آنچه حکومت را وادار به تقلب در انتخابات و کودتا بر علیه مردم کرد، نه زیاده خواهی دیکتاتور بلکه استیصال و بیچارگی حاکمیت بود، گرچه مقاومت و مخالفت گسترده مردم را به هیچ وجه انتظار نداشتند. اکنون نیز یکی از قویترین حربه هایی که دستاویز حکومت قرار گرفته، دامن زدن به شایعه حمله نظامی است تا وانمود کنند که آمریکا و متحدانش و یا اسرائیل، قریب الوقوع به ایران حمله خواهند کرد. با مطرح نمودن خطر جنگ تلاش دارند تا شکافهای عمیق درون حاکمیت را پر کرده و برای سرکوب بیشتر بهانه کافی داشته باشند. همچنین این شایعه شاید بنوعی سبب تخدیر جنبش آزادیخواهی شده و آنها را از تلاش همه جانبه منصرف نماید. واقعیت این است که در حال حاضر هیچ کشوری در دنیا قصد و نقشه حمله نظامی به ایران را ندارد. اما در زمینه تحریم های اقتصادی کار تا مراحل فلج کننده ای پیش خواهد رفت و هر گونه مماشات و عقب نشینی جمهوری اسلامی نیز چاره ساز نبوده و موجب کاهش تحریم ها نخواهد شد. چنانچه حتی کار به مرحله ای برسد که حکومت بپذیرد همانند لیبی، همه داروندار هسته ای اش را سوار کشتی کرده و تحویل آمریکا بدهد، باز هم تحریم ها از شدت نخواهند افتاد. تحریم ها پدیدآورنده لشگرهای بیکاران و امواج نارضایتی های شدید اجتماعی خواهد بود که می تواند انرژی جنبش آزادیخواهی را چندین برابر نماید. همچنین تحریم های گسترده جدید، سبب تشدید اختلافات اوج گرفته داخل حکومت خواهد شد. جنبش سبز وظیفه دارد در عین حال که ملت را نسبت به تحریم های برآمده از رفتارهای ماجراجویانه رژیم و اثرات مخرب آن بر زندگی مردم آگاه سازد، شایعه پردازی دروغین حکومت در زمینه خطر حمله نظامی را نیز افشاء نماید. کودتاچیان خود منتشرکنندگان اصلی سیل شایعات کذب در این زمینه هستند و هر روز دروغهای دیگری را اختراع می کنند. شایعاتی نظیر اینکه عربستان و یا جمهوری آذربایجان پایگاه نظامی در اختیار اسرائیل قرار داده اند و یا اینکه ناوهای آمریکائی برای حمله به ایران در راه هستند و بطور کلی بزرگ نشان دادن خطر بروز جنگ، حربه ای است برای ساکت و مرعوب کردن ناراضیان خودی و از بین بردن اختلافات داخلی حکومت و از سوی دیگر برای موجه نشان دادن سرکوبها. ناوگان نظامی کشورهای غربی نه برای حمله نظامی بلکه برای اجرای مفاد قطعنامه تحریم های جدید و بویژه اعمال بازرسی کشتی ها عازم خلیج فارس هستند و بعید است حتی به اقدامات تحریک آمیز سپاه نیز جواب بدهند چه رسد به اینکه نقشه ای برای حمله به ایران داشته باشند. ولی منافع سرداران در این است که شرایط را بسیار بحرانی و جنگی نشان دهند تا بتوانند امتیازهای بیشتری گرفته و نقش پررنگ تری در اداره حکومت داشته باشند. بولتن های داخلی سپاه و بسیج تبدیل به قویترین بلندگوی شایعه پراکنی «جنگ» شده اند تا از طریق نیروهایشان، وحشت بروز جنگی ویرانگر را در جامعه تزریق نمایند. کودتاچیان با القای شایعه خطر حمله نظامی در صدد خرید اقتدار برای خود هستند در حالیکه چنین حکومت شکننده و وحشت زده ای که در حال جنگ با مردم خودش است بدست همین مردم هم به زیر کشیده خواهد شد و نیازی به مداخله خارجی نخواهد بود.
نوشتههای برچسبخورده با جنگ
پيشنهاد دادم شخصاً پايان جنگ را اعلام کنم و محاکمه شوم
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به گزينه هاي مختلف براي نحوه اعلام پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران گفت :
در آن زمان به امام پیشنهاد دادم که من شخصا پایان جنگ را اعلام کنم و به این خاطر حاضرم محاکمه هم شوم، اما امام نپذیرفت.
اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت و گوی مشروح با شبکه خبر که در قالب برنامه ۴۵ دقیقه چهارشنبه شب صورت گرفت در خصوص نحوه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران و پایان جنگ در ۲۷ تیر ماه سال ۶۷ اظهار داشت: من کاملا در جریان موضوع جنگ و وضعیت کشور بودم و به همین خاطر اعلام میکنم که در بهترین موقع و زمان پذیرش قطعنامه از سوی ایران صورت گرفت و به این وسیله بهرههای زیادی نصیب کشور شد و از خطرهایی نیز نجات یافت.
وی در توضیح این سخن خود با یادآوری اینکه از ماههای اول جنگ و پس از دستگیری صدام همواره صحبت از پذیرش قطعنامه بود، اضافه کرد: ایران یک حرف روشن داشت و آن این بود که باید موضوعاتی مثل تعیین متجاوز، کیفر آن و پرداخت غرامت انجام شود که در طول جنگ هیچ گاه این خواسته ما محقق نمیشد.
هاشمی رفسنجانی افزود: البته در طول دوران جنگ تحمیلی، عراق را از اکثر بخشهای سرزمینیمان بیرون کردیم، ولی برخی از ارتفاعات و بخشهای کشور در اختیار عراق بود و در پایان جنگ نیز رژیم صدام جنایاتی مثل بمباران شیمیایی، ناامن کردن دریا و اسارت غیر نظامیان را انجام میداد که شورای امنیت و کشورهای حامی صدام نیز با پشتیبانی از وی نمیخواستند عراق رسما شکست بخورد.
به گفته رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با قبولاندن قسمت اعظم خواستههای ایران به سازمان ملل و مجامع بینالمللی همچون شناسایی متجاوزین و پرداخت غرامت، پذیرش قطعنامه از سوی ایران صورت گرفت.
هاشمی رفسنجانی در خصوص علت پذیرفته نشدن قطعنامههای پیش از ۵۹۸ از سوی ایران گفت: پیش از آن هیچ گاه شورای امنیت نمیپذیرفت که عراق متجاوز بوده و هیچ موضوع طلبکاری ایران و اعطای خسارت به کشورمان را در قطعنامهها قبول نمیکردند و فقط میگفتند ابتدا آتشبش کنید و بعد درباره موضوعات مختلف صحبت میکنیم، ولی با پافشاری و رایزنی ایران این مواد در قطعنامه ۵۹۸ گنجانده شد.
وی با تشریح وضعیت نظامی جبههها در زمان پذیرش قطعنامه گفت: با توجه به شرایطی که پیش آمده بود ادامه حملات نظامی دیگر به مصلحت نبود؛ چرا که غرب و شرق به ما عملا فهماندند که نمیگذاریم ایران پیروز شود و اقداماتی مثل ورود اعلام نشده آمریکا به جنگ با ایران و نیز تحویل موشکهایی چون اسکاد ۳۰ که برد آن تا نزدیک تهران بود و یا تحویل جنگندههای میگ ۲۹ که سطح پروازی بسیار بالایی داشتند و در کنار آن تحویل انواع هواپیماها، بمبهای لیزری و موشکهای فرانسوی به عراق، نشان دادند از هر راهی برای شکست ایران غافل نخواهند بود.
وی تاکید کرد: استفاده صدام از سلاحهای شیمیایی که نمونه آن در حلبچه نیز استفاده شد ممکن بود در دیگر شهرها نیز و حتی تهران آزمایش شود که این موضوع برای کشور بسیار زیانبار بود.
این مقام مسئول در دوران دفاع مقدس خاطر نشان کرد: در زمینه صدور نفت نیز مشکلات بسیاری در آن دوران وجود داشت و دولت رسما به امام نامه نوشتند که شرایط زیر خط قرمز است و من به عنوان جانشین امام در نیروهای مسلح قانع شدم که دیگر زمان ادامه جنگ نیست.
هاشمی رفسنجانی با ذکر یک خاطره از عملیات خیبر گفت: در آن زمان من پیشنهاد کردم و به امام گفتم که خوب است ما یک جای حساس را از عراق به عنوان گروگان تصرف کنیم و بعد شرایط خودمان را به این کشور تحمیل کینم که امام تنها تبسم ملیحی کردند و جواب روشنی به من ندادند، اما من این موضوع را به فرماندهان آن دوران نیز گفتم که اگر عملیات خیبر را خوب انجام دهند من جنگ را پایان خواهم داد که برخی ناراحت شده و برخی دیگر که عاقلتر بودند، پذیرفتند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: البته در عملیاتهایی چون خیبر و پس از آن ما به اهداف خود یعنی تصرف یک مکان استراتژیک نرسیدیم و لذا این تئوری من به مرحله اجرا نرسید.
از هاشمی رفسنجانی سئوال شد که چرا پذیرش قطعنامه پس از فتح خرمشهر انجام نشد که وی پاسخ داد در آن زمان هیچ کس در ایران از جمله شخص امام آماده شنیدن آتشبس نبودند و همه میگفتند که باید وارد خاک عراق شویم و در جلسهای که با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، آیت الله خامنهای و من در جماران برگزار شد، امام جمعبندی کردند که الان در دنیا خواستههای ما را نمیپذیرفتند و بنا شد جاهایی از عراق را تصرف کنیم که مردم این کشور اذیت نشوند و لذا به سمت جزایر مهم مجنون حرکت کردیم.
جانشین حضرت امام در نیروهای مسلح در دوران دفاع مقدس با بیان اینکه پس از شیمیایی زدن در حلبچه به تهران رفتیم و با حاج احمد آقا و مهندس موسوی در این خصوص بحثهای زیادی کردیم، گفت: قرار شد در بخش سیاسی دکتر ولایتی وزیر خارجه وقت برای چانه زنی و قبولاندن شرایط ایران در سازمان ملل وارد شوند و به امام نیز شرایط کشور و جبهه ها را کاملا توضیح دهیم.
وی افزود: من به آقای محسن رضایی فرمانده سپاه در آن دوران گفتم که لیست امکانات مورد نیاز خود را برای عملیاتهای بعدی تهیه کند که منجر به آن نامه معروف آقای رضایی شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: گاهی گفته میشود جریان منتهی به نوشتن نامه توسط آقای رضایی، ترفند بوده است، اما این موضوع صحیح نیست.
هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: پس از مکتوب کردن نیازهای جنگ توسط آقای رضایی من و ۵ نفر دیگر تاکید کردیم که با شرایط فعلی تامین نیازهای کشور و جنگ قابل تحقق نیست و باید قطعنامه را بپذیریم که امام این موضوع را پذیرفتند.
رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام در عین حال اظهار داشت: البته در ابتدا برای امام سخت بود که قطعنامه را بپذیرد و گزارشهایی که به ایشان میرسید نیز واقعگرایانه اما کمی امیدوارکنندهتر بود و در آن زمان امام یک جملهای گفتند که من تا به حال آن را جایی نگفتهام و اکنون نیز نمیگویم.
هاشمی رفسنجانی اضافه کرد: من به امام پیشنهاد کردم که شخصا پذیرش قطعنامه را اعلام کنم و سپس شما من را محاکمه کنید که امام گفتند این حالت قابل اجرا نیست.
وی تصریح کرد: در آن دوران من دیگر مطمئن بودم که نباید جنگ را ادامه دهیم و به امام نیز گفتم که با وجود این همه کشته، اسیر، ویرانی و بدهی برای صدام او بعد از جنگ مشکلات زیادی پیدا خواهد کرد که امام نیز گفتند همه مسئولین و شخصیتهای مهم کشور را دعوت کرده و آنها را در مورد پذیرش آتشبس توجیه کنید.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: آیتالله خامنهای از همه افراد فوقالذکر دعوت کردند، ولی حاج احمد آقا به ما خبر دادند که شخص امام با توجه به اهمیت موضوع میخواهند پذیرش قطعنامه را اعلام کنند و اگر کس دیگری آن را اعلام کند، اختلاف ایجاد میشود.
جانشین حضرت امام(ره) در نیروهای مسلح در دوران دفاع مقدس افزود: با اینکه امام تصمیم به اعلان پذیرش قطعنامه را گرفتند، اما باز هم برخی آقایان در جلسه مسئولان به خاطر این تصمیم امام گریه کردند، اما من همواره خدا را شکر میکنم که در بهترین فرصت جنگ را پایان دادیم.
*موضوع غرامت از عراق هنوز مفتوح است
هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سئوال مجری برنامه ۴۵ دقیقه درباره پرداخت غرامت به ایران گفت: در آن دوران رسانههای دنیا میخواستند روحیه ملت ایران را تضعیف کنند که عراق نیز پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران باز هم به کشورمان حمله کرد، اما به خاطر قدرت ایران عقبنشینی کرد.
وی افزود: با توجه به ارزیابی سازمان ملل که بسیار هم کم بود، ایران ۱۰۰ میلیارد دلار از عراق خسارت دریافت میکرد که برنامه اجرایی آن نیز تنظیم شده و عراق نیز به خاطر اینکه میخواست به کویت حمله کند و میترسید که ایران به پشتیبانی از کویت وارد جنگ شود، این موضوعات را پذیرفت، اما به خاطر اقدامات مختلف صدام فرصت تسویه با ایران پیدا نشد که بعد از سقوط آن رژیم نیز حکومت دیگری در این کشور به روی کار آمد، ولی موضوع غرامت همچنان مفتوح است.
اگه آمریکا حمله بکنه شما چکار می کنید
به قلم وبلاگ شاتوت : نِه خداییش اگه هَمی فردا صُب امریکا حمله کُنه ( زبونمِه گاز گیریفتُم ) شما چیکار مُکُنن ؟ صُب ورخاستِن از خواب هموجور که دِرن نون پنیر با چویی شیرین مُخورن يكدفه رادیو مِگه شنوندگان عزیز توجه بفرماین ! ( وای دَدَم وای ) هیچی دیگه …. مگه امریکای جنایتکار حمله کِرده شصت تا از هواپیماهاش تو هوا به هم خورده به ک …. رفتن ! بعدشَم ازی اهنگای ریددرررری … ریددررری …ریددررری ررری مِذاره !؟خوب حالا شما چیکار مُکنن ؟ صبحانه مَرگِتا مِره یا اشتهاتا وامِره هوس کله پاچه مُکنن ؟
پا مِشن ازی بشکنای دو انگشتی مِزنن … بابا کَرم مِرقصن ؟ تو دِلتا قند اب مُکنن مِگن اخ جان ! جیگرته بخورم امریکا جان امدی قربونت بُرم ! چره ایقد دیر امدی جیگر طلا ؟ هی مِگن امریکا دوسِت داریم ! امریکا دوسِت داریم ! بیا که دل بی تو به جان امد ! بعدشم زود حسابای بانکی تاره خالی مُکنِن بدو بدو مِرن از بقالی سر مَحل برنج و روغن و کوفت و زهر مار مِخرن میارن تو خانه انبار مُکُنِن که گیرونی و قحطی که رفت شما خاطر جمع بشِن که او شیکمِ بی صاحاب مونده گوشنه نِمِمانه؟
یا پا مِشن مِگن یا حُسین … جمع کن ای نون پنیراره زَن که ای پدر سَگ امد ! زود مِرن حّموم غسل شهادت مُکنِن بدو بدو مِرن بسیج محل اسم مینویسن که برن جبهه ( یکی نیس بگه کدوم جبهه ؟ ) براتا مهم نیست که فردا ممکنه گیرونی بره …قحطی بره …. مِگن به جَهندَم ! یک موشت مِزنن به شیکمتا مِگن ما بنده شیکم نیستِم ! اسلام در خطره ! کشور دِره از دست مِره ! ناموس دِره از دست مِره ! ای پفیوزای یانکی از اوبَره دنیا خ..ایه کِردن امدن به ناموس ما دست درازی کنن ! باید خ…ایه کِش کُنِم اوناره تا دیگه همچی گهی نِخورن ! امریکا در چه فکریه ………. ایران پر از بسیجیه !
یا یَکدفه شاشِتا میگیره بدو بدو مِرن تو مُستِراب خیر سرتا میشینن هم خودتاره سبُک کُنَن هم فِک کُنِن ! ( یَره چی جای خوبیه بره فِک کردن ) هی با خودتا مِگِن بدبخت رفتُم ! بیچاره رفتُم ! یکی نیست بگه تُخمه سَگا کُخ دِرن هی سیخ مُکُنِن امریکاره تا حمله کُنه … مُمُردِن اگه ای قطعنامه ره قبول مِکردِن ؟ یَره خواهره مادر … دیدی چی خاکی به سَرما رَفت ! ( اینجا دیگه به مزاج شما نگاه مُکنه که وقتی مِترسِن یُبس مِرن یا اسهال ! ) هیچی دیگه شلوارتاره هموجور با کونِ ناشور بالا میکیشن مِزنِن بیرون بدو بدو دنبال سولاخ موش مِگردِن !
یا مِگن به تُخمُم که حمله کِرده ! هر کی از بغل ای مَملِکَت بارشه بسته حالا بره سینَشه بده جلو گلوله …. به ماچه ! یا تا میبینن اب گلی رفته مِگن جااااااان … الان وقت ماهیگیریه ! اویَم ماهیای چاق و چله … ک..ون لق اسلام و مملکت و ناموس و هَمه ! ماهیاره عشقه ! یا اگه تو خارج هَستن بدو بدو مِرن فرودگاه ( ندو کُسخُل پروازاره کنسل کِردَن ! ) تا برگِردِن ایران بجَنگِن ! یا مِگن اوه مای گاد … بعد مِرن یک پیک مِرن بالا به سلامتی امریکا !
یا میشینن یَواش یَواش نون و چویی مُخورن یک دو دو تا چار تا مُکُنِن با خودتا مِگِن ……..؟
بمب خوشه ای
آمریکا (به همراه چین و روسیه) از شرکت در اجلاسی که در آن قرار است معاهدهی پیشنهادی ممنوعیت استفاده از بمبهای خوشهای بررسی شود سرباز زد. اجلاسی که در آن نمایندگان بیش از یکصد کشور جهان در دوبلین ایرلند گردهم میآیند. آقای استفان مول، جانشین معاون وزیر امورخارجه آمریکا در امور سیاسی-نظامی، علت مخالفت آمریکا را با این معاهده چنین شرح داد:
ممنوع شدن استفاده از بمبهای خوشهای میتواند همکاری ارتش آمریکا در برنامههای صلحدوستانه یا امدادرسانی در مواقع سوانح طبیعی را به خطر بیاندازد.
نمایندگان چین و روسیه دستکم در این زمینه خفقان سیاسی گرفتند و ترجیح دادند برای توجیه لزوم استفاده جنایتبار از بمبهای خوشهای ماسک صلح و دوستی به چهره نزنند. اما وقاحت «نمایندهی امپراتور» در این زمینه مثال زدنی است.
98 درصد قربانیان بمبهای خوشهای غیرنظامی هستند.
آمریکا، روسیه و چین؛ به عنوان بزرگترین تولید کنندگان بمبهای خوشهای در جهان مخالف ممنوعیت تولید و استفاده از بمبهای خوشهای هستند و در اجلاس دوبلین شرکت نمیکنند. در سالهای اخیر آمریکا در «کوزوو، افغانستان، عراق» و اسرائیل در «جنگ اخیر علیه لبنان» از بمبهای خوشهای استفاده کرده است.
در همین رابطه نوشته من را به نام «خانم هیلاری کلینتون! بمب خوشهای برای بچهها خوب نیست» بخوانید.
یک بمب خوشهای شامل چند صد بمبک یا بمب کوچک است.

بمب در مسیر فرود آمدن به سرعت میچرخد (2500 دور در دقیقه) و در ارتفاع قابل تنظیمی از زمین باز میشود (از 100 متری تا 1000 متری). هر چه بمب در ارتفاع بالاتری باز شود دامنه پخش شدن بمبکها بیشتر است.
هر کدام از بمبکها به اندازه یک قوطی کوکاکولا است. برای اینکه بمبکها حتما با نوک به زمین نزدیک شوند چتر کوچکی در انتهای آنها باز میشود.

هر کدام از بمبکها شامل اجزای زیر است:
- ماده منفجره مخصوص نفوذ به زرهها و پوستههای سخت
- پوستهی حامل که طوری طراحی شده که به صدها (حدود 300) ترکش ریز تبدیل شود.
- نوعی ماده آتشزا از ترکیبات روی که به ایجاد آتشسوزی کمک میکند.
منطقهی تحت پوشش بمبکها میتواند منطقهای به وسعت 200 در 400 متر (8 برابر یک زمین فوتبال) را دربرگیرد.
پس از انفجار بمبکها در ناحیهی وسیعی خسارت و تلفات ایجاد میکنند. هر کدام از بمبکها میتواند منجر به تلفات انسانی در فاصلهای به شعاع 76 متر شود.
بخش بزرگی از بمبکهای بمبهای خوشهای منفجر نمیشوند و به صورت مینهای ضد نفر در محیط زیست باقی میمانند. بیشترین قربانیان پسینی بمبهای خوشهای کودکان هستند.




























