_________________
پیمان روشن ضمیر / اوس پیمان
تماس با من ospeyman[@]gmail[.]com
چون عاقبت کار جهان نیستی است
| [ اخبار انقلاب قرقیزستان سقوط دولت سرنگونی حکومت ] |
_________________
پیمان روشن ضمیر / اوس پیمان
تماس با من ospeyman[@]gmail[.]com
چون عاقبت کار جهان نیستی است
| [ اخبار انقلاب قرقیزستان سقوط دولت سرنگونی حکومت ] |
1- شما وظیفه دارید به غیر تبلیغ کردن برای 22 بهمن دو گروه را قطعا برای آمدن به راهپیمایی راضی کنید . اول خانواه خودتان را . به ایشان بگویید 22 بهمن یک راهپیمایی صد در صد بی خطر در حضور سفرا و خبرنگاران جهان است که همه خانوادگی در آن شرکت می کنند . و دومین گروهی که باید راضی شوند دو نفر از دوستانتان است . هرچقدر هم که بترسند به ایشان بگویید می رویم و فقط نگاه می کنیم ببینیم چه خبر است . به ایشان اطمینان دهید که هیچ کاری نمی کنید و هیچ شعاری نمی دهید فقط می روید و دو نفر همراه می خواهید که تنها نباشید . اگر میخواهیم جمعیت ما تضمین شده باشد هیچکس نباید تنها راهی شود از همین الان دو نفر از دوستانتان را برای همراه شدن با شما راضی کنید . وقتی چند نفر با هم باشید راحت تر می توانید مبتکر آغاز شعارها شوید .
2- حتما نماد سبز با خود ببرید . ده حزب رسمی و قانونی ایران فراخوان داده اند و گفته اند با نماد سبز بیاید . حتی اگر از لحظه اول مراسم نماد سبز را بیرون بیاورید کسی با شما برخورد نمی کند اما توصیه می شود این کار را نکنید . نمادهای سبز را وقتی خارج کنید که به میدان آزادی رسیده باشید .
3- صبح خیلی زود از خانه خارج شوید . حکومت قصد دارد سخنرانی احمدی نزاد را پانزده دقیقه قبل از زمان رسمی آغاز مراسم برگزار کند و زود هم پایان دهد . ما باید ساعت 8 صبح میدان آزادی باشیم تا بتوانیم این میدان را مال خود کنیم . سخنرانی احمدی نزاد احتمالا ساعت 9 و پانزده دقیقه شروع می شود و این در حالیست که زمان آغاز مراسم ساعت نه و سی دقیقه اعلام شده است . بر روی حضور زود هنگام در میدان آزادی خیلی کم تبلیغ شده است . در سایتهای دیگر و در سطح شهر این موضوع را تبلیغ کنید که زمان آغاز تجمع سبزها ساعت 8 صبح در میدان آزادی است .
4- هنگام آغاز سخنرانی احمدی نزاد کوبنده و یک صدا و هماهنگ شعار بدهید طوری که محمود نتواند سخنرانی را ادامه دهد .
شعارها می تواند این باشد :
دروغ گو دروغ گو شصت و سه درصدت کو .
استقلال آزادی جمهوری ایرانی
5 – با خود سوت همراه داشته باشید و هنگام سخنرانی احمدی نزاد سوت بزنید – بعد از اینکه محمود فرار کرد هم به سوت زدن ادامه دهید . در برابر بلندگوهایی که در مسیر نصب کرده اند همراه داشتن سوت می تواند پاسخ مناسبی باشد . صدای سوت در فیلم هایی که از 22 بهمن در رسانه های جهان پخش خواهد شد ، یکی از نشانه های حضور سبزهاست . با سوت کاری کنیم که صدا و سیما در هیچ جایی از مراسم نتواند گزارش مستقیم پخش کند . کم کردن صدا طوری که صدای سوت مردم شنیده نشود در پخش زنده ممکن نیست .
6 – تا جایی که میتوانید به محمود نردیک شود و حتی او را کمی لمس کنید و اجازه دهید او هم شما را لمس کند .
7 – بعد از اینکه محمود را از میدان بیرون کردید یک صدا شعار دهید «استقلال آزادی جمهوری ایرانی» و پاها را به سبک رژه رفتن بر زمین بکوبید . هنگامی که محمود مجبور شد سخنرانی را نیمه تمام رها کند ، در حالی که دست می زنید شعار بدهید : محمود فراری شده ، سواری گاری شده
8- هرگاه در جمعیتی بالغ بر صد هزار نفر در خیابانی جمع شدید و خیالتان از بالا بودن تعداد جمعیت سبزها راحت بود هنگامی که با ماموران روبرو شدید یک صدا شعار دهید : بیا منو دستگیرم کن ، بیا منو دستگیرم کن .
این شعار به شدت موجب وحشت ماموران و روحیه گرفتن سبزها می شود . جمعیتی که این شعار را می دهد هیچگاه در برابر حمله ماموران فرار نمی کند و ماموران هم نمی دانند در برابر صد هزار نفری که یک صدا خواهان دستگیر شدن هستند چه باید بکنند و این احساس خود به خود در ماموران بوجود می آید که دیگر به آخر خط رسیده اند . .
9- در زمان شاه معترضان از موقعیت تظاهرات برای هماهنگ کردن حرکت بعدی استفاده می کردند . تظاهرات همیشه یک حرکت رسانه ای بود و اخبار آن حتی شده نفر به نفر به گوش تعداد زیادی از مردم می رسید . ما می توانیم از موقعیت بی نظیر رسانه ای تظاهرات 22 بهمن برای آغاز اعتصابات استفاده کنیم . کافیست که شعار اعتصاب در این راهپیمایی شنیده و توسط خبرگزاری های دنیا مخابره شود . شنیده شدن شعار اعتصاب در راهپیمایی 22 بهمن تاثیری بسیار بیشتر از نوشتن صدها مقاله در این مورد دارد . بهترین کار دادن شعاریست که زمان آغاز اعتصابات را مشخص می کند . مثلا این شعار :
خانم ها بگن : از شنبه ، یک هفته
آقایون جواب بدهند : اعتصاب اعتصاب
10 – شعارهایی که قابلیت دو بخش شدن دارد را زنانه و مردانه کنید اینطوری قدرت شعارها افزایش می یابد . مثلا خانم ها یکصدا بگن : یاحسین و آقایون جواب دهند میرحسین .
11- در سایر کشورها مردم یک هفته در خیابان می مانند تا به حواست خود برسند . تظاهرات فقط برای نشان دادن اعتراض نیست . تظاهرات می تواند هدفمند باشد و ماندن در خیابان یکی از مهمترین راه های هدفمند کردن تظاهرات است . حال که متاسفانه با وجود تاکید بسیار رهبران جنبش به این مهم توجه ندارد مردم می توانند به صورت خودجوش فقط تا شب ماندن در خیابان را تمرین کنند بخصوص اینکه جمعیت ما در 22 بهمن آنقدر زیاد است که بتوانیم به راحتی تا ساعت 11 شب در خیابان بمانیم و هیچ نیرویی توان پراکنده کردن ما را نداشته باشد . توجه کنید که 22 بهمن فینال است و نباید پتانسیل میلیونی که با ماها تبلیغ به خیابان آوردیم را بعد دو ساعت راهپیمایی به خانه برگردانیم . کافیست یک میلیون نفر از ساعت 12 ظهر سر جای خود بنشینند و تا ساعت 11 شب در خیابان بمانند . تا تاثیر حرکت 22 بهمن ده برابر شود .
پیمان روشن ضمیر
19/11/88
صبح روز سه شنبه 15 تيرماه 1378، عابرانی که در تب وتاب فضای دگرگون شده پس از دوم خرداد 76، بيشتر از هميشه به پيشخوان روزنامه فروشی ها سر می کشيدند، ديدند که يک روزنامه با تيتری سراسر متفاوت از تمامی روزنامه های آن روز صبح، پيش رويشان است.
روزنامه سلام با اين تيتر منتشر شده بود: «سعيد اسلامی پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است»
روزنامه سلام (۱۵ تیر ۷۸)
در آن روزها، که بحث تصويب قانون جديد مطبوعات در مجلس پنجم داغ تر از هميشه بود، کمتر کسی را می شد پيدا کرد که درباره سعيد اسلامی يا امامی چيزی نشنيده باشد يا نداند.
او که سال ها معاون وزير اطلاعات بود، در پی وقوع قتل های زنجيره ای در پاييز 1377، به عنوان متهم رديف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از داروی نظافت خودکشی کرده است….
و اما ادامه ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ :
سعيد امامی در مرکز دايره ای از رازها و ابهام ها نشسته بود و هرآنچه به او مربوط می شد، جذاب تر يا مهم تر از آن بود که کسی به سادگی از کنارش بگذرد.
و «سلام» بانگی رها کرده بود که پژواکش تا روزها ادامه داشت. نمايندگان اکثرا محافظه کار مجلس پنجم، که در کش و قوس محدود ساختن قانون قبلی مطبوعات بودند، از نسبت دادن طرح آنان به سعيد امامی برآشفتند و وزارت اطلاعات از مدير مسوول روحانی «سلام»، به دليل چاپ سند محرمانه، به دادگاه ويژه روحانيت شکايت برد.
به اين ترتيب، يک تيتر تکان دهنده، نقطه آغاز ماجرايی پر حادثه شد.
غروب روز بعد، معلوم شد که چاپ چنين جمله ای می تواند به بهای تعطيلی روزنامه ای، حتی به اهميت و وزن سياسی «سلام» تمام شود.
صبح پنج شنبه، بدون «سلام» آغاز شد و شب آن روز آبستن رويدادهای حيرت آور ديگری بود.
و به این ترتیب … :
۱۵ تیر ۱۳۷۸: انتشار نامه فوق محرمانه سعید امامی در روزنامه سلام.
۱۶ تیر ۱۳۷۸: تصویب کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات.
۱۷ تیر ۱۳۷۸: توقیف روزنامه سلام.
۱۸ تیر ۱۳۷۸: …
اولين جرقه نا آرامی ها
پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجويان ساکن کوی دانشگاه تهران در خيابان کارگرشمالی (امير آباد شمالی)، در اعتراض به توقيف روزنامه سلام گرد هم می آيند. دانشجويان، خواستار رفع توقيف از سلام و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس هستند.
ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خيابان کشيده می شود. ماموران نيروی انتظامی و پس از مدتی، نيروهای ديگری که » لباس شخصی» خوانده شده اند، نيز از راه می رسند.
نيمه های شب، درگيری مختصری ميان دانشجويان و ماموران نيروی انتظامی روی می دهد. دانشجويان پس از سنگ پرانی، يکی از سربازان نيروی انتطامی را به گروگان با خود به داخل خوابگاه دانشجويی می برند و پس از مدتی، رهايش می کنند. به نظر می رسد که ماجرا پايان گرفته، اما حوادث مسير ديگری دارد.
نيروهای انتظامی، که گفته می شود لباس شخصی ها نيز همراه آنان بوده اند، در نخستين ساعات بامداد جمعه 18 تير ماه وارد محوطه کوی دانشگاه می شوند تا از آن پس 18 تير، در تقويم ها معنای ديگری داشته باشد.
بسياری از دانشجويان کتک می خورند و بازداشت می شوند. چيزی به صبح نمانده، اما در مدتی اندک، کوی دانشگاه به هم ريخته و دگرگون شده است. مهاجمان رفته اند و دانشجويان زخمی را در اتاق های آشفته، کنار وسايل و در ها و پنجره های شکسته به حال خود رها کرده اند.
تصویری از اتاقهای خوابگاه کوی دانشگاه پس از حمله پلیس و انصار. 
راهروهاي خوابگاه كه توسط دانشجويان ديوارنويسي شده است
احتمالا تصویر یکی از اتاقهای ساختمان ۲۲ کوی.
محسن جمالی، چشم خود را در اثر برخورد گاز اشک آور از دست داد
مسجد کوی
شهر، جمعه با خبری هولناک از خواب برمی خيزد و پس از آن درگيری ها تا پنج روز ادامه می يابد.
امير آباد شمالی، خبر سازترين نقطه ايران است، اما موج تطاهرات و اعتراضات به ساير خيابان ها هم کشانده شده. نيروهای ضد شورش در سراسر شهر حاضرند و روزنامه ها در روز، گاه تا سه نوبت چاپ می شوند.
خبرهای ضد و نقيض، لحظه به لحظه منتشرمی شوند و مقامات می کوشند با حضور در جمع دانشجويان، آنان را متقاعد کنند که پيشرفت اصلاحات، محتاج دوری از تنش و خشونت است.
محتشمي پور و هادي خامنه اي براي سخنراني در جمع دانشجويان حاضر مي شوند
دانشجويان شنبه در امتحان هاي آخر ترم شرکت نمي کنند و به نشانه اعتراض در کوي متحصن مي شوند. دانشجويان ، دختر هاشمي رفسنجاني، رييس جمهور پيشين جمهوري اسلامي را بين خود نمي پذيرند. موسوي لاري، وزير کشور براي دانشجويان سخنراني مي کند اما دانشجويان انتظار حضور خاتمي در بين خود را دارند.
درگيری، به ويژه در اطراف کوی دانشگاه، ميدان انقلاب و دانشگاه تهران ادامه دارد.
بر اساس آخرين خبرها، کشته شدن يک نفر، عزت ابراهيم نژاد که آن شب مهمان کوی دانشگاه بوده، قطعی است. اما اطلاع دقيقی از ميزان مجروحين و بازداشت شدگان در دست نيست، گرچه گفته می شود يک دانشجوی پزشکی، چشم راست خود را در جريان حملات از دست داده است. 


پدرعزت ابراهيم نژاد، که در نا آراميهای تير ماه 1378 جان خود را از دست داد :
پس از اين حادثه درگيري ها شدت بيشتري مي گيرد :










مقامات دانشگاه تهران، از ميلياردها ريال خسارت به کوی دانشگاه سخن می گويند. وزير علوم استعفا کرده، اما محمد خاتمی، رييس جمهوری با اين استعفا موافقت نکرده است. 

همه مسوولان از محکوميت حوادث روی داده و حمله به خوابگاه دانشجويان سخن می گويند. آيت الله خامنه ای، رهبر نظام، دانشجويان را فرزندان خود می خواند ! و می گويد که قلبش از اين اتفاق جريحه دار شده. اما حوادث سر باز ايستادن ندارد.
تصویر صفحه اول روزنامه خرداد – 19 تیر :
و سپس اعتراضات بالا گرفت…
اعتراض دانشجويان ابتدا متوجه حمله به کوی دانشگاه تهران بود اما رفته رفته حاکمان جمهوری اسلامی هدف اعتراض های تند قرار گرفتند
یکی از ساختمانهای کوی که مشرف به خیابان کارگر است :
احمد باطبي پيراهن خونين دوستش را بر سر دست گرفته است. اين عکس در صفحه اول مجله انگليسي زبان اکونوميست چاپ مي شود. احمد باطبي در ابتدا به اعدام محکوم مي شود! او چندروزی است که به آمریکا رفته است (پس از تحمل ۹ سال عذاب)…

عکس تاریخی احمد باطبی كه روي صفحه اول مجله اكونوميست چاپ شد
عكس جديد احمد باطبي مقابل كنگره آمريكا
سيد علي خامنه اي طي يک سخنراني حمله به کوي دانشگاه را به ورود افراد به خانه ديگران تشبيه مي کند. وي در جمع بسيجيان مي گويد : «حتي اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشي نشان ندهيد» و صداي گريه بسيجيان از بلندگوي مسجد دانشگاه تهران به گوش مي رسد.
اما اعتراضات همچنان ادامه دارد و پس از اين سخنراني شدت عمل نيروها بيشتر مي شود ؛ گوئي سناريو از سوي حكومت به گونه اي ديگر نوشته شده است !









اما پاسخ اعتراضات از سوي لباس شخصي ها و ماموران اينگونه داده شد :








غروب سه شنبه 22 تير ماه، دانشگاه تهران را دود به تمامی گرفته است. شليک گاز اشک آور و آتش های برافروخته، چشم ها را می سوزاند.
دانشگاه تهران تقريبا در محاصره است و دانشجويان راهی برای خلاصی و رسيدن به کوی دانشگاه می جويند. نيروی انتظامی و لباس شخصی ها از ميدان انقلاب و دانشگاه ، راهی کوی دانشگاه شده اند و دانشجويان به داخل کوی عقب می نشينند.


شهر با حضور نيروهاي نظامي و بسيج رنگ و بوي حکومت نظامي را دارد.ديگر نمي توان به کوي يا دانشگاه رفت. تلويزيون انحصاري جمهوري اسلامي خبر از پايان يافتن آشوب هاي چند روز اخير مي دهد. شيشه هاي شکسته يک بانک، ملاک آشوب است و حضور نيروهاي مسلح بر سر هر چهار راه نشان نظم. اخبار با نشان دادن يک موتور آتش گرفته، ترس از هرج و مرج را به مردم القا مي کند. حالا نيروهاي نظامي کنترل شهر را به طور کامل در دست مي گيرند.
شلیک هوایی یکی از لباس شخصی ها
با پيام سيد علي خامنه اي و تبليغات تلويزيون قرار مي شود تا روز چهارشنبه « اقشار مختلف مردم » براي اثبات همبستگي مردم و نظام به خيابان بيايند.
امروز چهارشنبه است و آن ها به خيابان آمده اند…
چهارشنبه 23 تير، کسان ديگری در خيابان هستند. آنها عکس های آيت الله خامنه ای را در دست دارند و در حمايت از وی و نظام شعار می دهند.
شب در کوی دانشگاه ساکت تر از هميشه است و دانشجويان در اتاق های نامرتب، ناباورانه به آنچه پشت سر گداشته اند، فکر می کنند. نيروهای انتظامی در بيرون کوی مشغول نگهبانی هستند.
شهر آرام گرفته، اما طنين حوادث اين چند روز، تا مدت ها ادامه دارد.
**********
پایان ماجرا
.
.
پس از حادثه، چند نفر به عنوان رهبران تظاهرات خيابانی در تلويزيون ظاهر شدند!!!
و سرانجام، چند تن از ماموران نيروی انتظامی به خاطر حمله به کوی دانشگاه تهران، محاکمه شدند. تنها يک سرباز ساده به جرم سرقت خودسرانه يک ماشين ريش تراش به 90 روز زندان محکوم شد. مقامات جمهوري اسلامي اعلام کردند تنها کشته اين جريانات عزت الله ابراهيم نژاد، مهمان ساکنان خوابگاه بوده است و هرگز معلوم نشد چه کسي چشم شاگرد برتر کنکور را کور کرده است، چه کسي با لباس شخصي در خوابگاه تيراندازي مي کرده، چه کسي دستور حمله به کوي را صادر کرده…
يكي ديگراز قربانيان اين حوادث اكبر محمدي است كه پس از تحمل شكنجه و زندان به دست ماموران دراوين كشته شد؛
آخرین وداع اکبر محمدی با مادرش :


پدر و مادر اكبر محمدي در مراسم خاكسپاري فرزندشان :


منوچهر محمدي در مراسم برادرش اكبر لباسهاي او را به تن كرده است :

مادر اکبر محمدی به همراه خواهر عزت ابراهیم نژاد :
و تحرکات سالهای پس از سال 78 !
———————