Posts Tagged جمهوری اسلامی

احمدي نژاد عامل واردات غيرقانوني بنزين‏

كمتر از 48 ساعت پس از جلسه بي‌حاصل سران احزاب اصولگرا با احمدي‌نژاد، رئيس و نمايندگان اصولگراي ‏مجلس “غلامحسين نوذري” وزير نفت را در صحن مجلس هشتم طوري تحت فشار قرار دادند كه او مجبور شد ‏اعتراف كند واردات غيرقانوني بنزين با دستور احمدي‌نژاد صورت گرفته است. نوذري همچنين براي اولين بار ‏فاش كرد كه با اين دستور غيرقانوني مخالف بوده و مخالفت خود را در 4 نامه به احمدي‌نژاد اعلام كرده است.‏

روز يكشنبه، وزير نفت دولت احمدي‌نژاد يكي از سخت‌ترين دفعات حضور خود در مجلس هشتم را گذراند. او كه ‏در جمع نمايندگان حضور يافته بود تا درباره وضعيت نفت و گاز كشور به آنها گزارش دهد، با چنان شدت لحني ‏از سوي رئيس كميسيون انرژي، سخنگوي كميسيون اقتصادي و سپس رئيس مجلس مورد بازخواست قرار گرفت ‏كه نه تنها مجبور شد رئيس‌جمهور را عامل واردات غيرقانوني بنزين معرفي كند، بلكه خود را مخالف دستور ‏احمدي‌نژاد و فاش‌كننده اين ماجرا معرفي كرد.‏

در اين جلسه، پيش از سخنان وزير نفت، “حميدرضا كاتوزيان” رئيس كميسيون انرژي مجلس هشتم در يك تذكر ‏آيين‌نامه‌اي، دولت نهم را به “قانون‌شكني آشكار” متهم كرد و با اشاره به اينكه وزير نفت پيش‌تر به شكل كتبي به ‏نمايندگان اعلام كرده بود كه “اين كار به دستور رئيس‌جمهور و مسؤوليت خودم انجام شده”، گفت: “نه دستور ‏رئيس‌‏جمهور شأن قانوني داشته و نه مسؤوليت‌‏پذيري وزير نفت مي‌‏تواند جاي قانون را بگيرد. کاري مي‌کنيد و ‏مي‌گوييد با مسئوليت خودم! مگر مسئوليت شما مي‌تواند جايگزين قانون باشد؟! دولت موظف بوده لايحه به مجلس ‏بياورد و از مجلس بخواهد براي برداشت و خريد مجوزهاي لازم را بدهد.”‏

پس از رئيس كميسيون انرژي، “محمدرضا خباز” سخنگوي كميسيون اقتصادي مجلس هشتم نيز خاطرنشان كرد: ‏‏”وقتي قرار باشد خود دوستانمان در دولت پيشنهاد دهند و خودشان تصميم بگيرند و شأن قانون و قانونگذار را ‏رعايت نکنند، شما انتظار داريد زيرمجموعه اينها در کشور چه کاري انجام دهند؟ تفکري حاکم است که مي‌خواهند ‏به قانون و قانونمندي تن ندهند و اين نه شايسته دولت است و نه زيبنده مجلس، که در برابر اين قانون‌شکني‌ها ‏سکوت کنيم.”‏

‎نقض قانون‎

غلامحسين نوذري كه دومين وزير نفت دولت احمدي‌نژاد است، پيش از اين هم در جلسه كميسيون انرژي مجلس، ‏در پاسخ به نمايندگاني كه از قرارداد گازي با تركمنستان انتقاد ‌كردند، تقصير آن معامله پرضرر را به گردن ‏مسئولان ارشد دولت انداخته و از خود سلب مسئوليت كرده بود. او همچنين در خصوص واردات بنزين، فراتر از ‏سقفي كه در قانون بودجه 87 تعيين شده، به نمايندگان نوشته بود كه: “ما مواردي را طبق دستور رئيس‌جمهور و ‏مواردي را با مسؤوليت خودم خريداري کرده‌‏ايم.”‏

با اين حال روز يكشنبه وقتي رئيس كميسيون انرژي مجلس اين بخش از نامه وزير نفت را براي نمايندگان خواند و ‏از نقش احمدي‌نژاد در زير پا گذاشتن قانون بودجه پرده برداشت، نوذري به او پاسخ داد كه: “ما هيچ چيزي را ‏پنهان نكرده‌ايم و طي چهار‌نامه خدمت رييس‌جمهور نوشتم كه قطعا بايد از مجلس مصوبه بگيريم.”‏

او اين فاش‌گويي را در واكنش به بخشي از سخنان كاتوزيان ابراز داشت كه تاكيد كرده بود دولت اگر هم نياز به ‏واردات بيش از سقف بودجه داشت، بايد از مجلس اجازه مي‌گرفت. وزير نفت اين سخنان را تاييد و تاكيد كرد كه ‏او هم به كسب اجازه از مجلس و قانوني بودن امور معتقد است، اما احمدي‌نژاد با وجود چهار نامه او، اجازه تقديم ‏لايحه بودجه به مجلس را نداده است.‏

‎وزير نفت: من بي‌تقصيرم‎

پيش از اين و در ماههاي مياني سال جاري، مقامات وزارت نفت بارها از تدوين لايحه‌اي براي واردات مازاد ‏بنزين سخن گفته بودند، اما چندي بعد معاون برنامه‌ريزي احمدي‌نژاد و معاونان وي ارائه هرگونه لايحه متمم ‏بودجه به مجلس را تكذيب كردند تا به ضعف‌هاي آشكار خود در تنظيم بودجه اعتراف نكنند.‏

حال وزير نفت نه تنها فاش كرده كه چهار نامه به احمدي‌نژاد درباره رعايت قانون نوشته اما رئيس‌جمهور كسب ‏اجازه از مجلس را نپذيرفته، بلكه عبارت مندرج در نامه قبلي خود به نمايندگان مبني بر پذيرش مسئوليت واردات ‏بنزين را نيز اين‌گونه توجيه كرده كه: “آن مسووليتي كه آنجا پذيرفتم از باب رفع تكليف از ذي‌حساب است نه خداي ‏ناكرده در رابطه با مطلبي كه قانون را دور زده باشيم يا مطلب ديگري را انجام داده باشيم. ذي‌حساب بنده گفت ‏‏(براي اجراي دستور رئيس‌جمهور) من نياز به مجوز شما دارم، بنده هم نوشتم با مسووليت اينجانب.”‏

اين در حالي بود كه حتي علي لاريجاني هم روز يكشنبه به وزير نفت گفت: “توصيه ما به جنابعالي و دوستان اين ‏است كه قانون را رعايت كنيد. اگر احتياج بيشتر داريد از مجلس اجازه بگيريد، مجلس به شما كمك خواهد كرد. ‏ولي به گونه‌اي نباشد كه مجلس نتواند از شما حمايت كند.”‏

اما وزير نفت نيز به رئيس مجلس يادآوري كرد كه او تقصيري ندارد و فاش كرد كه اساسا خود او اولين بار از ‏اين موضوع پرده برداشته است.‏

نوذري گفت: “من خود را نسبت به قانون و قانونگذاري از كساني مي‌دانم كه به جد به آن متعهد هستم. دليل واضح ‏هم آن است كه هيچ چيزي را از مجلس پنهان نكرده‌ام. در اولين گزارش حتي در گزارش قبل از اين‌كه سهميه ‏يارانه انرژي به اتمام برسد، خدمت حضرتعالي نوشتم و ميزان ارز معوض واردات نفت را افشا كردم. در اولين ‏گزارش كه شهريورماه دادم، اين را افشا كردم، آن هم به‌عنوان كسي كه به قانون پايبند هستم. لذا هيچ چيزي را ‏پنهان نكرده‌ايم.” ‏

وي همچنين خواستار تشكيل جلسه غيرعلني مجلس براي توضيحات بيشتر به شرط “درز نكردن خبرها به بيرون” ‏شد و گفت: “اگر مجلس فرصتي را بدهد كه بنده در يك جلسه غيرعلني و غيررسمي كه مسائل آن به بيرون درز ‏نكند، ريسك‌هايي كه براي پيشبرد كار وزيري كه راي اعتماد از شما گرفته انجام داده را مي‌گويم و شما قطعا آن را ‏تصديق خواهيد كرد.”‏

یک نظر بنویسید

امام جمعه مهریز : زنان بد حجاب که مانند الاغ های پالان دار هستند

حجه السلام علی برهان امام جمعه مهریزدرجمع عده ای ازمسؤولین شهرستان مهریز که به منظورافتتاح شعبه مؤسسه فرهنگی قرآنی ثقلین شعبه مهریزگرد هم آمده بودند گفت: فعالیت مؤسسه ثقلین، قرآنی وفرهنگی است وافتتاح شعبه  این مرکز درمهریز میمون ومبارک است.

وی گفت: افتخارما مهریزی ها مذهبی بودنمان است و در این امر قرص قرص هستیم وشوخی بردار هم نیست و بحق رسول الله خدا نکند که روزی شیاطین بخواهند مهریز بکرودست نخورده راخرابش بکنند.
امام جمعه مهریز افزود: مردم مهریزتحمّل وجود یک خانم مانتویی را در شهرشان ندارند و دانشگاهی که بخواهد خانم مانتویی را راه بدهد نداریم وهم اکنون پوشش لباس و وضع ظاهری که بعضی از خانمها و دختران می چرخند از بی حجابی بدتر است.
حجه الاسلام برهان گفت: حدیثی است که می گوید؛ زمانی می رسد که انسانها خودشان رامی پوشانند ولی باز هم برهنه هستند، بعضی ازعلمای آن زمان می گفتند:این حدیث اشتباه است مگر می شود انسان هم برهنه باشد وهم عریان اما امروزه با آمدن لباسهای جدید وجورابهای شیشه ای این امر ثابت شد که می شود بدن انسان هم پیدا باشد وهم ناپیدا.
وی گفت: شهر مهریز کاستیات وعاریات را نمی پذیرد، مانتویی که منجر شود به بدحجابی رانمی پذیرد چون بدحجابی از بی حجابی بدتراست.
وی گفت: انسان آدم بی حجاب را مانند الاغ لخت وبی پالان یک بار ببیند چشمانش سیر می شود ودیگروسوسه نمی شود و شماها الاغ  بی پالان ندیده اید که حتماً دیده اید و درزمان شاه زنان بی حجاب زیاد بودند ولی جلب توجه نمی کردند ولی هم اکنون زنان بد حجاب که مانند الاغ های پالان دار هستند در جامعه فراوانند وخودنمایی میکنند.
امام جمعه مهریز گفت: من نمی خواهم ترویج بی حجابی بکنم فقط می خواهم بگویم که بدحجابی از بی حجابی پلیدتروزشت تراست.
وی افزود: وظیفه ثقلین حفظ حیا، ناموس و دین مردم است که خدا امثال این گونه مؤسسات قرآنی را دراین شهرزیاد کند وخدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد درمهریزسینما بزند و دختروپسراین شهر مذهبی را درتاریکی سالن سینما به دست هم بدهد وبه دنبال آن نامه ها و تلفن ها رد و بدل بشود.
وی افزود: فعالیت مراکزقرآنی شهر نباید در این زمان همگی دریک مسیر و آن هم ازالفبا شروع وبه عمّ جزء ختم کنند خلاصه شود بلکه کارها و فعالیتهای آنها باید برنامه ریزی شده باشد واجرا شود.

(5) دیدگاه

مصاحبه با عبدالمالک ریگی ” جندالله ”

این گفتگو چند سال قبل توسط  رادیو فردا با عبدالمالک ریگی رهبر گروه جندالله انجام شد . عبدالمالک در این گفتگو از سوابق فعالیت های غیر مسلحانه گروه خود می گوید و بیان می کند که چگونه وقتی اعضای گروه او به دلیل فعالیت های سیاسی غیر مسلحانه به زندان و اعدام محکوم شدند به ناچار قدم به سوی عملیات های مسلحانه برداشته است . مسلم است که امروز عبدالمالک به دلیل دست بردن به اسلح اگر در میان بلوج ها محبوب است اما در میان اکثریت ایرانیان محبوبیتی ندارد اما خواندن این مصاحبه می تواند قسمت های مهمی از واقعیت امروز زندگی مردم بلوچ را نشان دهد
در زمان این گفتگو جندالله چند نفر از نظامیان جمهوری اسلامی را در اسارت خود داشتند و مصاحبه کننده با یکی از گروگان ها تلفنی صحبت می کند .
. اکنون چند سال از این مصاحبه می گذرد و جندالله چندین عملیات دیگر انجام داده است که در مورد بسیاری از آن عملیات ها اطلاع رسانی نشده است اما هنوز با گذشت این سالها جمهوری اسلامی موفق به برخورد با این گروه نشده است به طوری که این گروه  در آخرین عملیات خود 16 نظامی را از درون یک پاسگاه مجهز مرزی ایران اسیر می کنند
توصیه می کنم این مصاحبه را تا آخر بخوانید


با عبدالمالک ريگي، آفريننده حادثه تاسوکي، تلفني گفت و گو کرديم. صدايش، رنگي از کوه هاي بلوچستان داشت، قهوه اي، خسته و خشمگين. به آرامي پرسيدم: مي توانم با گروگان ها هم صحبت کنم. بعد از سکوت کوتاهي گفت: بله. 6 ساعت ديگر تلفن کنيد. حاصل، مصاحبه زير است که بخشي از آن در 9 صبح انجام شده، و بخش ديگرش درست 6 ساعت بعد. در بخش ديگر امير هراتي، يکي از گروگان ها نيز در گفت و گو حاضر است.

گفت و گوي 9 صبح

از زبان خودتان، خود را معرفي کنيد
من عبدالمالک ريگي هستم، 23 سال سن من است و الان هم مسئول و خادم حرکت جندالله هستم.

فقط 23سال؟ خيلي زود شروع کرده ايد.
[مي خندد] مجبور شدم. وقتي ديديم نمي گذارند بزرگ تر بشويم، مجبور شديم اسلحه برداريم.

از کي اسلحه برداشتيد؟
الان 4 سال مي شود.

چرا به اين نتيجه رسيديد که بايد اسلحه برداريد؟ چکار مي خواستيد بکنيد که نشد و کارتان به اسلحه برداشتن رسيد؟
ما قبلا حرکت هاي زيادي براي دفاع از حقوق ملي و مذهبي بلوچ و اهل سنت، در بلوچستان انجام داديم. مي دانيد که در بلوچستان همه اهل سنت هستند و بلوچ. اما از بدو اين انقلاب، يعني 27 سال که اين انقلاب آمده، تا امروز اهل سنت محروم ترين قشر در کشور بوده و مشکلات بسياري داشته اند. پريشاني هايي داشته اند. ظلم ها و شکنجه ها بسيار زيادي، متوجه آنها شده. البته اهل سنت و بخصوص اقليت هاي قومي مثل کرد و بلوچ هميشه مشکلات زيادي داشته اند، ولي کردها چون فعاليت هايشان بيشتر بود، به کشورهاي ديگر نزديک تر بودند، کارهاي سياسي زيادي کردند و حرف خودشان را هم به گوش دنيا رساندند. ولي در مورد اهل سنت، هيچ وقت نشد که در اين مدت صدايشان به دنيا برسد. اگر فعاليت مذهبي کردند، به عنوان مزدوران بيگانه معرفي شدند، اعدام شدند؛ صدها عالم اهل سنت، صدها مبارز اهل سنت، صدها فعال سياسي اهل سنت از بين رفتند. ما الان در تهران مي بينيم کسي مثل گنجي برنامه هايي را براي دموکراسي شروع کرده، دنيا از او حمايت مي کند. همه از او حرف مي زنند. مردم. دنيا. خبرنگاران. همه شنيدند و حرف هاي او به دنيا رسيد، ولي در بلوچستان چنين جوي نبوده. اگر کسي کوچک ترين انتقاد منطقي کرده، از مسئولين انتقاد کرده، فورا اورا دستگير کرده و يا از بينش برده اند، يا خفه اش کرده اند. سال هاي سال اينها را تحت شکنجه هاي گوناگون قرار داده اند. يعني به هر حال قبل از ما کسان زيادي بودند که خواستند فعاليت سياسي کنند، ولي دولت به آنها اجازه هيچگونه فعاليتي را نداد. بعد ما فعاليت هاي خود را شروع کرديم و خواستيم از حق خودمان دفاع کنيم. امروز مي بينيد در تمام دنيا نظام ها عوض شده. در هيچ کجاي دنيا ديکتاتوري و ظلم و ستم کارآيي ندارد. بايد به وضع مردم رسيدگي شود. ولي ما…

ولي شما…
ولي ما به نتيجه اي نرسيديم. در همين فعاليت ها 16 نفر از افراد ما دستگير شدند. جرم شان چه بود؟ نواري يا کتابي پخش کرده بودند. همين. در آن کتاب ها هم هيچگونه توهيني نشده بود، نه به هيچ شخصي نه به هيچ مسلکي. ما فقط خواستار احقاق حقوق ملي و مذهبي اهل سنت و بلوچ هستيم. اما آنها افراد ما را دستگير کردند. ما باز هم مبارزه [نظامي] را شروع نکرديم. با مقامات حرف زديم و گفتيم اين افراد چه کساني هستند و جرمي نکرده اند. باز توجه نکردند. افراد ما را شکنجه کردند، کشتند و … تا ما به اين نتيجه رسيديم که هيچ راهي وجود ندارد جز اينکه دست به اقدام مسلحانه بزنيم و مبارزه نظامي را شروع کنيم. يعني آخرين راه همين بود.

شما کجا درس خوانده ايد؟ با اين مسائل چطور آشنا شديد؟
همين جا. در زندگي. ما ديديم که هيچ کس از حق ما دفاع نمي کند. يک روزنامه نگار را مي گيرند دنيا برايش بسيج مي شود، ولي مسائل ما اصلا پيگيري نمي شود. يک نفر را گرفته اند سي. دي داشته دستش را قطع کرده اند. همين امروز يکي را گرفته اند که سي دي تاسوکي داشته، ناخنش را کشيده اند. بالاخره اينها قوم ما هستند. آيا ما چاره اي جز جنگ داريم؟ اينها در منطقه ما نسل کشي راه انداخته اند. آدم ها را فقط به جرم بلوچ و سني بودن مي کشند. ما چه سياست ديگري مي توانيم در برابر اينها اتخاذ کنيم. اينها راهي در چارچوب دموکراسي براي ما نگذاشته اند. هويت ملي و مذهبي ما را زير پا گذاشته اند و آن وقت مي گويند ما تجزيه طلبيم. نه.ما تجزيه طلب نيستيم. اگر تجزيه طلب بوديم حاضر به مذاکره نمي شديم. البته مذاکره هم نه با اينها. اينها قابل اعتماد نيستند. ما خواستار مذاکره در حضور سازمان هاي رسمي بين المللي هستيم. مذاکره در خانه و بيابان، مفيد نيست. اعتماد نداريم. اينها زير قول شان زده اند و مي زنند.

الان چند تا گروگان داريد؟
6 نفر از تاسوکي هستند، يکي هم احمد شيخي، عضو عاليرتبه بسيج .

اين آخري که کشتيد که بود بالاخره؟ جوان بود؟ کاره اي بود؟ کي بود؟
حميد رضا کاوه بود. سرهنگ آگاهي. فرمانده گارد ويژه. نمي دانيد چه کارهايي کرده بود.

پس گروگان ها را شناسايي کرده بوديد؟
بله، بعضي ها را شناسايي کرده بوديم. البته هدف فرماندار و استاندار بودند که فرار کردند. حالا مرتب مي گويند ما اشرار و قاچاقچي هستيم. انکار نمي کنم در بين قوم ما قاچاقچي هم هست، اما بايد ببينند چرا اين مردم قاچاق مي کنند. چرا اينها بايد مردم را از بلوچ ها متنفر کنند، در حاليکه بلوچ هم يکي هست مثل بقيه ايراني ها فقط دستش به دنيا بد نيست. کسي صدايش را نمي شنود.

مي شود با اين گروگان ها حرف زد؟
[ مکث مي کند] بله. 6 ساعت ديگر زنگ بزنيد. درست 6 ساعت ديگر.

گفت و گوي 6 ساعت بعد

دوباره تلفن زنگ مي خورد. آيا گوشي را بر مي دارند؟ بر مي دارند. عبدالمالک است.

بياييد با اين حرف بزنيد.

سلام عليکم

سلام. شما؟
امير هستم. امير هراتي.

شما را کي گرفتند؟
25/12 داشتم از زابل مي آمدم زاهدان. در تاسوکي اسير شديم.

شما چکاره هستيد؟
من افسر نيروي انتظامي هستم. 23 سال در نيروي انتظامي خدمت کرده ام.

افسر؟
بله. در زاهدان خدمت مي کنم.از زابل داشتم مي آمدم. با ماشين شخصي بودم. اينها فکر کردند من نظامي هستم، مرا گرفتند. [صدايش مي لرزد]

الان در چه وضعيتي هستيد؟
از نظر روحي خيلي خوب هستم. برخورد برادران با ما خيلي خوب است. غذايي که درست مي کنند اول براي ما مي آورند، بعد خودشان صرف مي کنند. ما خيلي راضي هستيم. خدا را شکر. برخوردشان با ما خيلي خوب است و از اين بابت هيچ نگراني نداريم.

از چه بابت نگراني داريد؟
[بغض در صدا پيدا مي شود] ما مي خواهيم برگرديم پيش خانواده خودمان. اگر درخواست اين برادران را انجام دهند ما هم بر مي گرديم پيش زن و بچه مان.

اگر الان مسئولين صدايتان را مي شنيدند، به آنها چه مي گفتيد؟
[صدا رنگ التماس مي گيرد] عاجزانه درخواست مي کنم مشکل برادران جندالله را حل کنند. اينها هم زنداني دارند. چند سال است زنداني هاي اينها بلاتکليف هستند. آنها را آزاد کنيد برگردند پيش زن و بچه شان، تا ما هم برگرديم سر خانه و زندگي مان. من خودم با آقاي شهرياري حرف زدم. گفتم شما که نماينده ما در مجلس هستيد براي ما چه کار انجام مي دهي؟ در جواب من گفت: ما براي شما دعا مي کنيم. مردحسابي! اين دعا را که ما خودمان اينجا داريم شب و روز مي کنيم.

شما اهل کجا هستيد؟
من اصليتم زابلي است، منتها محل کارم زاهدان است.

شيعه هستيد؟
بله.

شما به عنوان يک شيعه چه احساسي به سني ها داريد؟
والا اينها برخوردشان، نمازشان، احکام شان صد درجه از ما بهتر و دقيق تر است و به موقع تر.

آقاي هراتي، چند تا بچه داريد؟
[صدايش رنگ اشگ مي گيرد] خانم من 5 تا بچه دارم.3 تا دختر، 2 تا پسر. پسر دانشجو دارم.

اسم شان چيست؟
پسر بزرگم ميثم هراتي است. دانشجوست. پسر ديگرم سوم راهنمايي است، احسان هراتي. دخترم اول راهنمايي است، نسترن هراتي. يک دختر ديگر دارم کلاس چهارم دبستان است، محبوبه هراتي. و يک کوچولوي ديگري هم دارم. دو سال و نيمش است. در خانه است.

پيام و تقاضاي شما چيست؟
عاجزانه در خواست مي کنم، شما را به آن خدايي که همگي قبولش داريم، خواست برادران را انجام دهيد تا ما سر خانه و زندگي مان برگرديم. ما گناهي نکرده ايم. چرا زنگ مي زنند مي گوييد اينها را بکشيد، شهيد کنيد؟ خدا را خوش مي آيد؟

يعني مسئولين به اينها مي گويند شما را بکشند؟
بله. مي گويند اينها را بکشيد، ما شهيد زياد داريم. آخر اين درست است؟ از نظر انسانيت اين حرف واقعا درست است؟

شما دوست داريد اين طوري شهيد بشويد؟ اين اسمش شهادت است از نظر شما؟
نه. من قبول ندارم. به هيچ عنوان. به هيچ عنوان.

در کجا شما را نگاه مي دارند؟ در کدام کشور هستيد؟
مشخص نيست. فکر کنم کوه هاي بلوچستان باشد. ولي چون چشم هاي ما را بسته بودند ما نمي دانيم ما را کجا آورده اند.

آقاي هراتي، احساس يک اسير چيست؟
ما مي خواهيم اين مشکل حل بشود. ما الان پنجاه و چند روز است که اينجا به اين اميد نشسته ايم که زنداني هاي اينها آزاد بشوند و ما برگرديم سر خانه و زندگي مان. ولي زنداني اينها را آزاد نمي کنند. اينها را سر مي دوانند. مردم بيگناه را اذيت مي کنند. مي کشند. خواسته ما اين است که چهارتا زنداني اينها را آزاد کنند تا ما برگرديم.

پرسيدم احساس يک اسير چيست؟
ما مي خواهيم بر گرديم پيش زن و بچه مان.

فکر مي کنيد اگر آنها حرف اينها را گوش نکنند، اينها شما را مي کشند؟
بله. صد در صد.

مي دانيد چه جوري مي کشند؟
[سکوت] نمي دانم. نه. ولي اگر اين کار نشود صد در صد ما را مي کشند. شما را به خدا صداي ما را به گوش مسئولين برسانيد. ما گناهي نکرده ايم. صداي ما را به گوش همه برسانيد. کاري کنيد خواسته هاي برادران جندالله و خواسته ما انجام شود.

اميدوارم. از او خداحافظي مي کنم. انگار به سيم تلفن چسبيده. مي رود. يا او را مي برند. نمي دانم. سکوت سنگيني حاکم مي شود.

آقاي ريگي، هستيد؟
[صدايي گرفته] بله.

عجب شرايط سختي است. نه؟
بله سخت است.
هر دو طرف در وضع بدي هستند.
کاملا طبيعي است. ما هم از حال اينها که اينجا اسير هستند، رنج مي بريم، هم از حال ملت خودمان که آنجا تحت شکنجه و آزار قرار دارند. همين امروز به من خبر دادند که ريخته اند به خانه هاي مردم. زن ها را گرفته اند. مردم بيگناه. ما حتي به دولت گفتيم شما خودتان را با مردم بيگناه نگيريد. بگذاريد اين جنگ بين ما و شما بماند. ما نظامي هستيم، شما هم نظامي هستيد. همديگر را مي توانيم بالاخره تحمل کنيم. ولي در اين ميان يک ملتي از شيعيان و فارسان در منطقه هستند و يک ملتي از اهل سنت و بلوچ که هر دوهم بيگناه و بي سلاح و بي دفاع هستند. ولي اينها چون زورشان به ما نمي رسد، خشم، دشمني، کينه و عداوت خود را روي مردم بيگناه خالي مي کنند. اصلا آنها ما را نه فقط مسلمان، که اصلا انسان هم نمي دانند. به خدا قسم ما در منطقه مشکلاتي داريم که فکر نکنم در هيچ گوشه دنيا باشد. الان وضعيت اقتصادي بسته است، مردم نمي توانند کار وبار کنند. 50 هزار 60 هزار نفر از مردم بلوچستان طريق ارتزاق شان فقط مرزهاي پاکستان و افغانستان بوده که آنها را مسدود کرده اند. مردم را با دو تاقه پارچه مي گيرند به رگبار گلوله مي بندند. مردم با دو تا صندوق مرغ از پاکستان مي آيند آنها را مي گيرند. پس چکار کنند؟ مردم ناچارند. براي امرار معاش ناچارند. وقتي همه اين راه ها را مي بندند مردم طرف دزدي و فساد و اعمال ناشايست مي روند. يعني حکومت خودش مي خواهد مردم اينطور باشند، براي اينکه مي خواهد اهل سنت سرکوب شوند، از بين بروند.

مسائل ريشه اي تر است. مي خواهيد با چهار گروگان حلش کنيد؟
نه. ما اين عمليات را کرديم و از دولت خواستيم بيايند مسئله را ريشه اي حل کنند. اما آنها جواب ما را با منطق زور مي دهند. 22 هزار نيرو فرستاده اند به منطقه و هر که را سر راهشان مي بينند مي گيرند و مي زنند و مي کشند. هيچ کس هم در دنيا صداي ما را نمي شنود. کجا هستند اين سازمان هاي حقوق بشري؟ چرا صداي ما را نمي شنوند؟

آقاي ريگي، مطمئن هستيد که دست اينها به شما نمي رسد؟
ما مطمئن هستيم.

از کجا؟
از اينجا که ما در درگيري هاي زيادي اين ماموران را تجربه کرده ايم. اينها ادعاهاي بزرگ بزرگ مي کنند، ولي در عمل اين طوري نيست. در يک درگيري با ما 200 تا ماشين آوردند با 1700 تا نيرو. از زمين و هوا هم حمله کردند. حمله از 7 صبح شروع شد تا 5/4 ما نگفتيم آتش بس. خود دولتي ها زنگ زدند که بگذاريد ما جنازه هايمان را جمع کنيم. ما اينها را کاملا مي شناسيم، قدرت شان را مي دانيم. دست شان به ما نمي رسد، به مردم بيگناه مي رسد.

براي اينکه شما مي توانيد حمله کنيد و بعد برگرديد پاکستان.
نه. آنها به خاطر اينکه افکار عمومي را قانع کنند، و چون از شرمندگي جواب ديگري ندارند بدهند، اين چيزها را مي گويند. ما آن شبي که عمليات شد در کمال آرامش از صحنه عمليات بيرون آمديم، رفتيم افغانستان ـ و نه پاکستان ـ و بعد هم برگشتيم به خاک ايران. مقامات افغان هم اين را گفتند، ولي اينها چسبيده اند به پاکستان. من انکار نمي کنم. بسياري از افراد ما در خاک پاکستان هستند. خانواده ها و کساني که مجبور به فرار شده اند. با زن و بچه ها. ولي افرادي که کار عملياتي مي کنند در خاک ايران هستند.

يعني شما الان در خاک ايران هستيد؟
من؟

بله.
من در خاک ايران هستم.

آقاي ريگي ! رابطه شما با ايران چيست؟ دنبال بحث جدايي هستيد؟
اگر آنها به خواسته هاي ما توجه نکنند و سياست هاي شوم خود را در منطقه اجرا کنند، تا وقتي هستند ما با آنها همين وضع را داريم. الان اينجا شيعيان مي توانند عقايد خود را علنا اعلام کنند، ولي اگر اهل سنتي بلند شود و نکته کوچکي بگويد او را مي گيرند و گوشه زندان مي خوابانند. وضع معيشت مان هم که اين است. ما در چنين وضعيتي اصلا نمي توانيم زندگي کنيم. اين زندگي نيست. ما به اين نتيجه رسيده ايم که مرگ به اين زندگي ترجيح دارد.

من پرسيدم رابطه با ايران. شما خود را ايراني مي دانيد؟
بله. ما ايراني هستيم. ايران وطن ماست، آب و خاکش متعلق به همه ايرانيان است. ما نمي خواهيم وحدت ملي و يکپارچگي از بين برود. من خودم مستقيم و بدون هراس با همه مقامات حرف مي زنم. گفته ام که ما نمي خواهيم وضع منطقه خراب شود، آن هم در اين شرايط و موقعيتي که ايران در آن هست. ولي اگر اين سياست ها در مورد ما اعمال شود ما مجبوريم سياستي را انتخاب کنيم که ما را به پيروزي نزديک مي کند. اگر شما با زور به ماجواب بدهيد، از نظر ما هيچ فرقي بين شما و يک بيگانه نيست. اين را صراحتا گفته ام، ولي اينها فکر مي کنند وقتي ما از مذاکره حرف مي زنيم، براي اين است که ضعيف هستيم. آنها همه را مثل خودشان مي دانند. آنها چون خودشان هر وقت ضعيف هستند حرف از مذاکره مي زنند، فکر مي کنند بقيه هم همين طورهستند. ولي ما ضعيف نيستيم. به خاطر برخي مصالح سياسي، اجتماعي و منطقه اي؛ و به خاطر اينکه ما ايراني هستيم و نمي خواهيم مشکل ايجاد بشود، مايل به مذاکره ايم.

فکر مي کنيد آنها زندانيان شما را آزاد کنند؟ به نظر نمي آيد.
مهلت ما الان تمام شده. البته از اين مهلت چند روزي هم بيشتر صبر مي کنيم، اگر حل نشد دست به اقدام ديگري مي زنيم و افراد بزرگ تري را مي گيريم. از آدم هاي اصلي شان مي گيريم. آن وقت معامله مي کنند

(93) دیدگاه

امام جمعه مشهد : روي کره زمين ازمسوولان ما بهتر پيدا نمي‌شود

امام‌ جمعه مشهد در خطبه‌هاي امروز نماز جمعه گفت: آمريکا ديگر با سلاح و دستگاه‌هاي مجهز الکترونيکي به جنگ ما نمي‌آيد، بلکه با شايعه دروغين در مورد چاي و نمک وارد جنگ شده است. به گزارش (ايسنا)، حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيداحمد علم‌الهدي، ادامه داد: يک عده از مزدوران آمريکا با به راه انداختن شايعه مي‌خواهند ما را دچار مشکل کنند و به دنبال آن‌ها يک عده افراد ناآگاه و فرصت‌طلب به دنبال سودجويي هستند. وي تصريح کرد: اين افراد سودجو با کار خود يک غذاي ناپاک و نجس وارد زندگي‌شان مي‌کنند و به خاطر مقداري پول، زندگي خود را به يک زندگي جهنمي تبديل مي‌کنند. وي ادامه داد: امروز در کشور ما حدود 5 ميليون تن قند و شکر وجود دارد، وضع ما اين است، قند و شکر نيست. تنها در انبارهاي تعاوني کشاورزي 100 هزار تن چاي موجود است. پس چرا ما در اين شرايط به سر مي‌بريم؟ وي ادامه داد: چه کسي آب مصرف مي‌کند؟ کسي که صد متر چمن آفريقايي را با شلنگ آبياري مي‌کند يا فقيري که با هشت سر عائله در يک خانه 80 متري زندگي مي‌کند؟ علم‌الهدي ادامه داد: شما براي اينکه مبادا اين فرد فقير يک سطل اضافه آب مصرف کند، آب را گران مي‌کنيد؟ پول آب چمن آفريقايي را از خانواده‌هاي فقير مي‌گيريد؟ چکار مي‌کنيد؟ بخشي نگاه نکنيد، قسمت خود را نگاه نکنيد، به بالا نگاه کنيد. وي تصريح کرد: امروز روي کره زمين را اگر بگرديد پاک‌ترين و مقدس‌ترين انسان‌ها کساني‌اند که در اين مملکت کار مي‌کنند و از مسوولان ما بهتر پيدا نمي‌شود.

یک نظر بنویسید

دانلود فیلم سخنرانی عباس پالیزدار در دانشگاه همدان

انتشار فيلم و متن سخنراني دبير هيات تحقيق و تفحص از قوه قضاييه در اينترنت، بازتاب گسترده‌اي در سايت‌ها و ‏وبلاگ‌ها پيدا كرد. “عباس پاليزدار” در سخنراني خود كه به دعوت يك تشكل دانشجويي وابسته به حاميان احمدي ‏نژاد در دانشگاه همدان صورت گرفته بود، چندين مقام شاخص سياسي و روحاني جناح راست سنتي (جناح رقيب ‏تيم احمدي نژاد) را به فساد اقتصادي متهم كرد. وي همچنين سقوط هواپيماي حامل رحمان دادمان، وزير سابق راه ‏در دولت خاتمي را تعمدي دانست و سقوط هواپيماهاي حامل احمد کاظمي، فرمانده سابق نيروي زميني سپاه را نيز ‏مشكوك قلمداد كرد.‏

خبرگزاري فارس در اين باره گزارش داد كه بر اساس گزارش حراست دانشگاه بوعلي سيناي همدان از اين ‏جلسه، عباس پاليزدار در سخنان خود از 44 نفر از جمله 9 روحاني در پرونده مفاسد اقتصادي نام برده است. همچنين به ‏گزارش ايسنا، معاون اين دانشگاه گفته است كه “پاليزدار حرمت اشخاص را نگه نداشته و قبل از اينكه حكمي در ‏دادگاه عليه كسي صادر شده باشد و ادعاي تخلفات نامبرده اثبات شده باشد، افراد را به عنوان متخلف و با اسم‌هاي ‏خاص معرفي كرده است.”‏

‎افشاگر جديد كيست‏‎

فردي كه سخنان وي در دانشگاه همدان در حال تبديل به يك جنجال رسانه‌اي است، خود را “دبير كميته تحقيق و ‏تفحص مجلس از قوه قضائيه مستقر در سازمان بازرسي كل كشور” معرفي كرده است. با اين حال خبرگزاري ‏فارس گزارش كرده كه “عباس پاليزدار” تنها “مدتي را با هيات تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه همكاري ‏مي‌كرده‌” است.‏

اما بررسي‌هاي بيشتر نشان مي‌دهد كه وي در واقع براي مدتي “دبير اجرايي” كميته تحقيق و تفحص مجلس هفتم ‏از قوه قضاييه بوده و مسئوليت اصلي او نيز رياست “دفتر مطالعات زيربنايي” در “مركز پژوهش‌هاي مجلس” ‏است. وي طراح اصلي طرح اعمال مجازات اخلال‌گران اقتصادي و نيز قانون تصويب شده عليه شركت‌هاي ‏هرمي بوده است و پيش از آنكه مدير امور زيربنايي مركز پژوهش‌هاي مجلس شود، مشاور كميسيون اقتصادي ‏مجلس و قبل از آن هم سخنگو و دبير هيات امناي خانه صنعت‌كاران ايران بوده و از چند سال پيش در تلاش بوده ‏تا فتواي مراجع تقليد را براي تحريم جريمه ديركرد تسهيلات بانكي و سودهاي مضاعف دريافت كند.‏

عباس پاليزدار در انتخابات دوره سوم شوراهاي شهر و روستا از حوزه انتخابيه تهران نامزد شده بود و در ليست ‏‏”ستادهاي مردمي حاميان احمدي نژاد” نيز قرار گرفت، اما نتوانست به شوراي شهر تهران راه يابد.‏

‎تعطيلي تشكل محافظه‌كار و تكرار اتهامات‎

افشاگري دبير هيات تحقيق و تفحص مجلس عليه روحانيان سرشناسي همچون محمد امامي كاشاني (عضو شوراي ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران)، محمد يزدي (عضو شوراي نگهبان و مجلس خبرگان، دبير جامعه مدرسين حوزه ‏علميه قم و رئيس سابق قوه قضاييه)، ابوالقاسم خزعلي (عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهاي شوراي ‏نگهبان)، علي‌اكبر ناطق نوري (رييس بازرسي ويژه دفتر آيت الله خامنه اي و عضو مجمع تشخيص مصلحت ‏نظام)، معزي (معاون رئيس دفتر رهبري)، محسن رفيق‌دوست (رئيس سابق بنياد مستضعفان)، حبيب‌الله ‏عسگراولادي (دبيركل سابق مؤتلفه)، … باعث شد كه “جامعه اسلامي دانشجويان” دانشگاه همدان كه برگزاركننده ‏اين جلسه بود، با گزارش حراست دانشگاه و شكايت وزارت علوم تعطيل شود و فعاليت آن به حال تعليق در بيايد.‏

حكم تعليق جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سيناي همدان روز هشتم خرداد ماه به خبرگزاري‌ها اعلام ‏شد، اما درست در همين روز “شبكه خبر دانشجو” وابسته به “سازمان بسيج دانشجويي” اقدام به انتشار گزارشي ‏از سخنان جديد عباس پاليزدار كرد كه اين بار در جلسه با عنوان “مافياي اقتصادي، توهم يا واقعيت” و به دعوت ‏جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز مطرح شده بود.‏

پاليزدار اين بار در سخنان خود دستگاه قضايي را “محور مفاسد اقتصادي كشور” توصيف كرد و اين قوه و به ‏خصوص سازمان بازرسي كل كشور را به عدم همكاري با تحقيق و تفحص مجلس متهم كرد. وي گفت: “سازمان ‏بازرسي كل كشور تلاش داشت كه هيات تحقيق و تفحص از قوه قضائيه به پرونده هاي فعلي دسترسي پيدا نكند و ‏به همين دليل مسئولان پرونده ها را به مرخصي اجباري مي فرستاد، اما پس از گذشت يك سال اطلاعات به دست ‏ما رسيد… اين اطلاعات شامل پرونده هاي فروش سئوالات كنكور، فروش كارخانجات دولتي به بخش خصوصي، ‏كارخانه ايران خودرو، شركت هاي خادمي، ذوب آهن اصفهان و پرونده هاي زمين خواري در وزارت جهاد ‏سازندگي و همچنين احداث پاركينگ طبقاتي در فرودگاه مهرآباد بود.”‏

‎متن كامل سخنان اخير درباره نقش روحانيان در مفاسد اقتصادي‎

بخش هاي مهمي از سخنان عباس پاليزدار در سايت‌هاي اينترنتي منتشر شده است. ولي با توجه به اهميت ادعاهاي ‏مطرح شده از سوي اين عضو کميته تحقيق و تفحص از قوه قضاييه، “روز” براي اولين بار متن کامل اظهارات ‏نامبرده را – تا جايي که از نوار سخنان وي قابل فهم است – منتشر مي کند. لازم به ذکر است که در متن زير، هر ‏کجا که اظهارات پاليزدار قابل فهم نبوده ، از علامت [...] استفاده شده است:‏

‏[...] چرا ما نمي توانيم با مفاسد اقتصادي برخورد كنيم چون سران بزرگ مملكت در اين رابطه دخيل هستند و در ‏حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه با اين مفاسد برخاسته كه فكر مي كم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند ‏پرونده كوچك مفاسد اقتصادي را بگويم آنوقت مي بينيد كه چه مصيبتي كشور را گرفته كه داد رهبر را هم ‏درآورده و به خاطر بعضي مسايل رهبر بايد به صورت سربسته به مردم بگويد كه در كشور چه خبر است. ‏

كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت شاهرودي رئيس قوه قضاييه قرار ‏دارند. وقتي طي 16 سال گذشته پرونده هايي از مفاسد اقتصادي بررسي شده و مديران به دادگاه معرفي و دادگاه ‏حكم 5 ريال 10 ريال براي متهمان داده، ببينيد چه مصيبتي بر سر كشور آمده است. ‏

پرونده شهرام جزايري هم كه مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادي ديگر است، ولي چون شهرام ‏جزايري اسامي يكسري مفاسد اقتصادي و افراد وابسته را اعلام كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا كه منافع ‏بسياري از علما و سران به خطر افتاده بود.‏

در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادي كشور در كميته تحقيق و تفحص مجلس در دست بررسي است ولي ‏اگر بخواهيم پرونده واقعي مفاسد اقتصادي را بيان كنيم، اصلاً نمي توانيم باور كنيم.‏

‏[مجلس خواست از خود قوه قضاييه تحقيق و تفحص كنند، كه مخالفت كردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل ‏شدند. مقام معظم رهبري نوشتند كه آقاي شاهرودي، همانند ديگر دستگاه‌ها در تحقيق و تفحص عمل گردد. ‏كميته‌بندي‌ها صورت گرفت و در دستگاه قضايي كميته‌بندي شد و هر كميته‌اي در يكي از دستگاه‌ها مستقر شد. ‏براي مسائل اجرايي اين تفحص هم، ما مستقر شديم در سازمان بازرسي كل كشور. ‏

نامه‌نگاري كرديم، اما برخلاف فرمايش مقام معظم رهبري، با وجود نامه‌هايي كه ما زديم و نامه‌هايي كه [...] مثلا ‏ما گفتيم مسئله فروش سؤال‌هاي كنكور چه بود؟ پرونده‌اش را بدهيد كه چه كسي [در اين كار] دست داشت. اينها ‏پرونده‌هاي اصلي را نمي‌دادند كه ببينيم چه كسي دست داشت، پرونده‌هاي فرعي را مي‌دادند. خلاصه ما هم دست ‏پيدا كرديم به كدهايي [...] به جاهايي كه رسيديم، مرخصي‌ها شروع شد [...] خلاصه ما فجايعي كه اتفاق افتاده در ‏جمهوري اسلامي را ديديم. خدا را شاهد مي‌گيرم كه شبها خوابم نمي‌برد. گريه‌ام مي‌گرفت كه ما اين‌همه شهيد ‏داديم، اين‌همه مصيبت‌ها مردم كشيدند. حالا بدون توجه به اين‌همه فقر و مصيبت‌ها و مشكلاتي كه مردم دارند، ‏كساني كه مردم پشت سرشان نماز مي‌خوانند، رفته‌اند اين كارها را كرده‌اند؟ خدا شاهد است خوابم نمي‌برد، هفته‌ها ‏خوابم نمي‌برد، روزها خوابم نمي‌برد.‏

خلاصه ديدم كه يك آقايي آمده و نامه زده كه پسرش معلول جسمي است. گفته مي‌خواهم يك مؤسسه توانبخشي بزنم ‏كه پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشي، دم دست خودم باشد. 100 تا، 200 تا، 300 تا معلول را نگهداري ‏كنيم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بيامرزد. مؤسسه را كه ثبت كرده و كارش را ‏استارت زده، نامه زده به آقاي [...] گفته كه من ساپورت نياز دارم، نمي‌توانم خرج كنم كه، بايد نظام به ما كمك ‏كند. چه‌كار كنيم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبيد فارس را بدهيد به اين آقا. آقا اين سنگ مرمر بهترين سنگ ‏مرمر دنياست، از منابع انفال جمهوري اسلامي است. بدهيم به شما؟ بله، بدهيدش به من. معامله انجام شد و اين ‏معدن را به اين آقا واگذار كردند. دوباره بعد از يك مدت گفت آقا اين معدن كافي نيست، معدن [...] زنجان را هم ‏بدهيد به ما. چهار تا را كه ما پيدا كرديم، چهار تا معدن را يك آقايي از علما گرفته، كه مردم هم پشتش نماز ‏مي‌خوانند متأسفانه. ‏

‏[يكي از حاضر خواستار اعلام اسم فرد مي‌شود] اگر اجازه بدهيد، اسم نبرم. شايد بعضي‌ها خداي نكرده … [تعداد ‏بيشتري خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره مي‌شوند] خب بعضي‌ها معتقدند كه اگر اسم بياوريد مردم نسبت به ‏مذهبشان بي‌اعتقاد مي‌شوند. من اين اعتقاد را ندارم ها… مردم ما مذهبشان پايه و اساسش وصل نيست به علما، ‏وليكن بعضي‌ها چون اين اعتقاد را دارند من مراعات مي‌كنم… [اعتراض جمعي. يكي از دانشجويان مي‌گويد ‏بگوييد تا پشت سرش نماز نخوانيم.] نه ديگر، اگر بنا باشد ما بگوييم و شما نماز نخوانيد كه نمي‌شود… [ادامه ‏همهمه] باشد، من چند موردي را اسامي‌اش را مي‌گويم. اين يكي كه عرض كردم، آقاي امامي كاشاني است. استاد ‏اخلاق و چه و چه و از اين مسائل.‏

عرض شود خدمتتان كه، يك دانشكده‌اي را رفته‌اند از مقام معظم رهبري اجازه‌اش را گرفته‌اند كه براي خواهران ‏دانشكده علوم قضايي مي‌خواهيم بزنيم در قم. چيز خوبي است كه خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر ‏متهمي از خواهران [بود] از او بازجويي كنند و از اين حرفهاي اينطوري. خلاصه نظر آقا را گرفتند كه اين ‏دانشكده تأسيس شود. آقا استقبال كردند و مجوز صدور دانشكده را دستورش را دادند. مؤسسه اين دانشكده بلافاصله ‏بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورت‌هاي مالي‌اش. [نوشتند:] جناب آقاي نعمت‌زاده، محبت فرماييد در جهت ‏حمايت از تأسيس اين دانشكده، كارخانه لاستيك دنا را كارشناسي كنيد جهت اين دانشكده. آورند كارشناسي رسمي ‏دادگستري را، چون آقاياني كه اين مؤسسه را تأسيس كرده بودند در دستكاه قضايي هم بودند، آن كارشناسان رسمي ‏دادگستري هم مي‌ترسيدند كه قيمتي تعيين كنند كه به اينها بر بخورد، حتما بايد قيمتي مي‌گفتد كه خوش به حال اينها ‏بشود. زدند 126 ميليارد. در صورتي كه ما معتقديم 600 ميليارد هم بالاتر بود. تازه، 126 ميليارد كه ويلاهايش ‏در شمال را نزده‌اند، اصلا در آمار نياورده‌اند، زمين‌هاي شيرازش را در آمار نياورده‌اند، پول نقد موجود در ‏حسابش را هم در آمار نياورده‌اند، اين طوري به 126 ميليارد واگذاري كردند. ‏

آن آقا نامه نوشتند كه آقاي نعمت زاده: محبت كنيد تخفيف منظور فرماييد. آقاي نعمت‌زاده هم نوشتند 50 درصد ‏تخفيف [خنده حضار] از مال بابايش مي‌خواست ببخشد. دوباره نوشتند كه محبت كنيد تخفيف ديگري منظور ‏بفرماييد. خلاصه پنج بار نامه‌نگاري انجام شده، معدن 126 ميلياردي به 10 ميليارد واگذار شد. بعد از آن دوباره ‏نوشتند كه ما حالا امكان پرداخت اين پول را نداريم، ترتيباتي فراهم نماييد تا امكان پرداخت اين پول براي ما فراهم ‏شود. نوشتند كه 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد يعني 2 ميلياردش را هم نقدي پرداخت كنيد. گفتند ما ‏آن 2 ميليارد را هم نداريم نقدي بدهيم، ما بررسي كرده‌ايم كه اموال كارخانه لاستيك دنا به اين مقدار مي‌رسد، از ‏شما مهلت مي‌خواهيم كه اينها را بفروشيم تا بتوانيم اين پول را بدهيم. گفتند كه باشد، سفته‌اي ارائه بدهيد به مدت 9 ‏ماه و ما اين را نقد از شما مي‌پذيريم. گفتند آقا پول هم نداريم كه سفته بخريم! نوشت كه آقاي محمدتقي بانكي، ‏مديرعامل سازمان صنايع ملي ايران، 23 ميليون تومان از صندوق سازمان صنايع ملي ايران برداشت كنيد و سفته ‏بخريد، برويد آيت‌الله فلاني و فلاني امضا كنند و كارخانه را تحويلشان بدهيد. و بعد از چند وقت ديديم كه كارخانه ‏هم در بورس فروخته شد و واگذار شد كه به آن پشت پرده‌اي‌هايي كه اينها را هدايت مي‌كنند. اينها آلوده دست آنها ‏شده‌اند، [کساني] مثل آقاي گنجي. نه، آن گنجي سياسي را نمي‌گويم، آن آقاي گنجي [را مي گويم] كه صاحب ‏كارخانه مهرام است و تمام كارخانه‌هاي سرايه‌گذاري بانك ملت و سرمايه‌گذاري‌هاي بانك صادرات و چه و چه. ‏واگذار شد به آنها و رفت، چند ميليارد هم زدند به جيب و رفتند. اين كه عرض كردم لاستيك دنا، مال آقاي يزدي ‏بود – آقاي محمد يزدي رئيس قوه قضاييه – در زمان رياستش و آقاي محمدعلي شرعي نماينده خبرگان استان قم.‏

مجددا آقاي يزدي برمي‌دارد مي نويسد كه جناب آقاي فروزش، حميد ما بيكار است! ترتيبي اتخاذ فرماييد كه از ‏جنگل‌هاي شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقاي حميد يزدي، پسر آقاي يزدي، مديركل حوزه رياست قوه ‏قضاييه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌هاي شمال را [اين طوري] به تاراج بردند و رفتند. يعني طوري شده بود ‏كه در اين پرونده من ديدم كه يكسري مردم بيچاره شمال كه حق قانوني‌شان بود، و به اندازه هيزمشان و به اندازه ‏مصرفشان چوب انبار كرده بودند، يا شايد يك خورده بيشتر مصرف كرده بودند يا حتي برده بودند و فروخته بودند ‏يا انبار كرده بودند يا هرچي، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگيرد و بنند، كه خانواده شهدا ريخته ‏بودند جلوي زندان. علت آنكه اين پرونده هم ثبت شده بود، اين بود كه كسي به اينها را گفته بود كه آقاي حميد يزدي ‏چطور اينهمه چوب را به تاراج مي‌برد و ما كه يكي دو تا يا چند تا هيزم و چوب برداشت كرده‌ايم، شما ما را به ‏عنوان متهم گرفته‌ايد؟ بعد از آن بود كه ديدند دارد مشكل مي‌شود، آنها را آزاد كردند. اسنادش هست، به موقعش ‏اگر لازم باشد و يك موقع دوستان اطلاعات به ما نگويند كه آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادي و اينها ‏طبقه‌بندي دارد و چه و چه، اسنادش را هم داريم.‏

آقاي يزدي از اين دست كارها در كارهاي قضايي مي‌كند، حالا يك وقتي بر اثر فشار مردم [عقب نشيني هايي ‏صورت مي گيرد] چطوري است فشار مردم؟ اينطوري [که بالا گفتيم]…‏

هر كارخانه‌اي ضايعات دارد، ضايعات صنعت خودرو يك چيزي نيست كه بريزند بيرون يا بخواهند بازسازي‌اش ‏كنند. مثلا جك آن شكسته يا درش خط افتاده يا چراغش شكسته يا از اين دست چيزها. اينها را قانون مي‌گويد ‏‏”ماشين‌هاي كارشناسي” است و به صورت صفر كيلومتر طبق مزايده به مردم واگذار مي‌شود [...] ‏

ايران خودرو مي‌آيد به دستگاه قضايي اعلام مي‌كند كه ما به همه قاضي‌ها ماشين [کارشناسي] مي‌دهيم، ماشين ‏پرشيا مي‌دهيم و زير قيمت. خب چجوري؟ اين ماشين كارشناسي است، ما هم تشخيص مي‌دهيم كه اينها را 8 ‏تومان، 9 تومان بدهيم. ديديم كه كارخانه ايران خودرو بدون هيچ ضابطه‌اي به قضات قوه قضاييه ماشين پرشيا به ‏نصف قيمت داده، بقيه‌اش را هم به اقساط، خيلي‌ها هم كه ماشين به نامشان شد قسط‌ها را هم نپرداختند. همين بذل و ‏بخشش‌ها باعث شد صداي خيلي‌هاي ديگر در بيايد، از همين نهادها و بنيادها. مثلا “بنياد نهج‌البلاغه”، [که گفتند] ‏‏500 دستگاه به‌اش بدهيد آقا! ديد كه بدش نمي‌آيد، گفت 517 تا ديگر هم بدهيد. بنياد نهج البلاغه كي هست؟ علي ‏اكبر ناطق نوري، حسين دين‌پرور، معزي، عسگراولادي، رفيق دوست… يا مثلا مي‌آيند مي‌دهند به باشگاه ‏پرسپوليس. باشگاه پرسپوليس كيست؟ آقاي عابديني. 2000 دستگاه بهشان بدهيد. بنياد ديگري به نام “همگرايي ‏انديشه”، كيست اين بنياد؟ آقاي فلاحيان، آقاي علم الهدي، آقاي ‏X‏ و ‏Y، تعاوني وزارت كشور، 2000 دستگاه ‏‏[گرفتند آنها هم] … [يا] صنايع هوافضاي وزارت دفاع، فلان قدر. موشك كروز، فلان قدر. حوصله خواندن ‏همه‌اش را ندارم، يك ليست 30 تايي از اينها هستند كه اين ماشين‌ها را زير قيمت به آنها واگذار كردند. كدام ‏ماشين‌ها؟ ماشين كارشناسي؟ نه، به اسم كارشناسي. شروعش با ماشين كارشناسي وارد شد، بعد ماشين صفر ‏كيلومتر مي‌آوردند مي‌دادند به آقايان، به اسم كارشناسي. جالب است كه آن 9-8 ميليون را هم پول نقد نمي‌گرفتند ‏ها، از دم قسط. باز جالب است بدانيد كه چون اينها هم كار سرشان مي‌شد، دو سه قسط را مي‌دادند و بقيه‌اش را ‏نمي‌دادند.‏

‏[اين طور بود که] مردم صدايشان درآمد، چطوري صدايشان درآمد؟ وقتي كه ماشين‌هاي كارشناسي خواستند به ‏مردم بدهند. ماشين‌هاي ديگر را كه به نام كارشناسي داده‌اند و رفته، چطوري به مردم بگويند ما هنوز ماشين ‏كارشناسي داريم[؟] نمي‌توانند بگويند. حالا ماشين كارشناسي و ماشين خراب را به عنوان صفر به مردم ‏مي‌فروشند. حتما براي بعضي از شماها هم اتفاق افتاده كه ماشين صفر خريده‌ايد، اما هنوز راه نيفتاده‌ايد اتفاقي ‏براي ماشين افتاده. نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد داخلش چيزي شكسته يا بدنه‌اش آسيب ديده يا خط افتاده، ولي به آنها، ‏رئيس دفتر آقاي ادبي، رئيس اداره فروش ايران خودرو، در بازرسي كل كشور اعتراف كرده بود كه بله، آقاي ‏ادبي ساعت 8 شب به بنده گفته بود كه اين پرشياي صفر را ببر بده به آقاي ‏X‏ معاون سازمان بازرسي كل كشور. ‏بعد صدايم كرده كه يك برف‌پاك‌كن آن را بشكن، به عنوان ماشين كارشناسي مي‌خواهد بدهد ديگر، يك برف‌پاك‌كن ‏نو هم بگذار در ماشينش.‏

ببينيد با مردم چطوري بازي مي‌كنند. فساد اقتصادي تا كجا، اينقدر جسارت پيدا مي‌كنند، با مردم بازي مي‌كنند، تا ‏هرجا كه دلشان مي‌خواهد. مردم سر و صدايشان درآمد. حدود هزار و سيصد و خورده‌اي از اين ماشين‌ها – که ‏آدمهايش آدمهايي بودند كه پيگير مطالباتشان بودند – مي‌روند شكايت مي‌كنند كه به بازرسي كل كشور. سازمان ‏بازرسي كل كشور مي‌گويد اهه، اين همان‌هاست كه ما گند زده‌ايم، حالا چكارش كنيم، پرونده را نه مي‌توانيم بازش ‏بكنيم، نه مي‌توانيم ببنديمش و بگوييم به ما ربطي ندارد. نمي‌شود، يكي دو تا نيستند كه، حدود هزار وسيد چهارصد ‏تا آدم ريخته‌اند آنجا. مجبور مي‌شوند كه پرونده را ادامه بدهند. آن كارشناس‌هايي كه وسط كار بودند چيزي بهشان ‏نرسيده بود ديگر، نمي‌دانستند كه قصه چيست. آنها پرونده را ادامه مي‌دهند و مي‌روند جلو و نهايتا به جايي ‏مي‌رسد كه همه مسائل رو مي‌شود. تا به جايي مي‌رسند كه پرونده ماستمالي مي‌شود و مي‌رود.‏

من در مقابل شهيد باكري ها و شهيد همت‌ها و شهيد زين‌الدين‌ها و… مجبورم، نمي‌توانم سكوت كنم. [تشويق ‏حضار] آنها رفقاي من بودند… به ما مي‌‌گفتند راه شهدا را ادامه دهيد، امام را هوايش را داشته باشيد، نگذاريد امام ‏تنها شود. ما چطوري مي‌توانيم اينها را ببينيم و ساكت باشيم؟

بخواهم وقت شما را با اين موارد بگيرم، زياد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان ‏خراسان توسط آقاي واعظ طبسي. پرونده المكاسب مال پسر آقاي واعظ طبسي [است].‏

اينها همان‌طور كه جناب آقاي احمدي نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نمي‌خواهم بگويم در آن 10 سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان مي‌دهد كه آن موقع هم اتفاقاتي افتاده، ولي عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقاي ‏هاشمي و خاتمي بوده، و آقاي احمدي نژاد گفتند اينها در اين 16 شانزده سال يك شبكه مافيايي فاميلي ايجاد كرده‌اند ‏و تنيده‌اند در هم، كه پاره كردن اين شبكه مفاسد خيلي سخت شده است.‏

از هر زاويه اي بخواهيم به مفاسد اقتصادي بنگريم مصيبت بيشتري را خواهيم ديد. اما رئيس جمهور در برخورد ‏با مفاسد اقتصادي با هيچ كس تعارف ندارد. وقتي گزارش‌هايي مبني بر تخلف برادر ريس جمهور به عنوان ‏بازرس ويژه به رئيس جمهور مي رسد، احمدي نژاد فوراً او را بركنار مي‌كند كه بعداً مشخص مي‌شود اين ‏گزارش‌ها بي‌پايه و اساس بوده است، كه اين اقدام رئيس‌جمهور مي تواند امتياز بزرگي براي ملت ايران باشد.‏

احمدي نژاد مي خواهد دست مفاسد اقتصادي را از امكانات دولتي كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهايي به ‏مبارزه مفاسد اقتصادي برخاسته و هيچ كس دولت را حمايت نمي كند.‏

در پرونده قاچاق كالا از فرودگاه پيام، قاچاقچي بزرگ فرودگاه پيام هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمي‌شويم، چرا كه تحت‌الحمايه آقاي ناطق نوري است. در مورد سلطان شكر و مافياي شكر هم ‏بايد بگويم كه آقاي مدلل، داماد يكي از علماي بزرگ بوده است. مدلل با همكاري شخصي به نام محمدرضا يوسفي ‏اقدام به اين كار مي‌كردند كه پس از رو شدن فعاليتشان حاضر شده بودند 700 ميليارد تومان براي مختومه شدن ‏اين پرونده بپردازند.‏

در مورد قاچاق سيگار، اساسا توليد و قاچاق سيگار توليد توتون ايران را فلج كرده و كارگران اين كارخانه‌ها را ‏بيكار كرده. ‏

‏[در پاسخ به سؤالي درباره سقوط هواپيماي شهيد كاظمي] اين پرونده را من بررسي نكرده‌ام، اما طبق آنچه از ‏شواهد پيداست، مي‌توان ماجرا را عمدي داشت و دست يكي از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط ‏هواپيما داشتيم. يكي شهيد كاظمي و ديگري شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدي بود، پرونده‌اي هزار ‏صفحه‌اي اين را مي‌گويد.‏

البته تصادف و كشته شدن كريمي وزير دادگستري سابق يك حادثه طبيعي بود. كريمي از جمله كساني بود كه در ‏مبارزه با مفاسد جدي بود اما در بعضي موارد خيلي زياده‌روي مي‌كرد، به طوري كه در قضيه خاك سرخ جزيره ‏هرمز بدون دليل معدن را متوقف كرد به خاطر اينكه اعلام كردند اين معدن وابسته به آيت الله خزعلي است كه ‏مشخص شد چنين چيزي در كار نيست.‏

درباره مفاسد اقتصادي آقاي هاشمي رفسنجاني و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه ‏اصلاً قابل گفتن نيست. اما يكي از مفاسد اقتصادي اين خانواده كه ميلياردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت ‏عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا كشيدند، واردات خودروي دِوو بود. يك سوم جزيره كيش، پارك جنگلي در ‏شمال [؟] را هم بايد از ديگر مفاسد اقتصادي خانواده هاشمي بيان كرد.‏

در حال حاضر اسطبل اسب هاي دختر هاشمي فقط روزي 100 هزار تومان پول هندوانه‌هايي است كه براي ‏اسب‌ها مي ريزند. شركت نفتي اين خانواده به همراه عمه خانم يعني خواهر هاشمي در كانادا هم كه ديگر قابل ‏گفتن نيست.‏

پسر وسطي هاشمي به نام مهدي كه در سازمان مديريت بهينه سوخت مديريت مي‌كرد، با استخدام زيباترين ‏دختران از آنها چه سوء استفاده‌هايي كه نمي‌كرد و بعداً كه فيلم از اتاق او كشف شد عمق كثيف‌كاري‌هاي او ‏مشخص شد…

افشاگری بی سابقه دبیر  هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه

(24) دیدگاه