار, خسیس, خساست, دادگاه خانواده, زن, سکه, شوهر, طلاق
زني به خاطر خساست شوهرش و اينکه او حتي حاضر نشده بود برايش يک کيلو خيار بخرد با حضور در دادگاه خانواده خواهان جدايي از وي شد.به گزارش خبرنگار ما صبح روز گذشته رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده پرونده يي را مورد بررسي قرار داد که طي آن زني ادعا کرده از خساست شوهرش به تنگ آمده و حاضر نيست با او زندگي کند. اين زن 24 ساله که نگار نام دارد و همراه شوهر 28 ساله اش حميد به دادگاه خانواده مراجعه کرده بود، در مورد تصميمش به قاضي حسن عموزادي گفت؛ وقتي با حميد ازدواج کردم شناخت زيادي از او نداشتم و زندگي ما به صورت سنتي آغاز شد. بدين ترتيب که روزي حميد که خانه شان چند کوچه با منزل ما فاصله داشت به اتفاق مادر و خواهرش به خواستگاري من آمدند. پدرم نيز به خاطر اينکه فرزندان زيادي دارد و مخارج خانواده را به سختي تامين مي کند به راحتي و بدون اينکه هيچ تحقيقي در مورد حميد و خانواده اش انجام دهد به خواستگار جواب مثبت داد و بدون اينکه نظر من را بخواهد مرا به عقد او درآورد. اين زن ادامه داد؛ در ابتدا مشکل چنداني با شوهرم نداشتم اما به تدريج متوجه شدم او مرد بسيار خسيسي است. اين وضعيت ادامه داشت و خساست هاي او هميشه باعث سرافکندگي من بود. من از کودکي به خيار علاقه زيادي داشتم. روزي به حميد گفتم که شب برايم يک کيلو خيار بخرد اما وقتي او از سر کار بازگشت، دستش خالي بود. مطمئن بودم خساست او باعث شده به خواسته کوچک من عمل نکند.
همان موقع تصميم گرفتم از شوهرم طلاق بگيرم. روزي اين موضوع را با او در ميان گذاشتم و به وي گفتم اگر راضي شود مرا طلاق دهد من حاضرم مهريه ام را که 400 سکه بهار آزادي است، ببخشم. حميد با شنيدن اين حرف بسيار خوشحال شد و خيلي سريع با پيشنهادم موافقت کرد. به همين دليل با هم به دادگاه آمده ايم تا از هم جدا شويم. پس از اظهارات اين زن قاضي عموزادي ادامه رسيدگي به اين پرونده را به جلسه ديگري موکول کرد.
پیوند پایدار
ژوئیه 4, 2008 در 11:47 ب.ظ. · دستهبندی شده در جادو, جادوگر, روانشناسی ·برچسبها همسر, کابوس, جن گیر, جادو, جادوگر, خواب, زن, زن جادوگر, سابق, شوهر, شکایت
مردي به خاطر حضور همسر سابقش در کابوس هاي شبانه از او شکايت کرد.
به گزارش خبرنگار ما چندي قبل مردي با مراجعه به دادسراي وليعصر از همسر سابقش شکايت کرد و گفت وي شب ها به خوابش مي آيد و او را آزار مي دهد. در پي اظهارات عجيب اين مرد پرونده به شعبه 2 دادياري ارجاع شد و داديار معصومه فرقاني ها تحقيقات خود را در اين باره آغاز کرد. شاکي که جمشيد نام دارد ماجراي کابوس هاي شبانه اش را براي داديار پرونده اينطور شرح داد؛ من و همسرم نسرين 6 سال بود که با هم ازدواج کرده بوديم و زندگي خوبي داشتيم اما در يکي دو سال اخير او با کارهاي عجيبش باعث رنجش من شده بود. نسرين مدام به دنبال کارهاي غيرطبيعي مثل جادو، خواندن ورد و کارهايي از اين دست بود. من هم با انجام اين کارها در خانه ام مخالف بودم. همين عامل باعث اختلاف بين ما شد و در نهايت پس از مدتي کشمکش و درگيري روزي به دادگاه خانواده رفتيم و از هم جدا شديم. جمشيد ادامه داد؛ پايان زندگي مشترک من و همسرم با آغاز کابوس هاي شبانه همراه بود. از روزي که از نسرين جدا شدم، او شب ها به خوابم مي آيد و مرا آزار مي دهد. در اين شش ماه حتي يک شب هم نتوانستم آسوده بخوابم. اين مرد همچنين مدعي شد براي اثبات گفته هايش حاضر است شاهد معرفي کند. او در اين باره گفت؛ در کابوس هايم به جز من و نسرين افراد ديگري هم حضور دارند که اگر لازم باشد من حاضرم آنها را به دادسرا بياورم تا شهادت بدهند نسرين شب ها مرا آزار مي دهد. او همچنين گفت؛ اين رفتارهاي همسر سابقم به خاطر انجام کارهاي غيرطبيعي او است. وي نيروي عجيبي دارد که مي تواند به خواب هر کس برود. طبق اطلاعاتي که من دارم او به جز من به خواب افراد ديگري نيز مي رود. اما من که ديگر تحمل اين کابوس ها را ندارم تصميم گرفتم از را ه هاي قانوني اين موضوع را پيگيري کنم.پس از اظهارات اين مرد داديار پرونده از آنجايي که هيچ راهي براي اثبات ادعاهاي اين مرد وجود ندارد و پيگيري اين موارد در دادسرا امکان پذير نيست، پرونده را مختومه اعلام کرد.
|
|
|
پیوند پایدار
ژوئیه 2, 2008 در 1:22 ب.ظ. · دستهبندی شده در اخبار فارسی, اخبار مذهبی, اخبار جهان, اسلام, زنان و دختران ·برچسبها مذهب, مسلمان, مسلمانان, وزیر, اسلام, اسپانیا, روسری, زن, زنها, زنان, عدالت

«بيبيانا آيدو آلماگرو ـ Bibiana Aído Almagro» وزیر عدالت و مساوات اسپانیا از اینکه مردان مسلمان، زنان را مجبور به رعایت حجاب میکنند در حالي كه خود حجابی بر سر نمیگذارند(!) انتقاد و آن را ناعادلانه دانست.
وی همچنین از مردان مسلمان به خاطر اینکه لباسهای غربی به تن میکنند و از زنان خود می خواهند به منظور پنهان ماندن اجزای بدنشان، لباسهای بلند بپوشند انتقاد کرد!
«وزارت مساوات» وزارتخانهاي جديدالتأسيس در اسپانيا است و بيبيانو آلماگروي كمتجربه ـ كه تنها 31 سال سن دارد و انتخاب او از سوي نخستوزير انتقادات زيادي را برانگيخت ـ آن را اداره ميكند.
اما اظهارات اين خانم وزير، با واکنش فوری «جمعیت زنان مسلمانان اسپانیا» مواجه شد و آن را ناشی از عدم آگاهی و شناخت وي از اسلام دانست.
«حبيبة عبد القادر» نایب رئیس این سازمان اسلامی، در این رابطه اظهار داشت: «رعایت حجاب توسط زنان مسلمان تنها با رغبت و علاقه خود آنها انجام میشود؛ علاوه بر اینکه حجاب اسلامی، زنان مسلمان را از انجام کارهای خارج از منزل بازنمیدارد».
وی افزود: «هیچ کس نمی تواند زن را مجبور به حجاب کند بلکه خود زن مسلمان باید حجاب خود را رعایت کند. ضمن اينكه مردان مسمان نیز باید قسمتهایی از بدن خود را بپوشانند».
اين بانوي فعال مسلمان در ادامه تأکید کرد: «داشتن پوشش، به معناي پوشش افكار نيست. حجاب، فکر و اندیشه را نمی پوشاند و زن مسلمان از آزادیهای انسانی برخوردار است».
«منصور اسكودرو» رييس «انجمن مسلمانان اسپانيا» نيز در اينباره گفت: «قرآن پوشش مناسب را ، هم برای مردان و هم برای زنان توصيه كرده است».
شايان ذكر است بيش از نيم ميليون نفر از جمعيت اسپانيا را مسلمانان تشكيل ميدهند.
پیوند پایدار