فتوای اخیر آیتالله منتظری درباره حقوق شهروندی بهاییان، در فضای ذهنی فقهای شیعی، یک گام به پیش محسوب میشود. ایشان میفرمایند: «فرقهی بهاییت، چون دارای کتاب آسمانی همچون یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان نیستند، در قانون اساسی جزو اقلیتهای مذهبی شمرده نشدهاند. ولی از آن جهت که اهل این کشور هستند حق آب و گل دارند، و از حقوق شهروندی برخوردار میباشند، همچنین باید از رافت اسلامی که مورد تاکید قرآن و اولیای دین است بهرهمند باشند.»
این فتوا یک بار دیگر فرصت لازم برای نقد نگرش و رفتار ایرانیان، مراجع تقلید، فقها، روحانیون، روشنفکران دینی و دولت جمهوری اسلامی با بهاییان را به آزادیخواهان و حقمداران میدهد. همین فتوا، به خودی خود، از مظالم تأسفباری حکایت میکند (محرومیت از تحصیل، محرومیت از مشاغل دولتی، محرومیت از برگزاری مراسم دینی، حبس و زندان، فشار جهت توبه، قتل. دو نمونه زیر قابل توجه است. یک- جمالزاده در کتاب سر و ته یک کرباس میگوید در ایام کودکی وقتی در بازار اصفهان رد میشدیم، یک دفعه می دیدیم که فریاد میزنند: بابی- بابی. بعد یک ظرف نفت بر سر طرف میریختند و او را آتش میزدند. دو- سرِ خانم سالخوردهای را که خواهر یکی از روشنفکران بنام کشور است، در ابتدای انقلاب به بهانهی بهایی بودن، از بدنش جدا کردند.)
اگر نگاه نادرست و غیر عقلانی، و رفتار غیراخلاقی و غیرانسانی وجود نداشت، نه صدور چنین فتوایی ضرورت مییافت، نه صدور این فتوا از سوی اعلم و افقه فقهای شیعه، شجاعانه تلقی میشد. شجاعانه بودن فتوای آیتالله منتظری به چشم کسی میآید که از فضای فکری مراجع تقلید شیعیان مطلع باشد.
مراجع تقلید، بهاییت را فرقه ضالهای که باید نابود شود، معرفی میکنند. به عنوان نمونه، آقای خمینی در یکی از موارد، درباره آنها مینویسد: «یک گرفتاری بسیار بزرگی که خطر عظیم بنیانکن در پیش دارد، العیاذ بالله تعالی، قضیه نفوذ فرقه ضاله بهاییت است که در غالب تشکیلات، علی المحکی و المعروف، نفوذ دارند و روز به روز دامنهدارتر میشود و من نمیدانم عاقبت کار اینها به کجا ختم میشود و من احتمال میدهم آنها به همین زودی شروع به کار کند، به طور علن و با غفلت مسلمین ایجاد فتنه و خطر عظیم نمایند. پیامهای شدیدی اینجانب به اولیای امور در این امر دادم و از طرف آنها انکار بلیغ شده است، لکن اطمینان نمیشود پیدا کرد.
حقیر در فکر هستم که بلکه بهطوری بتوانیم از توسعه نفوذ آنها بکاهیم.»۱
فتوای آیتالله منتظری شجاعانه است، اگر به مکتوبات جریان روشنفکری دینی نگریسته شود. اگر برخوردهای سرکوبگرانهی رژیم جمهوری اسلامی با بهاییان را بتوان نادیده گرفت، اگر نگاه حوزههای دینی شیعی به بهاییان را بتوان نادیده گرفت، سکوت معنادار بسیاری از روشنفکران دینی نسبت به بهاییان را نمیتوان نادیده گرفت.
روشنفکران دینی در خصوص حقوق بشر بسیار سخن گفته و میگویند. ولی در خصوص یکی از مهمترین موارد نقض حقوق بشر در ایران سکوت اختیار کردهاند. اعتراض به ستمهایی که به بهاییان میشود و دفاع از حقوق اساسی آنها، وظیفهی روشنفکری دینی است.۲
در حاشیهی فتوای نماد مقاومت و مبارزه و پاکی، به عنوان یک مسلمان شیعه ( شیعهی غیرغالی کثرتگرا)، چند نکته را بیان میدارم:
۱- فرقه ضاله بهائیت: انحصارگرا آیین خود را حقیقت مطلق، هدایت و سعادت میداند و دیگر آیینها را باطل، گمراهی و شقاوت به شمار میآورد. انحصارگرایان معتقدند که رستگاری، رهایی، کمال، یا هر چیز دیگر که هدف نهایی دین تلقی میشود، منحصراً در دین آنها وجود دارد و تنها از طریق دین آنها به دست می آید. چون انحصارگرایان تمام ادیان چنین رویکردی دارند، وقتی همه ی انحصارگرایان در نظر گرفته شوند، تمام ادیان، باطل و گمراهی و شقاوت محسوب خواهند شد. از موضع انحصارگرایی، بهائیت همانقدر «فرقهی ضاله» است که دیگر ادیان.
یعنی وقتی انحصارگرایان بهائیت را فرقهی ضاله معرفی میکنند، بهائیان انحصارگرا هم متهمکنندگان را فرقهی ضاله به شمار میآورند. این حکم در خصوص مسیحیان، یهودیان و مسلمانها (شیعه و سنی) هم صادق است. هر مسلمانی وقتی میخواهد بهائیان را متهم به ضلالت کند، بهتر است پیش از آن این کلام کیرگگور را با صدای بلند به اطلاع همگان برساند:
«من مسیحی [در اینجا دیندار] نیستم، و بدبختانه میتوانم آشکار کنم که دیگران هم مسیحی [دیندار] نیستند- در واقع آشکار کنم که حتی از من هم کمتر مسیحی [دیندار] هستند. علتش این است که آنها خیال میکنند مسیحی [دیندار] هستند، یا به دروغ میگویند مسیحی[دیندار] هستند… من خودم را مسیحی [دیندار] نمیخوانم (تا آرمان مسیحی بودن[دیندار بودن] را لکه دار نکنم)، اما میتوانم آشکار کنم که دیگران اصلاً مسیحی [دیندار] نیستند.»۳
البته متواضعانه و عقلانیتر از سخن کیر گگور این است که هر کس خود را بیدینتر از دیگران و هدایت نایافته تر از دیگران بخواند تا فضای صلح، گفت و گو و آموختن از یکدیگر باز شود. بهایی همانقدر انسان است، که مسلمان. اثبات عقلی باورهای دینی یهودیان، مسیحیان، مسلمانها، بهائیان و… اگر محال نباشد، بسیار دشوار است.
از این جهت، تفاوت چندانی بین ادیان و مذاهب مختلف وجود ندارد. ضمن آنکه بیدلیلی، فرد، گروه یا آئینی را مستحق اهانت و سرکوب نمیکند. چه چیز جز خود خواهی اجازه میدهد که خود و همکیشان خود را هدایت یافته و بهشتی، و دیگری را گمراه و جهنمی بخوانیم؟ چگونه و با چه روشی میتوان اثبات کرد که ما برحقیم (تمام باورهای ما حقیقت مسلم است) و دیگری، مثلاً بهائیان، باطل است (یعنی باورهایشان کذب محض است)؟
ذکر یک نکته بسیار مهم است. نوشتار حاضر از دو زاویهی خاص (به شرح زیر) به مسالهی بهائیت نمینگرد، بلکه از یک منظر ویژه وارد این مساله شده است: اکبر گنجی
۱-۱- ما وارد نزاعهای تاریخی در خصوص پیدایش ادیان و مذاهب و فرق مختلف و نقش قدرتهای سیاسی در تولید و تثبیت آنها نمیشویم. برای اینکه: الف- همهی ادیان و مذاهب و فرق چنین اتهامهایی به یکدیگر وارد میآورند، ب- یک آیین پرستش و نظام باور را نمیتوان به توطئهی گروهی توطئهگر فروکاست.
مگر سنیهای سلفی شیعه را ساخته ی یهودیان- عبدالله ابن سبأ- نمیدانند؟ و مگر علامه عسگری در دوجلد کتاب، به این شبهه پاسخ نگفته است؟ مگر روزنامه القبس کویت بهتازگی اعلام نکرده است که: ۷۰ درصد شیعیان ایرانی نمیتوانند قرآن را خوب بخوانند، ۹۰ درصد ایرانیان هم معانی قرآن را نمیفهمند؟۴
شیعهای که از طرف اکثریت مسلمین با اتهام دست ساختهی یهودی بودن و قرآن ناشناسی روبروست، بهائیت را دست ساختهی استعمار و صهیونیسم معرفی میکند. آقای خامنهای اخیراً در یک سخنرانی در اشاره به بهائیت میگوید: «سازمان هایی که اسمش دین است، باطنش سازمان سیاسی است»۵.
بهائیان برعکس مسلمین که دین خود را سیاسیترین دین معرفی میکنند (دیانت ما عین سیاست ماست)، دین خود را غیرسیاسی معرفی میکنند. اگر سیاسی بودن یک آیین، عیب آن آیین باشد، مسلمانها نباید اسلام را دین سیاسی بنامند. ولی روشن است که منظور آقای خامنهای از سیاسی بودن باطن بهائیت، این است که بهائیت چیزی جز برساختهای استعماری- صهیونیستی نیست.
۲-۱- ما وارد این بحث کلامی هم نمیشویم که چه کسی (دینی) بر حق و چه کسی (دینی) ناحق است؟ یهودیان دین خود را برحق و بقیهی ادیان را باطل تلقی میکنند. این حکم دربارهی مسیحیان و مسلمانها و… هم صادق است. تاکنون هیچ دین و آئینی نتوانسته است حقانیت خویش و بطلان بقیه را با برهان اثبات کند. در پایان کار حق و ناحق روشن خواهد شد.
فقط انسان انحصارگراست که دین خود را برحق و دین دیگران را ناحق بهشمار میآورد. اما انسان کثرتگرا، با فهم این واقعیت که بحث های کلامی برای غلبهی یک دین بر ادیان دیگر به نتیجه نرسیده و پیروان ادیان مختلف هر چه دلیل و استدلال داشتهاند علیه یکدیگر بکار برده اند و نتیجهای حاصل نگردیده (تکافوی ادله)؛ برای هر دینی حظی از حقیقت قائل است و تمام ادیان و مذاهب و فرق را راههای متفاوت به سوی خدا و سعادت بهشمار میآورد. از منظر کثرتگرایی دینی، مدعیات ادیان، توصیف کمابیش دقیق یک حقیقت واحدند. مقاله و مقالات
هیچیکدام از مراجع تقلید و فقهای ما، پلورالیست نبودهاند و نیستند. برخی از آنان حداکثر تا شمولگرایی جلو آمده و شمولگراییشان فقط شامل یهودیت و مسیحیت میشود۶
اما حتی فقهای شمولگرا هم برای بهائیت هیچ حظی از حقیقت و سعادت و هدایت قائل نیستند. از نظر آنان، بهائیت کذب محض است و اصلاً دین به شمار نمیرود.
به عنوان نمونه، آیتالله منتظری یهودیان و مسیحیان را کافر ذمی و بهائیان را کافر معاهد به شمار میآورند. می فرمایند: «این فرقه جزو کفار محسوب میشوند، اما کافر حربی نیستند و کافر ذمی هم نیستند. چون کتاب آسمانیشان نه تورات است، نه انجیل است و نه زبور. اما (بهائیان) کافر معاهد یا مستأمنند، به این معنی که در امان و عهد حاکمیت اسلامیاند و مادامی که فعالیتی علیه حاکمیت اسلامی انجام ندهند، از حقوق شهروندی برخوردارند. چون به هر حال حق آب و گل دارند، مالیات می پردازند و غیره.»
فتوای آقای خمینی را پیش از این از نظر گذراندیم. فتوای آیتالله بروجردی درباره بهائیان به قرار زیر است: «لازم است مسلمین با این فرقه معاشرت، مخالطه و معامله را ترک کنند، فقط از مسلمین تقاضا دارم آرامش و حفظ انتظام را از دست ندهند.» فتوای آیتالله گلپایگانی به قرار ذیل است: «مخالطه با این طایفه ضالّه مضلّه حرام است.»
همانگونه که مشاهده شد، مسلمانهای انحصارگرا، بهائیت را آئینی ناحق بشمار میآورند، همانطور که بهائیان اسلام را شریعت منسوخ و ناحق به شمار میآورند. اگر مباحث پایان ناپذیر و توافق ناکردنی کلامی – فلسفی نادیده گرفته شود ، تنها چیزی که باقی خواهد ماند، تفاوت چند میلیونی تعداد پیروان تشیع و بهائیت است.
گمان نمیکنم شیعیان، اقلیت و اکثریت بودن را مبنای حق و باطل بودن به شمار آورند. برای اینکه شیعیان در مقابل اکثریت سنیان، اقلیتی بیش نیستند. مسلمین هم در مقابل مسیحیان اقلیت محسوب میشوند.
بدین ترتیب، انحصارگرایان هم اگر خواهان زندگی صلحآمیز باشند، چارهای جز پذیرش «حق ناحق بودن» ندارند. به تعبیر دیگر، میتوان خود را حق و دیگری را باطل به شمار آورد و در عین حال برای زندگی صلحآمیز، دیگری باطل (ناحق) را تحمل کرد.
۳-۱- مسألهی ما، دفاع از حقوق همهی آدمیان به عنوان انسان است. به فرض آنکه اثبات شود آیینی ناحق است، از موضع حقوق بشر، «ناحق بودن» خود یک حق است. حتی اگر اثبات شود آئینی ناحق است، فعال حقوق بشر، از حق ناحق بودن هم دفاع خواهد کرد.
بدین ترتیب، ما بدون آنکه خود را درگیر مباحث تاریخی- کلامی کنیم، از حقوق پیروان تمام ادیان، و بهائیان، دفاع میکنیم. داوری در خصوص صدق و کذب باورهای بهائیان، کار فیلسوفان و متکلمان است، داوری در خصوص تاریخچهی تکوین بهائیت کار مورخان است، اما دفاع از حقوق شهروندی بهائیان، وظیفهی همه ی آدمیان است.
پاورقی:
——————
۱- منبع : http://tabnak.ir/pages/?cid=۶۹۴
۲- در سال ۲۰۰۶ یکی از روشنفکران سرشناس، در یکی از سخنرانیهای من حضور داشت. دوستی با تاکید بر بهایی بودن فرد یاد شده، اعتراض شدید خود و برخی دیگر از دوستان را به من اعلام کرد. به او گفتم هیچکس شرکتکنندگانِ پای سخنرانیهای عمومی را انتخاب نمیکند. این توضیح او را قانع نساخت. اضافه کردم که فرد مورد نظر شما، بهایی نیست، بلکه دینستیز است و با همهی ادیان سر ستیز دارد. برداشت من این بود که پس از این توضیح مسالهی آن دوست حل شد. یعنی خداناباوران از بهائیان قابل تحملترند.
یک استاد ایرانی در یکی از دانشگاههای بنام آمریکا اشتغال دارد. محافل سیاسی و اقتصادی ایران با این استاد روابط گرمی دارند. بسیاری تردید ندارند که او بهایی است، اما آنها که با وی در ارتباطاند، میگویند وی بیدین است. بدین ترتیب مسأله حل میشود. ارتباط با بیدین، موجه و ارتباط با بهایی، ناموجه است.
اگر به نشریات و سایت هایی که متعلق به جریان روشنفکری دینی است نگریسته شود، در آنها مقالات افرادی که در گذشته چریک فدایی خلق (اقلیت و اکثریت)، تودهای و… بودهاند و اینک هم خداناباورند، منتشر میشود، با چپهای خدا ناباور مصاحبه میشود. ولی هیچگاه یک مقاله از یک بهایی در این نشریات و سایتها دیده نمیشود. روشنفکری دینی که این گام مثبت را برداشته است، اگر واقعاً به پلورالیسم اعتقاد دارد، باید بهائیان را هم شامل این نوع رواداری کند.
۳- سوزان لی اندرسون، فلسفه کیرگگور، ترجمه خشایار دیهیمی، طرح نو، ص۳۸.
۴- فردانیوز
۵- ۱۴/۲/۱۳۸۷ شیراز.
آقای خمینی به طور مکرر بهائیان را اسرائیلی خوانده است. می گوید: «اگر دولت ایران رابطه خود را با کشور اسرائیل قطع کند؛ آن وقت روحانیت ایران یکصدا بر تحریکات کشورها… علیه حکومت شیعه ایران قیام خواهند نمود… کسانی که به نام تجدد؛ روحانیت را ضعیف میکنند ،توسعه فساد را دامن می زنند. ما با “اسرائیل” و ” بهائیها” نظر مخالف داریم و تا روزی که مسوولین امر؛ دست از حمایت این دو طبقه برندارند؛ ما به مخالفت با آنها ادامه میدهیم» (صحیفه نور ج۱-ص۷۷).
«وای براین مملکت؛ وای براین هیات حاکمه! وای بر این دنیا! وای بر ما! وای بر این علمای ساکت! وای بر این نجف ساکت! این قم ساکت است. این تهران ساکت است. این مشهد ساکت! این سکوت مرگبار اسباب این میشود که زیر چکمههای اسراییل؛ به دست همین بهائیها؛ این مملکت ما ؛ این نوامیس ما ؛ پایمال شود… اگر همه علمای اسلام یک مطلبی را بگویند؛ حالا که خطر بر اسلام وارد شده و آن خطر یهود است و حزب یهود- که همین حزب بهائیت است- این خطر که حالا نزدیک شده؛ اگر آقایان؛ علمای اعلام؛ خطبا؛ طلاب؛ همه با هم همصدا بگویند که آقا ما نمی خواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند» (صحیفه نور- ج۱-ص ۲۱۳ و ۲۱۶). «دین شما مردم مسلمان در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است. دولت شما میخواهد به دست بهاییها و اسرائیلیها شما را از بین ببرد. بدانید که دولت شما به دو هزار بهایی، هر یک پانصد دلار کرایه داده که به لندن بروند، جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند» (صحیفه نور، ج ۱، ص ۲۷۷).
۶- انحصارگرایی (exclusivism)، شمولگرایی (inclusivism) و کثرتگرایی (pluralism) سه رویکرد مختلف نسبت به تنوع ادیاناند که نجاتبخشی و حقیقتمندی ادیان مختلف را تبیین میکنند.
سایر مقالات اکبر گنجی


سعید گفت
دیانت بهایی اسلام را بر حق میداند
سعید گفت
دیانت بهایی دین اسلام را بر حق میداند ویکی از احکام ما این است که با تمام ادیا با روح و ریحان رفتار کنیم
سعید گفت
دیانت بهایی دین اسلام را بر حق میداند ویکی از احکام ما این است که با تمام ادیان با روح و ریحان رفتار کنیم
jaky گفت
سلام
بهائیت دین نیست تا دیانت داشته باشد اصلا دین ندارد و گفته دکتر گنجی و اقای منتظری در خصوص انسان شمردن و رعایت حقوق شهروندی برای انان است و گرنه این ادم فروشان نوکر اسرائیل که اصلا به ناموس هم اهمیت نمیدهند من دوست بهایی دارم متاسفانه انحراف شدید اخلاقی دارد و تمام خانواده او این مشکل را دارند این مسئله مرا رنج می دهد انها نیز از بهائیت چیز زیادی نمی دانند اما اسما خود را بهایی میدانند و از 7 دولت ازاد ند و برای رابطه دختران جوان خویش با …. مشکلی ندارند یعنی احساس غیرت و این حفها ندارند. من متاسفم شما را به خدا اینها را روشن کنید که طرفدار خزعبلات دستنویس بشری حشری نشوند.
امیر گفت
حرفهای شما بدین معناست که به فرض اگر قانون کشور را بگیریم دین هر کس خواست به آن عمل کند هر کس هم خواست عمل نکند و بعد از هر جرمی از مجرم بپرسیم شما قانون را قبول داری؟ اگر داشت بر اساس آن او را محاکمه کنیم اگر هم ندتشت او را رها کنیم.
واقعا که دنیای عالی می شود. ههه!!!!
شهرام گفت
اگر بنا به رد یک تفکر یا عقیده دارید نه با توهین و نه با خشونت نمی توانید آن را از بین برده یا تغییر دهید این کار حتا عقیده ی مقابل شما را مظلوم تر جلوه می دهد یک تفکر غلط تنها با یک تفکر صحیح و اثبات خقانیت آن از بین میرود.
رضا گفت
متن خوبی بود من به اندیشه های گنجی اعتقاد دارم.من بهایی رو نمیشناسم ولی مسلمان ها رو خوب میشناسم .هیچ کس جز مسلمانها در دنیا حق زندگی نداره.من هم به حقوق شهروندی وهم به حق ناحقشون احترام میزارم.مطمئنم که بدتر ازشیعه ها وسنی ها نیستند
رضا گفت
من به اندیشه های گجی اعتقاد دارم ومسلمونها رو هم میشناسم ومیدونم که خودخواه و خود پسند هستند وبه حقوق بهائیان احترام میزارم
فلانی گفت
نطفه کثیف بهاییت از غفلت مسلمانان و به دست غرب بسته شد.من دو سال در رابطه
این به اصطلاح دین تحقیق کردم.باعث تاسف مسلمانان که شاخه منحرفی از ما بوجود آمد.
در آخر: اللهم مشغل الظالمین بالظالمین
عبد گفت
با این نظر تون موافقم که سلب کردن ارامش از زندگی بهاییان کار درستی نیست ولی نادرستتر ساکت بودن در مقابل تبلیقات این فرقه به انوان یک مسلمان شیعه درست نیست اقدامات ما هم باید مثل انها حساب شده وبجا باش مثل اینکه خودمان به مسلمان واقعی باشیم همانگونه که انها به بههیی واقعی هستند وبعد تبلیغات درست و اگاهانه از اسلام ناب محمدی به همراه خلق و خوی خوب اسلامی ایرانی مطمئنا تاثیر بیشتری از خشونت وبی منطقی دارد.به امید موفقیت نهایی اسلام ناب محمدی
بينا گفت
در ايران فرقه هاي زيادي زندگي مي كنن از انواع شيعيان و اهل تسنن گرفته تا مسيحيان ويهوديان و …. هيچكدام ازين فرق تحت فشار از طرف اكثريت كه مسلمانان شيعه اثني عشري باشند مورد تظلم و فشار قرار نگرفته اند الا مسلك بابيت يا بهائيت . چرا شما خودتان چي فكر ميكنيد. مطلبي كه اين شخص درمورد آتش زدن و گردن زدن روايت كرده اگرهم صحت داشته باشد چرا درمورد بهائيان بايد صورت بگيرد نه مذهب ديگه اي . آقاي گنجي شخص مطلعيست آيا منتظري روشنفكر است. كمي بايد به بعضي مطالب با دقت بيشتري نگاه كرد .
بينا گفت
اين بربچسبهايي كه گذاشتيد بهائيت رو معرفي مي كنه ذهنتون رو پاك كنيد تا شايد آرامش رو بتونيد بچشيد. انحراف يك برچسب داره كه روش نوشته اين راه را ادامه بديد تا به پوچي و بي هويتي برسيد لذت بردن عيبي نداره گناه وجود نداره خدا هم كه نيست پس خيالتان از اينها آسوده باشه . اگر دين ديگري رو توي اين دنيا پيدا كردي كه عقايدت رو تاييد كنه بدون اين عقايد درسته اما اگر پيدا نكردي شك كن شكي مقدس تر از هر چيزي كه تاحالا توي گوشهات زمزمه كرده اند.
احسان گفت
باسلام : من درسایت گوگل راجع به بهاییت جستجویی انجام دادم که درهمه به استثنایی یکی فقط فحش وبدبیراه سایرهم مذهبان شیعه ام نسبت به اونهابودوهمچنین درهمین ارائه نظرات قبلی …خلاصه اینکه اگرمیگیم اینها منحرفندچرانمیریم بگیم اول چی میگن بعدبگیم حالا
نظربقیه چیه؟!ثانیا این دشمنی بافرقه ها اگرهم منحرف باشن بنفعشون تموم میشه چون طبق قوانین حاکم برروابط ورفتارهای انسانی هرچه ممنوعیت تفکردرزمینه ای گسترش پیداکنه بدون نقد مسالمت آمیز اون زمینه بیشترطرفدارپیدا میکنه.
سامان گفت
مساله خوب بودن یا بد بودن اخلاقی شیعیان یا بهاییان نیست بلکه مساله آن است که کدام منبع توانایی گزارش دهی از حقیقت عالم را داراست منبعی که از ناحیه خالق عالم صادر شده یا منبعی که از یک فرد غیر متخصص -بهاء الله- صادر گردیده است. با تشکر
shahrzad گفت
manam ba saman movafegam.man ye ketaby dar moredesh khundam.kheyly az gesmataye ketabe bahayia ye jurayi bargerefte az goran bud.yany taglid bud .
رزا گفت
ای بابا چرا متوجه نیستین…موضوع سر درستی یا نادرستی نیست…سر حقوق شهروندیه….حق تحصیل،کار و زندگی آرام و بیدغدغه…..مطlئن هستم که 100 در صد شما مخصوصا اون دروغگویی که میگه دوست بهایی داشته حتی یک بهایی رو هم تا حالا ندیده!
صادق گفت
بنده به عنوان یک مسلمان متعهد به دینم و با توجه به اینکه تحقیقاتی در رابطه با فرقه بهائیت داشته ام این فرقه را قبول ندارم و آن را دست نشانده ی انگلیس و صهیونیزم میدانم ولی با توجه به اینکه لازم است هر فردی وجدان انسانی داشته باشد ، فتوای آیت الله منتظری در مورد حقوق شهروندیه بهائیان را تائید میکنم و در ضمن بزرگان دین ما ، همه ی مارا به داشتن رئوفت نسبت به بقیه انسانها دستور داده اند.
انعکاس گفت
کاش یه کم راجع به این دین تحقیق کنید و بعد ببینید که خیلی بیراه نیست که حقوق شهروندی از این افراد سلب شده. کدوم شما حاضرید با افرادی هم خونه باشید که اساس تفکراتشون از روی دروغ و نیرنگه و تمام خانواده شما رو داخل سراب از خود بیگانگی می برند؟
ندا گفت
چرا ما شیعه ها فکرمی کنیم کارمون خیلی درسته؟!مگه توی خودمون این همه آدم که فساد اخلاقی دارن رو نمی بینیم؟مگه خودمون به خاطر هر چی سر هم کلاه نمیذاریم و دروغ نمی گیم ؟چرا ما آدمهااین رذایل اخلاقی خودمون رو به نوع دین و بهایی و شیعه و … ربط می دیم ؟یه کم انصاف داشته باشید.توهرقشری بد وخوب هست . به نظر من باید مثل بقیه مردم حقوق شهروندی این افراد هم رعایت شه .
بنظر من حتی اگه کافر هم توی این کشور زندگی کند باید حقوقش رعایت شه چون اینها همه عقاید شخصی است و به دیگران ارتباطی ندارد
در ضمن کسانی که ادعای اسلام شناسی و بهاییت شناسی دارند بهتره حواسشون به خودشون باشه و اجازه بدن همه افراد توی این کشور راحت زندگیشون رو بکنن چون بهاییت چه از صهیونیست باشه چه انگلیس و هر چی دیگه به اونها و اعتقادشون لطمه ای وارد نخواهد کرد.
البته اگه مومن واقعی باشن!!!
rasoul گفت
ظاهراً ندا خانم فقط به برگزاری آیین وروشهای عبادت وتقاوت آنها در آیین های مختلف توجه دارند لازم است به ایشان خاطر نشان کنم این سوال را ایشان باید از خود بپرسند چرا صهیونیسم ویا کشوری مانند انگلستان از نیم کره شمالی باید به این طرف دنیا نظر داشته باشد و نتیجه توجه صهیونیسم وکشوری مانند انگلستان بو جود آمدن فرقه ایی بنام بهاییت باشد ؟ آیا انگلستان کمبود آیین و یا فرقه ای دیگر را درمیان فرق دیگر احساس کرده بود ویا بقول ایشان این فرقه را بوجود آورده تا هرکس مومن واقعی بود از مومن غیر واقعی شناخته شود ؟
بحث حقوق شهروندی تنها در استخدام وتحصیل خلاصه نمی شود آیا داشتن جایی برای عبادت از حقوق شهروندی محسوب میشود ویا خیر ؟ آیا داشتن کتب مذهبی مربوط به آن فرقه وتعلیم آن در مدارس این فرق از حقوق شهروندی محسوب میشود ویا خیر ؟ آیا تبلیغ این فرق با استفاده از وسایلی که دیگر آیین های از آن از برای تبلیغ دین خود استفاده می نمایند از حقوق شهروندی محسوب میشود ویا خیر ؟ جناب آقای آیت اله منتظری که دارای سوابق تحصیلی وعلمی متعدد می باشند برکسی مقام علمی ایشان پوشیده نیست اما جواب ایشان ویا نقد نظر ایشان را تنها باید افرادی همطراز پایه علمی ایشان پاسخگو باشند هر چند از آینده نگری ایشان در سابقه آقای سید مهدی هاشمی داماد محترمشان تاریخ گواهی میدهد واز بابت نظر آقای گنچی که به مقدسات شیعه پایبند نیست و خود را از با جمله ” شیعه چگونه دلیل می آورد که امام عصر (عج)زنده است ” جدا می داند خود واضح ومبرهن است ………..
pink گفت
سلام.رزاجون من اهل شیرازم و بیشترین تعداد بهایی در شیرازه یکیشم خانواده خاله زندایی من وما از نزدیک رفتارهاشون رومیبینیم.من کتاب بیان رو خوندم توی احکامشون هیچ چیز نجسی وجود نداره(ادرار،مدفوع،خون و…).ازدواج خواهر وبرادر یه حکم حلال اعلام شده.زنی که بچه دار نمیشه میتونه بره ازیه مرد دیگه برا شوهرش بچه بیاره.بهایی ها نمیتونن دینشون رو عوض کنن چون یا طرد میشن یا اینکه کشته میشن.از نظر اونها این رعایت حقوق انسانیه ؟نمونه اش ناتاشا که در سن 18سالگی مسلمان شد زیر شکنجه های پدرش به شهادت رسید…بازم بگم
و شما ندا خانم اکه مسلمانی فساد اخلاقی داره مشکل از خودشه.دین اسلام یه سری باید ونبایدهایی مشخص کرده اگه اونا رعایت نمیکنن اشکال از احکام واخلاق شیعه نیست ولی ترویج فساد یکی از ارکان اصلی فرقه ضاله بهاییت هست.اگه یه ذره در مورد دینتون تحقیق میکردین میدیدین که خدا چقدر دوستون داره که گذاشته بین شیعیان باشید.
توی آمریکا هرروز داره به تعدادشیعه ها اضافه میشه و چاپ قران سالی 3برابر افزایش داشته.
اینم بگم که ظهورآقامون نزدیکه بیایدیه کاری کنیم که وقتی اومدن شرمنده نباشیم.
همین
علی گفت
جنابPINKوآقارسول ازنظراتتون خوشم آمد.آفرین.بله کاری کنیم که موقع آمدن آقاسرمون پایین نره من به همه آقاپسراودخترخانوماسفارش میکنم عاقلانه زندگی کنیدشوروخامی جوونیو بذاریدکنارودر جوانی پیرباشید.ویک نکته مهم به نداخانم:خیلی وقتها پشت صحنه ها باعث خراب شدن ظواهر میشن یعنی ممکنه خود بهاییت بد نباشه که بدترازبده اما پشت صحنه بهاییت مارزهرآگینی است به نام اسراییل انگلستان اعتیادوایدز((خاطره منو اگر درپایین صفحه بخونیدمتوجه میشید))خیلی وقتها ماباید اهم ومهم بکنیم.بعدگذشته ازاینا بهاییت داره زندگی آرامش سلامتی جوونا مخصوصا دخترارو به خطرمیندازه.شماکه نمیخاید گیرچنین بلاهایی بیفتید؟؟؟؟
pink گفت
این ایمیل منه حاضرم باهاتون مباحثه کنم
pink.star7@yahoo.com
سمسام گفت
اگر انسان هایی را صرفا به خاطر داشتن عقیده ی نادرست از حقوق شهروندی محروم کنیم درست نیست . چون بالاخره خداوند آنها را به خاطر اعتقاد نادرستشان مجازات خواهد کرد و این وظیفه ما نیست .
اما بهاییت فقط عقیده ی نادرست ندارد . بلکه گروهی است که به تبلیغ عقاید نادرست خویش می پردازد و سم مهلک گمراهی را در جامعه می پراکند . و دین به حق خداوند را در ظاهری زیبا و فریب دهنده به انحطاط می کشد .
آیا شما به کسی که میخواهد به شما و زندگی شما یا به عبارت دیگر دین شما که زندگی جاویدان شما در گرو آن است ضرری وارد کند اجازه ی فعالیت می دهید .
متاسفانه عده ی زیادی فریب ظاهر زیبای بهاییان را می خورند و به تبع آن فکر می کنند که اعتقاداتشان نیز درست است .
به هر حال در وبلاگم در مورد عقاید گمراه کننده ی بهاییت مطالبی آوردم .
تازه بهائی گفت
من به عنوان فردی که 2 ساله به این دین اعتقاد پیدا کرده خطاب به همه مخالفین و موافقین میکم که تو رو جدتون یکم انصاف! فقط یکم. بله قبل از اینکه من بهائی بشم حاجی مسجدمون کلی از این دروغ ها پشت سر این جماعت گفت.اما اومدم و دیدم و مطمئن شدم که دروغ بود.درسته بهائی ها به حجاب به عنوان روسری اعتقاد ندارند اما همیشه حجابی بر چشم دلشون دارن. می خواهم به اون دوستمون که میگه من بیان رو خوندم و … بگم تو هم دروغ نگو و از عذاب این عمل بترس. من به این جماعت اعتماد و به حرفشون اعتقاد دارم و روز به روز بر خلاف تهدید هائی که از جانب بسیج محل میشم دارم باور میکنم که یک عمر دروغ شنیدم و حالا میخواهم صادق باشم. همه پیامبر ها که اومدن همین بلا ها سر خودشون و پیروانشون اومده. از این بترسید که آیندگان از بردن اسم شما ها همانند مخالفان حضرت محمد شرمسار نشوند.
موفق باشین
دیدگاه یک بهائی گفت
این گل سرخ من است
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه ی دشمن
که فشانی بر دوست
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست
در دل مردم عالم به خدا
نور خورشید خواهد پاشید
روح خواهد بخشید
تو هم ای خوب من این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یک بار و به ده بار که صد بار بگو
دوستم داری ؟ را از من بسیار بپرس
دوستت دارم را با من بسیار بگو
ایران عزیز دوستت دارم
گل شاد گفت
من یک دوست بهایی دارم كه رفتار عادی مثل بقییه دوستان داره.کلی دوست و رفیق داره آدم ولی هم نیست.دوست پسر نداره بر عکسه خیلی از دوستانه مسلمونم . مهمونی میره قاطی ولی چون از نزدیک میشناسمش میدونم کار غیره عادی نمیکنه تو مهمونیها .من بهاییت را اصلا نمیشناسم ولی اگه قرار باشه از روی این دوستم قضاوت کنم نمیتونم بگم ضاله است.شاید اونا هم فرقههای مختلف داشته باشن ولی دوست من كه خیلی با اخلاق و مرام است.
یک محقق گفت
تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتووووووووووووووووجججججججججججججججججججههههههههههههههههه
ای خانم یاآقایی که یک دوست بهایی داری.اولا بهاییت نمیاد همون لحظه اولی که با شما رفیق شد تبلیغات بهاییت بکنه .اینا طبق یک سری برنامه ها و دستورات ازپیش تعریف شده عمل می کنن.بله شماهمون روزای اول هیچ چیزی نمی بینی امااگریه ذره چشماتوبازکنی وعمیق ببینی ویه کم عقایدوتاریخچه بهاییت واحکامشونومطالعه کنی خواهی فهمید که دست روی نیش چه افعی ای گذاشتی.ثانیا بهاییت واقعیت وحقایق روازشمای جوانی که ازهمه چیزوهمه جا بی خبری مخفی مه کنه وطی یک برنامه ازپیش تعیین شده شمارو سوق میده به اهداف خودش وشمابعدازچندماه میبینی ازکجابه کجارسیدی وآن وقت یاکارازکارگزشته یا…خلاصه من بین مسیحیای تهران بودم وباخوداسقف اعظم مسیحیت تهران بحث کردم وازایشون راجع به تثلیث دوتاسوال علمی کردم وایشون نتونست جواب بده.باوهابی ها وسنی های کردستان وبلوچستان بحث ومناظره مفصل دوساعته کردم با بهایی های کرج و… (وچون اطلاعات خوب وکاملی ازفرق وادیان مختلف دارم چون رشتم فرق وادیانه).وثالثادوست شماکه خیلی بامرامه ازکجامعلوم که نفوذی بهاییت نباشه.
من ازبهاییت یه خاطره بسیارتلخ دارم این خاطره رومینویسم برای شمای جوان:
من 4نفررفیق داشتم بچه مسجدی نمازاول وقتشون ترک نمی شد هرکدوم یه رشته.بعداز 4 ماه(چون ایران نبودم) یه بار به یکیشون زنگ زدم برنداشت به دومی به سومی به چهارمی هیچ کدوم بر نداشتند.شک کردم کم چی شده وقتی رفتم راجع بشون تحقیق کردم بعد از ده روزفهمیدم ایناچهارتایی به خاطرده میلیون تومن پول آخرت و بهشت وشب اول قبرشونو وامام زمانشونوفروختندبه بهاییت وبهایی شدند وجالب اینکه هر4نفردراثرروابط جنسی با دخترانی که از طرف بهایت ماموربه فعالیت بودند ایییییییییییدددددززززززززززززز گرفتند یه کی شون خودکشی کرد والان سه تای دیگه توی قرنتینه هستند.این هم یک دست آورد بهاییت.
به همه جوونا عاجزانه مخلصانی سفارش می کنم با زندگیتون.جوونیتون.باامام زمانتون پدرومادرتون باسلامتیتون ایمان وآخرتتون بازی نکنید.اینو هم بگم ما هرچیزی رانباید بچشیم 1.به این خاطرکه شایدآن چیزسومی که میخواهیم بچشیم مسموم یازهرآلودباشه وما پادزهرشودربدنمون نداریم اونموقع چی میشه؟؟؟؟؟؟ ودوما این همه آدم دوروبرما چیزهایی رو تجربه کردند.چرامانبایدازتجربه دیگران درس بگیریم؟؟؟؟ودرآخر به حرف های خال زنکی اینواون گوش ندین خیلی هاشون اغراض سیاسی یا…دارن هرحرفی راباعقل سالم وانصاف مقایسه کنید وباصاحبان نظروعلما هم مشورت کنید.
ویک پیشنهاد دوستانه :بنده مشوری هستم درسه دبیرستان ومرکز پیش دانشگاهی کرج:
اگرسوالی درموردمسائل دینی.اعتقادی.شرعی.ادیان.بحث های دختروپسرداشتید به ایمیلم بفرستید وجواب بگیرید.یک دوست
گل شاد گفت
تا ح الا هم ندیدم و نشنیدم بخواد کسی را شستشوی مغزی بده یا منحرف کنه
یک محقق گفت
تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتووووووووووووووووجججججججججججججججججججههههههههههههههههه
ای خانم یاآقایی که یک دوست بهایی داری.اولا بهاییت نمیاد همون لحظه اولی که با شما رفیق شد تبلیغات بهاییت بکنه .اینا طبق یک سری برنامه ها و دستورات ازپیش تعریف شده عمل می کنن.بله شماهمون روزای اول هیچ چیزی نمی بینی امااگریه ذره چشماتوبازکنی وعمیق ببینی ویه کم عقایدوتاریخچه بهاییت واحکامشونومطالعه کنی خواهی فهمید که دست روی نیش چه افعی ای گذاشتی.ثانیا بهاییت واقعیت وحقایق روازشمای جوانی که ازهمه چیزوهمه جا بی خبری مخفی مه کنه وطی یک برنامه ازپیش تعیین شده شمارو سوق میده به اهداف خودش وشمابعدازچندماه میبینی ازکجابه کجارسیدی وآن وقت یاکارازکارگزشته یا…خلاصه من بین مسیحیای تهران بودم وباخوداسقف اعظم مسیحیت تهران بحث کردم وازایشون راجع به تثلیث دوتاسوال علمی کردم وایشون نتونست جواب بده.باوهابی ها وسنی های کردستان وبلوچستان بحث ومناظره مفصل دوساعته کردم با بهایی های کرج و… (وچون اطلاعات خوب وکاملی ازفرق وادیان مختلف دارم چون رشتم فرق وادیانه).وثالثادوست شماکه خیلی بامرامه ازکجامعلوم که نفوذی بهاییت نباشه.
من ازبهاییت یه خاطره بسیارتلخ دارم این خاطره رومینویسم برای شمای جوان:
من 4نفررفیق داشتم بچه مسجدی نمازاول وقتشون ترک نمی شد هرکدوم یه رشته.بعداز 4 ماه(چون ایران نبودم) یه بار به یکیشون زنگ زدم برنداشت به دومی به سومی به چهارمی هیچ کدوم بر نداشتند.شک کردم کم چی شده وقتی رفتم راجع بشون تحقیق کردم بعد از ده روزفهمیدم ایناچهارتایی به خاطرده میلیون تومن پول آخرت و بهشت وشب اول قبرشونو وامام زمانشونوفروختندبه بهاییت وبهایی شدند وجالب اینکه هر4نفردراثرروابط جنسی با دخترانی که از طرف بهایت ماموربه فعالیت بودند ایییییییییییدددددززززززززززززز گرفتند یه کی شون خودکشی کرد والان سه تای دیگه توی قرنتینه هستند.این هم یک دست آورد بهاییت.
به همه جوونا عاجزانه مخلصانی سفارش می کنم با زندگیتون.جوونیتون.باامام زمانتون پدرومادرتون باسلامتیتون ایمان وآخرتتون بازی نکنید.اینو هم بگم ما هرچیزی رانباید بچشیم 1.به این خاطرکه شایدآن چیزسومی که میخواهیم بچشیم مسموم یازهرآلودباشه وما پادزهرشودربدنمون نداریم اونموقع چی میشه؟؟؟؟؟؟ ودوما این همه آدم دوروبرما چیزهایی رو تجربه کردند.چرامانبایدازتجربه دیگران درس بگیریم؟؟؟؟ودرآخر به حرف های خال زنکی اینواون گوش ندین خیلی هاشون اغراض سیاسی یا…دارن هرحرفی راباعقل سالم وانصاف مقایسه کنید وباصاحبان نظروعلما هم مشورت کنید.
ویک پیشنهاد دوستانه :بنده مشوری هستم درسه دبیرستان ومرکز پیش دانشگاهی کرج:
اگرسوالی درموردمسائل دینی.اعتقادی.شرعی.ادیان.بحث های دختروپسرداشتید به ایمیلم بفرستید وجواب بگیرید.یک دوست
یک محقق گفت
تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتووووووووووووووووجججججججججججججججججججههههههههههههههههه
ای خانم یاآقایی که یک دوست بهایی داری.اولا بهاییت نمیاد همون لحظه اولی که با شما رفیق شد تبلیغات بهاییت بکنه .اینا طبق یک سری برنامه ها و دستورات ازپیش تعریف شده عمل می کنن.بله شماهمون روزای اول هیچ چیزی نمی بینی امااگریه ذره چشماتوبازکنی وعمیق ببینی ویه کم عقایدوتاریخچه بهاییت واحکامشونومطالعه کنی خواهی فهمید که دست روی نیش چه افعی ای گذاشتی.ثانیا بهاییت واقعیت وحقایق روازشمای جوانی که ازهمه چیزوهمه جا بی خبری مخفی مه کنه وطی یک برنامه ازپیش تعیین شده شمارو سوق میده به اهداف خودش وشمابعدازچندماه میبینی ازکجابه کجارسیدی وآن وقت یاکارازکارگزشته یا…خلاصه من بین مسیحیای تهران بودم وباخوداسقف اعظم مسیحیت تهران بحث کردم وازایشون راجع به تثلیث دوتاسوال علمی کردم وایشون نتونست جواب بده.باوهابی ها وسنی های کردستان وبلوچستان بحث ومناظره مفصل دوساعته کردم با بهایی های کرج و… (وچون اطلاعات خوب وکاملی ازفرق وادیان مختلف دارم چون رشتم فرق وادیانه).وثالثادوست شماکه خیلی بامرامه ازکجامعلوم که نفوذی بهاییت نباشه.
من ازبهاییت یه خاطره بسیارتلخ دارم این خاطره رومینویسم برای شمای جوان:
من 4نفررفیق داشتم بچه مسجدی نمازاول وقتشون ترک نمی شد هرکدوم یه رشته.بعداز 4 ماه(چون ایران نبودم) یه بار به یکیشون زنگ زدم برنداشت به دومی به سومی به چهارمی هیچ کدوم بر نداشتند.شک کردم کم چی شده وقتی رفتم راجع بشون تحقیق کردم بعد از ده روزفهمیدم ایناچهارتایی به خاطرده میلیون تومن پول آخرت و بهشت وشب اول قبرشونو وامام زمانشونوفروختندبه بهاییت وبهایی شدند وجالب اینکه هر4نفردراثرروابط جنسی با دخترانی که از طرف بهایت ماموربه فعالیت بودند ایییییییییییدددددززززززززززززز گرفتند یه کی شون خودکشی کرد والان سه تای دیگه توی قرنتینه هستند.این هم یک دست آورد بهاییت.
به همه جوونا عاجزانه مخلصانی سفارش می کنم با زندگیتون.جوونیتون.باامام زمانتون پدرومادرتون باسلامتیتون ایمان وآخرتتون بازی نکنید.اینو هم بگم ما هرچیزی رانباید بچشیم 1.به این خاطرکه شایدآن چیزسومی که میخواهیم بچشیم مسموم یازهرآلودباشه وما پادزهرشودربدنمون نداریم اونموقع چی میشه؟؟؟؟؟؟ ودوما این همه آدم دوروبرما چیزهایی رو تجربه کردند.چرامانبایدازتجربه دیگران درس بگیریم؟؟؟؟ودرآخر به حرف های خال زنکی اینواون گوش ندین خیلی هاشون اغراض سیاسی یا…دارن هرحرفی راباعقل سالم وانصاف مقایسه کنید وباصاحبان نظروعلما هم مشورت کنید.
ویک پیشنهاد دوستانه :بنده مشاوری هستم درسه دبیرستان ومرکز پیش دانشگاهی کرج:
اگرسوالی درموردمسائل دینی.اعتقادی.شرعی.ادیان.بحث های دختروپسرداشتید به ایمیلم بفرستید وجواب بگیرید.یک دوستali2010.iran@yahoo.com
اگرسه بارشد ببخشیدچون ایمیلموفراموش کردم بنویسم
یک محقق گفت
خاطره یک بهایی مسلمان شده:مصاحبه ای شده با بهایی ای نجات یافته از باتلاق بهاییت که توجه همه خوانندگان عزیزرابه این مصاحبه جلب می کنم.
1ـ اميدوارم در اين ماه مبارك رمضان طاعاتتان مورد قبول خداوند واقع شده باشد.به عنوان اولين سؤال خود را معرفي كنيد؟
¤ به نام خدا، بهزاد جهانگيري هستم كه بعد از مسلمان شدنم در سال 75- 74 دوست داشتم اسمم را عوض كنم. لذا نام حسين فلاح را براي خود برگزيدم و از اينكه مسلمان شده ام خيلي خوشحالم.
2ـ چه سالي مسلمان شديد؟
¤ سال 5731، يعني از سال 74غير علني مسلمان شدم ولي در سال 75 ضمن مراجعه به نمايندگي روزنامه اطلاعات در همدان رسما از بهائيت اعلام تبري و انزجار كرده و مسلمان شدنم را اعلام كردم.
3ـ از ابتدا بهايي بوديد يا مسلمان؟!
¤ من بهائي زاده هستم. يعني پدربزرگ، پدر و مادر و همه اقوام، بهائي هستند. من هم طبق روال اداري فرقه بهائيت در 16سالگي به اجبار خانم نعيمي كه يكي از اعضاي محفل آن زمان همدان بود. تسجيل شدم اين يك روال مبتني بر زور و اجبار بود به ميل و دلخواه خودم صورت نگرفت مثل خيلي از جوانها.
4ـ چه انگيزه اي باعث مسلماني شما شد؟!
¤ چند دليل داشت، اول اينكه بسياري از دوستان من مسلمان بودند من هم دوست داشتم مثل آنها آزاد باشم. نه اينكه در چنبره و حصار تشكيلات بهائيت باشم. در دوران انقلاب من حدودا يازده، دوازده ساله بودم بعد از آن هم كه جنگ پيش آمد مسلمانان را مي ديدم كه چطور خالصانه به دين، ملت و وطن خود عشق مي ورزند. من هم دوست داشتم مثل آنها باشم، دوم اينكه سؤالات زيادي در ذهنم نسبت به بهائيت وجود داشت، افكار وعقايد مسلمانان با عقايد ما خيلي فرق داشت. رفتار مسلمانها خيلي بهتر و آزادانه تر از ما بود. گرچه طبق تعاليم فرقه اي ما خود را برتر از آنها مي دانستيم. با اين وجود سؤالاتي برايم پيش مي آمد! لذا از مسئولانمان يعني از همان كساني كه جزء محفل (خادمين) بودند مي پرسيدم. عكس العمل آنها در مقابل سؤالات جزيي من تند و پرخاشگرانه بود. آنها در نهايت مي گفتند، خيلي سؤال مي كني! ما در تشكيلات بهائيت لم و بم (چرا و چگونه) نداريم و اين يكي از ويژگي هاي فرقه بهائيت است. همين سؤالات مرا بيشتر تشويق مي كرد كه تحقيقات خود را دنبال كنم. و عاقبت به همراه همسر سابقم پس از تحقيقات و مطالعات زياد، پي به بطالت و ساختگي بودن بهائيت برديم و مسلمان شديم.
5 ـ لم و بم را بيشتر توضيح مي دهيد؟ حريمش تا كجا بود؟
¤ لم و بم يعني چرا و چگونه. در پرسش ها اگر ريشه اعتقادي و ساختار تشكيلاتي و فرقه اي بهائيت زير سؤال برود از ناحيه سران فرقه و قبل از آنها از سوي خانواده هاي بهائي به شدت سركوب مي شود و فرد سؤال كننده طرد شده و تهديد مي شود تا جائي كه از كرده خود پشيمان گردد.
6ـ مگر نه اينكه فرد با پرسيدن سؤال مي خواهد بهائيت را بهتر بشناسد؟
¤ اتفاقا من همين سؤال را يك بار پرسيدم جواب دادند كسي كه عاشق باشد سؤال نمي كند، چيزي نمي پرسد، اگر عاشق بهاءالله و عبدالبها باشي ديگر سؤالي نمي پرسي اين شگرد كارشان است. يعني قلبت را عاشق مي كنند و فكر و مغزت را ازت مي گيرند!
7ـ آيا اين سؤالها قبل از 15 سالگي بود يا پس از آن؟ چون معتقد و مصر هستند، در 15 سالگي بايد به تحري حقيقت برسند و تسجيل بشوند؟!
¤ خير، تحري حقيقت در بهائيت فقط يك ادعاي محض است. چون فقط در نوشته هاست. اما در عمل اصلا تحري حقيقي نداشتيم. به هيچ عنوان يك نفر بهائي نمي تواند بگويد مي خواهم براي انتخاب دين خود تحري و تحقيق كنم. مثلا با مسلمانها، مسيحي ها و يا مومنين ديگر اديان آسماني در ارتباط باشند. در تشكيلات بهائيت چنين اجازه اي نمي دهند. يعني براساس ساختار فرقه اي و تشكيلاتي بهائيت، كودك از زماني كه زبان باز مي كند تا آخر عمر تحت تعليم اجباري محسوس و نامحسوس قرار مي گيرد و بايد در سن پانزده سالگي بهائي بودن خود را اعلام نمايد و به عبارتي تسجيل شود. با اين وصف خود قضاوت كنيد براي بهائيان تحري حقيقت و تحقيق در جهت انتخاب دين چگونه مي تواند عملي شود؟!! به نظر بنده كه سالها در تشكيلات بهائيت بوده ام انتخاب در بهائيت كاملا اجباري است، يعني فرد بهائي در سن پانزده سالگي و يا تازگي ها هيجده سالگي از سوي تشكيلات بهائي انتخاب مي شود. نه اينكه خودش انتخاب كند و اگر كسي خارج از اين چارچوب عمل كند با عكس العمل شديد تشكيلات بهائيت و خانواده مواجه مي شود.
8 ـ يعني چنين كسي را بايكوت مي كنند؟
¤ بله دقيقا.
9ـ اگر ممكن است در خصوص (لم و بم) كه در مورد خودتان اتفاق افتاده است مثالي بزنيد؟
¤ دوازده ساله بودم دوست داشتم همراه با دوستان مسلمانم در ايام محرم به مساجد و مجالس عزاداري آقا امام حسين بروم و مثل آنها كه در اين مجالس روحيه خوبي پيدا مي كردند به آرامش معنوي برسم. سينه زني و لباس مشكي پوشيدن برايم سؤال بود و در عين حال جالب و بسيار جذاب. يك روز به پدرم گفتم مي خواهم با مسلمانان به مجالس عزاداري بروم چون اين مراسم در ايام محرم باعث مي شود حتي خلاف كاران دست از كارهاي خود بردارند. راه اصلاح پيش بگيرند. پدرم و دائي ام آقاي ايوبي كه اكنون جزء سران تشكيلات است گفتند، اگر ببينيم حتي يكبار پايت را به مسجد گذاشته و با مسلمانهائي كه اعتقاد محكمي دارند بگردي حق نداري با ما باشي. بايد با همانها زندگي كني! آنها در كنار اين حرفها توصيه مي كردند كه ارتباط من با دوستان لاابالي از نظر آنها مشكلي ندارد. مورد بعدي مربوط به قصد ازدواج من با دختري مسلمان بود كه با مخالفت شديد تشكيلات مواجه شد بدون آنكه هيچ دليل قانع كننده اي بياورند، آنها هيچ جوابي در پاسخ به پرسشهاي من نمي دادند و فقط من را تهديد مي كردند.
10ـ بهائيان زيارتنامه اي دارند به نام زيارتنامه سيدالشهدا چون صحبت از عاشورا كرديد در اين مورد توضيح دهيد آيا اين زيارتنامه را در ايام محرم مي خواندند؟
¤ نگاه تشكيلات بهائيت به زيارت نامه سيدالشهدا، نگاه ابزاري بوده شايد هم يك شگرد فريب كارانه براي اغفال مسلمانان كه آنهم تنها براي مدت كوتاهي در زمانهاي گذشته خوانده مي شد (البته فقط در شهرهاي شيعه نشين براي فريب و اغفال مسلمانها، حفظ آمار بهائيان و به عنوان پوشش امنيتي براي بهائيان ) چون از يك طرف به جوانها مي گفتند نبايد با مسلمانها رفت و آمد كنيد و از طرف ديگر زيارت نامه سيدالشهدا را مي خواندند و حتي بعضي مواقع حليم نيز مي پختند البته اين امر توسط بهائيان قديم اتفاق مي افتاد وگرنه بهائيان امروزي اصلا اعتقادي به اينگونه افكار و اعتقادات ندارند. اين دو با هم در تضاد بود، به همين خاطر زيارت نامه و حليم را حذف كردند و در سالهاي اخير بهائيان در اول و دوم محرم كه مصادف با ولادت شوم باب و بهاء است جشن و سرور بر پا كرده و تورهاي گردشگري به راه مي اندازند و به خوشگذراني مشغول مي شوند! البته جشن تولد باب و بهاء يك فلسفه سياسي معارض با شيعه دارد. چرا كه بر خلاف تقويم بهائي كه بر هجري شمسي استوار است ولادت باب و بها به قمري حساب شده تا بهائيان با عيد گرفتن وجشن و سرور در ايام محرم عداوت و كينه خود را با دين اسلام و مذهب تشيع استمرار دهند و من مومنين به مذهب تشيع و مسلمانان را به تعمق در اين مسئله اي كه عرض كردم دعوت مي كنم.
11ـ يعني براي اغفال ديگران به نوعي نزديكي ايجاد مي كردند؟
¤ بله، از اين قضيه استفاده هاي مختلفي مي كردند. مخصوصا در بعد مظلوم نمائي مي گفتند همانطور كه سيدالشهدا مظلوم بود، ما هم مظلوم داريم، مثل باب، عباس افندي و يا ماجراي قلعه شيخ طبرسي را بعد از خواندن زيارت نامه اين موارد را ذكر مي كردند كه، مثلا ببينيد مظلوميت ما از سيدالشهدا نيز بيشتر است!! ببينيد كه اين استفاده ابزاري آنها از زيارتنامه نيز داراي فلسفه مرموز سياسي است، يعني دشمن با استفاده از اين عناصر فريب خورده اهداف خود را در دل ملت مسلمان پيگيري مي كند و اگر ملت از خود دفاع مي كند فرياد مظلوميت شان بلند مي شود كه آن هم نوعي ابزار است براي تحميل فشار به ملت مسلمان از طرف استعمار.
12ـ اگر بخواهيم مصداقي مشخص كنيم چه كسي را بلاتشبيه سعي داشتند سيدالشهدا معرفي كنند و چه كساني را پيروان او مي دانستند؟
¤ منظور آنها از سيدالشهدا همان باب و بهاء بوده و پيروان او را مثل ملاحسين بشرويه يا قدوس مي گفتند و به علت جنگهايي كه در قلعه شيخ طبرسي انجام داده اند خاك اين قلعه را متبرك معرفي مي كنند از طرفي متبرك بودن خاك كربلا و تربت امام حسين را نفي مي كنند ولي براي خودچنين چيزي را قبول ندارند و به اسلام و مسلمانان ايراد گرفته و آن را جزء خرافات به حساب مي آورند.
13ـ شما اول مسلمان شديد يا همسرتان؟
¤ همزمان بود، ايشان تحقيقاتي درباره اسلام انجام داده بود ولي به من نمي گفت، چون در تشكيلات بهائيت حرف دلت را حتي به همسرت نمي تواني بگوئي. همه مراقب هم هستند. پيش خودت فكر مي كني همسرت جاسوس توست و جاسوسي ات را مي كند. حتي ممكن است شوهر جاسوس زنش باشد. چون تشكيلات فقط به منافع خود اهميت مي دهد ولي به خانواده، زندگي و به مشتركات اهميت نمي دهد فقط مي گفتند اگر او كاري انجام مي دهد به ما بگو. افراد بهائي براساس تعاليم فرقه بهائيت به طور سيستماتيك و غيرارادي مكلف به اطلاع رساني براي سران تشكيلات هستند. لذا من براي خودم كار مي كردم، با مسلمانها رابطه داشتم و سؤالاتم را مي پرسيدم و همسرم هم كتابهاي شهيد مطهري را مي خواند و وقتي به من در مورد مسلماني گفت ديد خود را قبلا آماده كرده و فقط به خاطر ترس از تشكيلات و ترس از يكديگر تاكنون چيزي بروز نداده ام.
درصورت تمایل اگرسوالی درموردمسائل دینی.اعتقادی.شرعی.ادیان.بحث های دختروپسرداشتید به ایمیلم بفرستید وجواب بگیرید.یک دوستali2010.iran@yahoo.com
سپیده گفت
به نظر من درست نیست که بخوایم به بهاییان توهین کنیم ، یا شکنجه و آزار بدیم ولی به قول یکی از دوستامون نباید بهشون اجازه داد که انقدر راحت تبلیغ کنن . یا در مملکتی که مسلمان داریم با بهاییان نبایدمعامله کرد .
چون حقیقتا من به کسی که به امام زمان اعتقاد نداره خوشم نمیاد . همون بهتر که از یکسری از حقوق محروم باشن . چجوری به خودشون اجازه میدن که در جایی که اسلام وجود داره ، مردم توجه بهش ندارن .
مجید گفت
من یک مسلمان شیعی ازنظر من هردینی یاآیینی که فقط خدارا قبول داشته باشد کافی است زیرا به واسطه پرستیدن خدا می تواند به بسیاری از اعماق دیگر جهان هستی برسد.
called or not called:god is present always
آرمان آریا گفت
جدا باعث تاسف است که نسل جوان ایران در این قرن هنوز اینگونه پایبند توهمات و خرافات هزاران سال پیش است و باور گای دینی را تنها ملاک انسانیت و وجه تمایز خوبی و بدی می شناسد. به این افراد فقط باید گوشزد کرد که حتی اعراب به اصطلاح جاهلیت در 1400 سال پیش بسیار آزاده تر و انسان تر از شما بودند که 13 سال تمام محمد را تحمل کردند. ایکاش شما ها در آن زمان در مکه حضور داشتید چون در همان روز اول محمد را اعدام می کردید و امروز بشریت از دست این دین بی فرهنگ انسان ستیز اسوده بود.
میلاد گفت
بابا به کسی چه مربوطه کی کی رو می پرسته هر کس باید با عقل خودش راهش روپیدا کنه. هیچکس دقیقا نمیدونه حقیقت واقعی چیه اگه باورت نمیشه به هزاران سوال بی جواب تو ذهنت یه مروری بنداز؟
فقط همه مردم باید از ایرانی بودنشون لذت ببرند و با صلح و صفا زندگی کنند.ما جلوی هیچکس رو که نمیتونیم بگیریم. به مسلمونا بگیم با بهایی رابطه نداشته باشی. چون صرفا اسم دینش بهاییه؟
یه نگاه به اطراف کنین ببینید چند تا آدم مسلمون یا بهایی می شناسید که خیلی حروم زاده اند؟ به نظر من تفاوت بین آدما تو افکارشون نه تو دینشوش. خیلی از آدما شاید میدونن دینشون یا علماشون اشتباه میگه ولی همه ما که قرآن رو نخوندیم فقط از دهن این و اون شنیدیم که قرآن چنین میگه و چنان میگه. آدم عاقل میگه تا اون جا که کسی واقعا مزاحمت نیست میتونه آدم خوبی باشه ربطی عمیق به دین و آیین فکر نکنم داشته باشه ولی اکثرا فکر کنم اینجوری فکر نمی کنند. دین اسلام دین مهربانی و ملایمت است وگرنه چند هزار سال پیش منسوخ شده بود.
نظر شخصیم بود.ببخشید.گود بای
رميليا گفت
ميلاد عزيز من با شما موافق نيستم که فقط فقط دينش بهايي است هرچند مثل بعضي از عزيزان هنور ديانت بود بهاييت جاي شک و شبهه فراوان دارد
شما ميگين ببينيد افکارش چيه کاملا درست گفتين چون خيلي از افکار انساني برخواسته از خواستگاه ديني و مذهبي فرد است تفاوت فکري يک سني با شيعه را ببينيد چقدر تفاوت دارند هر چند در اصولي مشترکند.
دانیال گفت
ببخشید اسلام چند هزار سال پیش اومده؟
رميليا گفت
آنچه به نظر من بايد در اين مساله بهاييت به آن دقيق شد اين است:
خاتمه يافتن رسالت بعد از حضرت محمد ص هست که مورد اتفاق همه مسلمانان و حتي برخي متدينان اديان الهي است. اگر بهاييت خود را از فرق اسلامي يا حداقل مسيحي يا يهودي مي داند که در اين صورت حرفي نيست پس اصولي را دارند که کم و بيش با آيينهاي الهي شباهت دارند مثلا در هيچ يک از آيينهاي شناخته شده الهي مجوز ازدواج با محارم به کسي نمي دهند، اما اگر مدعي هستند که خود ديانتي جدا دارند و آن را به خداوند منتصب مي دانند با توجه به اصل پايان رسالت در اين صورت بهاييت و ساخته و پرداختگان آن يا دروغ مي گويند که از جانب خداوندند يا پيروان پيامبري قبل از حضرت محمد ص هستندکه با توجه به شواهد امر چنين نيست.
من نمي دانم درست است نه ولي با توجه به حلال بودن برخي کارها در بين گروه از جمله زناي با محارم، زناي زن محصنه براي داشتن فرزند، مي گساري، مخالفت با اديان الهي که در اديان الهي مومنان از آن پرهيز شده اندو رفتارهاي ديگر اين گروه من به اين نتيجه مي رسم که اينان نکند شيطان پرستند؟ !. اين گروه خود را مدافع صلح و حقوق بشر مي دانند اين چيز تازه اي نيست همه اديان الهي را ببينيد پيروان خود را به راستي و احترام به حقوق ديگران سفارش نموده اند رفتار نيک پندار نيک و گفتار نيک در بين زردشتيان مفهوم حق الناس در بين مسلمانان و … اما در مورد شيطان پرستان که فرقه اي نوظهور است و سرمايه داران يهود و آمريکايي از آن حمايت مي کنند و استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، کار روزانه اين عده تلقي مي گردد يعني بي قيدي و بيحيايي و نيز حمايت صهيونيست ها که حتي يهودي هم نيستند از اين قبيل فرقه ها براي به انحراف کشاندن مومنان به خدا و تحقق اهداف صهيونيست که از قضا بهاييان نيز از اين حمايت بي بهره نيستند کما اينکه مهتران اين قوم در اسرائيل اقامت دارند . هر چند بهاييان تفاوتهايي با شيطان پرستان کانادا و آمريکا دارند اما اين آقايان بهايي وقتش که برسد از شيطان پرست ها چيزي کم نمي ذارن.
و در خصوص محروميت از حقوق اجتماعي و يا همان حقوق شهروندي، اگر اين گروه حاضر به اطاعت از قوانين جامعه اسلامي ( حال اينکه در اين نظام کاملا اسلام رعايت مي شود يا نه به مسلمانان ربط دارد نه به بهاييان) و به توطئه عليه جامعه اسلامي نپردازند و تا زماني که بدون اثبات حقانيت و دريافت مجوز از جامعه اسلامي به تشکيل گروههاي تبليغي و نشر عقايد خود نپردازند در پناه جامعه اسلامي بايد در امان باشند اما اگر مانند يهوديان زمان محمد ص توطئه کردند با دشمنان اسلام دست دوستي دادند و توطئه کردن ديگر در امان نيستند کما اينکه يهوديان از مدينه اخراج شدند بهاييان نيز از اين قانون مستثني نيستند.
آرمان آریا گفت
رمیلیا، هیچگاه به این فکر کردی که شاید اشتباه در باورهائی که تو داری باشه ؟ چه چیزی تورا اینقدر مطمئن کرده که در بین تمام این ادیان و مذاهب فقط راهی که تو انتخاب کردی حقیقت است و لا غیر ؟ غیر از این است که تو در یک خانواده شیعه به دنیا آمدی و از کودکی تحت تاثیر این مذهب بودی و حالا این باور را یگانه راه رستگاری میشناسی ؟
چند نکته کوچک را بهت یادآوری میکنم بد نیست که در باره آنها کمی فکر کنی:
1- از کجا این اطمینان را داری که قرآن کلام خداست؟ چه دلیل عقلی در این خصوص وجود دارد؟ تنها استدلال مسلمین برای کلام الله بودن قرآن همین قضیه تحدی است! یعنی کسی نمیتواند سوره ای مانند قرآن بیاورد، پس قرآن کلام خداست !مفهوم سوره ای مانند قرآن چیست؟ در معنی ویا در لفظ و یا هردو؟ از چه کلماتی باید استفاده کرد، از همان کلمات قرآن؟ در این صورت میشود کپی کردن از قرآن! و یا کلمات دیگری غیر از آنهائی که در قرآن استفاده شده؟ در اینحالت چه تشابهی خواهد بود بین دو متن با کلمات متفاوت ؟ چه کسی در این میان نقش داور را خواهد داشت؟ مسلمانان یا غیر مسلمان ها؟ هیچ به این فکر کردی؟ کدام مسلمان است که یک نوشته ای را مشابه قرآن بداند؟ چنین شخصی که دیگر مسلمان نیست و یک مرتد است، و قضاوت او پشیزی ارزش ندارد. در این خصوص مطلب فراوان است که در اینجا مجال این گفتار نیست.
2- به چه دلیل بر این باور هستی که محمد آخرین پیامبر است ؟ تنها یک جا در قرآن به این موضوع اشاره شده و آنهم آیه 40 سوره الاحزاب است. ترجمه آیه چنین است”محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست” از آنجائی که قران در بدو امر به خط کوفی نوشته شده بوده و این خط فاقد نقطه گذاری و علامات حرکت های حروف بوده، بیشتر احتمال میرود که خاتم در اینجا به معنی نگین (با فتح ت) باشد و این معنی بهتر هم با مفهوم جمله سازگار است. به هر حال تنها استناد به این یک کلمه نمیتواند زیاد دلیل خرد پذیری باشد. برای مطالب کم اهمیت تری قرآن تاکید های بیشتری کرده!
3- با چه استنادی شما یقین داری که در بهائیت ازدواج با محرم وجود دارد ؟ البته من خودم بهائی نیستم ولی اطلاع کافی دارم که این بهتانی بیش نیست و اصلا صحت ندارد، تا انجائی هم که تحقیق کردم صیغه (ازدواج موقت معروف شیعیان) و چند همسری هم در بهائیت وجود ندارد.
4-پیشنهاد راه حلی مشابه گردن زدن یهودیان بنی غریضه نهایت لطف اسلامی شماست و این عمل بهترین نمونه خشونت و انسان ستیزی است که در این ایدئولوژی منسوب به خدا وجود دارد.
به امید روزی که تمامی انسان ها به این حقیقت دست پیدا کنند که هیچ چیزی سبب برتری انسانی بر انسان دیگر نمی شود. باورهای دینی و مذهبی امری خصوصی و شخصی هستند و هیچ کس این حق را ندارد عقیده و باور خود را به دیگران تحمیل کند.
دانیال گفت
متاسفانه با فرو کردن همین که شیعیان از روی تعصب و … این مذهب رو دارند ذهن شما را پر کردند. قرآن رو هم که تفسیر می کنی. راستی نگفتی منظور از این که پدر هیچ یک از مردان شما نیست چیه؟ و در پاسخ به این که گفتی حرکت گذاری معلوم نیست. باید بگم آیا قرآنی در حال حاضر در اختیار داری یا جایی منتشر می شود که با آن حرکت گذاری که شما فرمودی سازگار باشد؟ ازدواج موقت دلایل خودش رو داره. چند همسری هم که دلایلش مشخص است. و تا اونجایی که من میدونم پیامبر ها هم چند همسر داشتند. راستی تو چه مذهبی رو قبول داری؟ پدرو مادرت چه مذهبی رو داشتند؟ و در نهایت این که سبب برتری انسان ها بر یکدیگر تقوا است. به امید فرج حضرت حجه بن الحسن مهدی صاحب زمان.
اللهم عجل لولیک الفرج.
محمدامامی مقدم گفت
باسلام به خوانندگان مقاله اکبر گاف.دوستان یه کم فکرکنیدببینیدچطورتوکشورهای اروپایی وقتی میشنوند که درفلان کشورفلان بیماری خطرناکی بوجود اومده اتبائشون روازرفتن به اونجامنع وورود مسافرین کشوربیمار رو قدغن میکنن حالا یکی پیدا بشه بگه ازمسافرین بیمارسلب حق شده !مسخره نیست؟همه به گوینده نمیخندند؟حالا بهائیت یک غده سرطانی است که برای یک جامعه اسلامی یک تهدید بشمار میرود . آیا شما به یک غده سرطانی حق حیات میدهید؟ چه رسد به بقیه حقوق؟!!!
دانیال گفت
آقای منتظری ساده لوح و گنجی مزدور خود فروخته است که ما نفهمیدیم چه دین و مذهبی دارد و اصلا اعتقاد به خدا دارد یا نه. جدیدا هر کس ضد علمای اسلامی و مخصوصا شیعه سخن به میان آورد اسمش را میگذارند روشن فکر. اشکالی نداره سزای اینان را خداوند همان طور که قول داد می دهد. اما در مورد جوان هایی که در این دام افتاده و می افتند متاسفم که معلوم نیست عاقبت آن ها چگونه است.
اللهم عجل لولیک الفرج.