مقاله عباس عبدی در مورد اختلاط جنسیتی راه حل مبارزه با فساد در جامعه

وقتي كه كلمه «فساد» و مبارزه با آن به گوشمان می خورد، به نوعي دچار حساسيت مي‌شويم، چرا كه هيچ صدايي رساتر از اين ادعا شنيده نمي‌شود و هيچ داعيه‌اي كم‌اثرتر و بي‌اثرتر و حتي با اثر منفي‌تر از اين ادعا دیده نمي‌شود. قضيه چندان هم پيچيده نيست. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه به لحاظ شاخص و وفور فساد در منطقه، فقط از يَمن و عراق وضعيت بهتري دارد و سال به سال نیز دو اتفاق همزمان رخ مي‌دهد. از يك سو شاخص فساد در جامعه بدتر مي‌شود و همزمان از سوي ديگر، پرچمدار و داعيه‌دار صدور اخلاق و معنويت به جهان هستي مي‌شويم و خود را قطب اخلاقي عالم امکان و چشمه جوشان فضايل اخلاقي و منبع فيض و صدور معنويت به جهان معرفي مي‌كنيم!!
قصد من اين نيست كه اثبات كنم تمامي اين داعيه‌ها از سوي مدعيانش، از باب دروغ و كلاهبرداري اجتماعي و اخلاقي است، بلكه در پي آن هستم كه بگويم حتي اگر اين ادعاها را صادقانه بدانيم، به دليل آن كه در ارايه راه‌حل‌ها نوعي نگاه ساده‌انگارانه و بيش از حد بسيط حاكم است، نتيجه‌اي جز افزايش فساد از اين راه‌حل‌ها حاصل نمي‌شود.
اخيراً بر سياق گذشته، اتهام فساد متوجه جوانان و دانشگاه‌ها شده است و حتي اگر اين مقدمه ناقص و غلط را صحيح بدانيم، نتيجه اتخاذي كه حكم بر ضرورت جدايي دختران و پسران از يكديگر بوده است، همان راه‌حل غلطي است كه موجب افزايش نابساماني و فساد در جامعه مي‌شود. فرض كنيم كه روابط ميان دو جنس در دانشگاه‌ها، با سلايق و علايق و ارزش‌هاي آقاياني كه چنين احكامي را عليه دانشگاه و دانشجو صادر مي‌كنند، متناسب نباشد و حتي لفظ مفسده را بتوان بر آن اطلاق كرد. اگرچه چنين ادعايي به كلي محل بحث جدي است، اما آن را بر حسب تسامح‌ مي‌پذيريم. آيا از اين مسأله مي‌توان نتيجه گرفت كه عامل و ريشه اين فساد، اختلاط ميان دو جنس است و بايد دانشگاه‌ها و احتمالاً پيش از آن كلاس‌ها و… را به لحاظ جنسيتي تفكيك كرد؟ و اصولاچرا ريشه اين فساد در اين اختلاط است؟ اين نتيجه كاملاً غلط است، حتي اگر كسي مقدمه آن‌را درست پندارد. چرا؟
گرچه مطالعه ميداني دقيق و قابل مقايسه‌ هم وجود دارد، اما بر حسب ظاهر هم مي‌توان گفت كه اگر اين گزاره و نتيجه صحيح باشد، گرايش به اسلام و ارزش‌هاي آن پيش از انقلاب و در محيط دانشگاه‌ها، بايد به مرور رو به افول مي‌بود و اين گرايش در سال‌هاي اخير بايد بيش از پيش رو به صعود باشد. قطعاً‌ اين گزاره معكوس است. همين حالا هم بيشترين گرايش‌ها به فرهنگ اسلامي در كشورهايي است كه به نسبت، سياست‌هاي غيرمذهبي‌تري را اعمال مي‌كنند. به عنوان نمونه حتي براي رعايت حجاب هزينه هم تحميل مي‌كنند (مثل تركيه) و از اينها مهمتر این که در كشور‌هاي غربي كه اين نوع اختلاط‌ها به شديدترين وجه مشهود است، كمترين اثر را در رفتار مسلمانان دارد و حتي چه بسا آثار آن معكوس هم باشد. آنجا بر خلاف ايران، حجاب هزينه دارد، ولي بر خلاف ايران گرايش صادقانه به آن بيشتر است.اخیرا مادر خانواده ای که از بد حادثه در آمریکای شمالی زندگی می کند با دخترشان که در مدرسه آیت الله سیستانی در کانادا درس می خواند برای تعطیلات به ایران آمده بود و در برابر این سوال که آیا حضور در ایران بر رفتارهای مذهبی دختر تاثیر منفی نگذاشته مهر تائید زد و امیدوار بود که زودتر برگردد!! و این حدیث بسیاری از ایرانیانی است که در غرب زندگی می کنند.
نمونه روشن ديگر اين مسأله اعتياد است. بر خلاف همه كشورهاي دنيا، در افغانستان دسترسي به مواد مخدر آزاد است، چرا كه خودشان توليد مي‌كنند. اما احتمال مي‌دهم كه كمترين نسبت معتادان را نيز داشته باشند. در حالي كه در ايران براي چند گرم هروئين هم حكم اعدام صادر مي‌شود و انواع مجازات‌هاي ريز و درشت براي فروشنده و مصرف‌كننده را شاهديم، اما نسبت معتادان به جمعيت، در بالاترين رتبه‌هاست. حدود 20 سال قبل كه براي انجام پژوهش تأثير زندان بر زنداني به زندان شيراز رفته بودم. ديدم كه تعداد افغاني‌هاي زندان آنقدر بود كه يك بند مخصوص داشتند. با آنها صحبت مي‌كردم كه چند نفر معتاد در ميان شما هست؟ گفتند فقط يك نفر كه او هم در حال ترك كردن است. علت اعتيادش هم اين بود كه قبلاً به چند نفر از ايراني‌ها نزديك بود و معتاد شد و حالا هم در حال ترك اعتياد است!!!
البته از اين نكات لزوماً نمي‌توان نتيجه معكوس گرفت كه هرچه مواد آزادتر و اختلاط جنسي بيشتر شود، جامعه از اين دو جهت سالم‌تر مي‌شود. گرچه درباره مواد مخدر چنين گزاره‌اي تا حدي از سوي برخي افراد تأييد مي‌شود، زيرا معتقدند نفس قاچاق شدن اين مواد به مصرف بيشتر آن كمك مي‌كند و اتفاقاً در خصوص اختلاط جنسيتي هم اين نكته بعضاً مشهود بوده است. برخي گروه‌هاي خاص كه به نحو غيرمعمولي از اختلاط با جنس مخالف دور نگه داشته مي‌شوند، دچار انحرافات خاص خود مي‌گردند، اما در هر حال نتيجه معكوس را نمي‌توان از استدال فوق نتيجه گرفت. پس چه نتيجه‌اي بايد يا مي‌توان گرفت؟
بروز و ارتكاب هر فعل يا ترك فعلی، دو ركن دارد. ركن عيني و ركن ذهني. مثلاً ركن عيني اعتياد، دسترسي به مواد مخدر است، اما ركن ذهني آن، علاقه و آمادگي به مصرف اين مواد است. روشن است كه در برخي موارد مي‌توان ركن عيني را به كلي نابود كرد و هيچ خللي هم در امور اجتماعي رخ ندهد، مثل مواد مخدر كه اگر يك گرم مواد هم وارد جامعه‌اي نشود، هيچ مشكلي به وجود نمي‌آيد و طبعاً كسي هم معتاد نمي‌شود. اما در اين حالت فراموش نكنيم كه جامعه‌اي كه به لحاظ ذهني، مستعد به معتادپروري است، مشكل خاص خود را دارد و اين مشكل را بايد حل كرد و اگر مواد مخدر هم نباشد، به طريق ديگري خود را نشان مي‌دهد. اما ركن عيني همه رفتارهاي ناخوشايند را نمي‌توان از اين طريق نابود كرد. مثلاً سرقت، يك رفتار مجرمانه و ناپسند است، اما در همه جوامع امكان سرقت فراهم است و با پيشرفت اجتماعي اين امكان بيشتر هم مي‌شود، زيرا كه مال و اموال فزونی می یابد. براي جلوگيري از سرقت هم تا حدي مي‌توان جوانب حفاظتي را رعايت كرد. اما اين جوانب هرچه بيشتر تقويت شود و نگهبان و پليس هم بيشتر شود و مجازات‌ها هم تشديد گردد، زندگي به همان نسبت سخت‌تر مي‌شود، گو اينكه اصل دزدي هم ريشه‌كن نمي‌شود. اما زندگي آنقدر سخت مي‌شود كه عطاي اين سخت‌گيري‌ها را بايد به لقاي آن بخشيد.
در اينجا بايد تمركز را بر ركن ذهني و حرمت و غيراخلاقي بودن سرقت نيز متمركز كرد و ميان اين دو موازنه‌اي برقرار نمود. اين قاعده براي همه رفتارهاي اجتماعي اعم از مطلوب و نامطلوب صادق است. اتفاقاً وقتي كه رفتاري را بد بدانيم، اما به لحاظ ذهني نتوانيم جامعه را با آن مخالف كنيم، در اين صورت هرچه محدوديت‌هاي ركن عيني را سخت‌گيرانه‌تر كنيم، آثار نامطلوب‌تري بر جاي مي‌گذارد، همچنان كه در رژيم گذشته تأكيد بر نوع خاصي از پوشش و تشويق آن و فشار بر پوشش مخالف، چون همراه با پذيرش ذهني اين رفتار نبود و صرفاً بر سخت‌افزار حكومت و قانون و تشويق و تنبيه استوار بود و جامعه به لحاظ ذهني آنرا دروني نكرده و نپذيرفته بود، آن كوشش‌هاي رژيم منجر به نتايج مخالف مي‌شد و به قول معروف «از قضا سرانگبين صفرا فزود.»
نكته مهم اين است كه در هر جامعه‌اي افراد و گروه‌هاي مختلف، عهده‌دار بهبود و تحول در يكي از اين دو ركن عيني و ذهني هستند. دولت در مفهوم عام خود عمدتاً متولي تغييرات عيني است. اما صاحب‌نظران اجتماعي و روحانيون و… متولي تغييرات ذهني و ترويج تبليغ ارزش‌هاي پسنديده هستند. البته اگر اين گروه زمينه مساعده ذهني را فراهم كنند، حق دارند از دولت‌ها بخواهند كه ركن عيني رفتار مناسب را نيز فراهم كند، اما نمي‌توانند ضعف‌هاي خود را نديده گرفته و چپ و راست براي ديگران نسخه بپيچند كه فلان و بهمان كنيد.
جامعه امروزي ما با چنين چالشي مواجه است. آنان كه خود را دائرمدار اخلاق در كل زمين مي‌دانند و كرسي درس اخلاق را در انحصار خود مي‌بينند، به جاي آن كه اگر تواني دارند صرفاً در اين راه گام بردارند و ركن ذهني جامعه را با خود همراه كنند و با استفاده از حداكثر توان تبليغاتي که به انحصار در اين توان هم منجر شده، قدمي پيش بردارند، نقش خود را فراموش كرده‌اند و خواهان تفكيك جنسيتي در دانشگاه‌ها هستند تا اين ضعف خود را با حمايت قدرت بپوشانند، غافل از اين كه اختلاط جنسيتي در جامعه امروز بناچار و بر حسب ضرورت بيش از پيش خواهد شد و راهي براي جلوگيري از آن نيست و اگر كسي خواهان روابط سالم‌تري ميان دو جنس است، بايد طرح ديگري دراندازد. علي‌رغم تمام اين تفكيك‌هاي جنسيتي و نظام‌هاي پوششي و حجاب، شايد در كمتر جامعه‌اي چون ايران، زنان تا اين اندازه از حريم امن محروم باشند. به عبارت ديگر محدوديت‌هاي عيني گسترده نتوانسته است كه اولاً پايدار بماند و ثانياً مؤثر و كارآمد باشد. اما ظاهراً هنوز هم عده‌اي در پي اجراي تجربه‌هاي شكست‌خورده هستند.

۱ دیدگاه »

  1. صدای ندا گفت

    نترس نترس نترس. هر قطره خون ریخته شده تقاسش پس گرفته خواهد شد.هر جان داده شده هزارها جان دیگر را استقامت خواهد داد. در تاریخ دنیا هیچ دولتی با کشتن مردمش دوام نخواهد آورد حالا چطور این ظاهر مسلمانان دوام خواهند آورد .عزیزانم درخت آزادی با خون عزیزان و شهدا آبیاری میشود نه با آب. جنایات این قاتلان وسیلهٔ است برای آزادی مردم شجاع ایران. برای آزادی ملت ایران مقدس صد بار جان خواهم داد.

    هموطنان عزیزم: حضرت محمد با کفار جنگید امام حسین با کفار جنگید، آیا مردم مسلمان ایران کافرند چرا مردم مسلمان ایران قتل عام میشوند. بسیجی‌،پاسدار،ارتشی،دانشجو،بازاری ما همه ایرانی‌ و مسلمان هستیم. تاریخ نشان داده که هر دولتی که مردم خودش را به هر دلیلی‌ کشت از کار بر خواهد افتاد و حضرت عظما،احمدی‌نژاد،بسیج و غیره استثنا ندارند.خداوند از ظلم هیچ شخصی‌ نخواهد گذشت. به نام اسلام جوانها کشته شدند به نام اسلام خانوادهها داغدار شدند حالا چطور میشه باور کرد که خدا وجود ندارد.بسیجیهای عزیز،پاسداران از راه بدر شده دستهاتون را آغشته به خون معصومین نکنید.آزادی کلام،آزادی فکر و بیان انسان را کافر نخواهد کرد به اسلام و مسلمانان رحم کنید تا خداوند به شما رحم نماید.چاره ای‌ ندارم جز اینکه از ارتش مقدس بخواهم که این جنایات فقط به دست ارتش به انتها خواهد رسید.‌ای سرباز،ای نگهبان وطن ، به داد میهن و هموطنان برس.

    نقش آیات قرانی در پیشگیری از ناهنجاری‌های اجتماعی
    گاهی در جامعه اتفاق می افتد که شاهدین یک امر بدون در نظر گرفتن رضایت خداوند ورعایت حق مردم از شهادت واقعی کتمان می کنند وبهانه آنها این است که اگر حق مردم هم تضییع می شود ولی آنها خودر ا به دردسر نیندازند در صورتیکه در ایات زیر اشاره شده که کتمان شهادت یک عمل طالح وزشت است :۱۴۰و۱۴۶و۲۸۳بقره و۱۰۶مائده و۳۳انعام

    rooheneda@gmail.com

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید